به گزارش تحریریه، دکتر «بسام روبین» سرهنگ بازنشسته اردنی، در روزنامه الکترونیکی «رأیالیوم» نوشت: اوضاع کنونی امت عربی این سؤال خطرناک را مطرح میکند که چرا توانایی تحلیل ابعاد چالشهای راهبردی پیرامون ما، بهویژه چالش اسرائیل، کاهش یافته است؟ رژیم اسرائیل با کشورهای منطقه بهعنوان همسایه برخورد نمیکند، بلکه بر اساس رویکرد امنیتی و راهبردی خود عمل میکند و میکوشد برتری نظامی، فناوری و سیاسی خود را حفظ کند و مانع شکلگیری قدرت منطقهای قدرتمندی شود که قادر باشد با این رژیم مقابله کند یا منافع آن را به خطر بیندازد.
اظهارات و موضعگیریهای پیدرپی مقامهای این رژیم درباره آینده سرزمینهای فلسطین و طرح سناریوهای مربوط به مهاجرت و گسترش دامنه اشغالگری، اقتضا میکند که کشورهای عربی درباره آنچه در پیرامونشان در جریان است، تحلیلی جدی و عمیق داشته باشند. آنچه فلسطین و منطقه طی دهههای گذشته شاهد آن بودهاند، نشان میدهد که نباید با چالشهای اسرائیل بر اساس احساسات زودگذر، انتشار بیانیه و محکومیتهای مقطعی برخورد کرد، بلکه لازم است ماهیت تحولات، اهداف، قدرتها و موازنه قوا بهصورت راهبردی تحلیل شود.
اما مشکل کشورهای عربی، کمبود اطلاعات نیست، بلکه نبود رویکردی راهبردی و مشترک است. جنگها، بحرانهای اقتصادی، شکافهای سیاسی و درگیریهای داخلی، بخشی از انرژی و توان کشورهای عربی و جوامع آنها را فرسوده کرده است. شهروندان با دشواریهای زندگی و چالشهای اقتصادی و معیشتی روبهرو هستند و تعیین سرنوشت خود و خانوادههایشان آنها را به خود مشغول کرده است؛ این موضوع موجب غفلت از مسائل امنیتی و راهبردی شده است.
سرهنگ بازنشسته اردنی نوشت: موضوع خطرناکتر آن است که اختلافهای آشکار میان کشورهای عربی، در بیشتر موارد، مانع شکلگیری موضعی جمعی و یکپارچه شده است. این در حالی است که تحولات منطقهای و بینالمللی با سرعت بسیار زیادی در جریان است. در چنین شرایطی، این سؤال مطرح میشود که آیا امت عربی میتواند با اتکای بیش از حد به دیگران، امنیت و منافع خود را تأمین کند؟
سیاست بینالمللی تنها بر نیتها استوار نیست، بلکه منافع و موازنه قدرت نیز در آن نقش دارند. کشوری که از مؤلفههای قدرت کافی در حوزههای اقتصاد، دانش، فناوری و ابزارهای دفاعی برخوردار نباشد، توان اندکی برای تأثیرگذاری بر رویدادها و تعیین سرنوشت آینده منطقه خواهد داشت.
مقابله با چالشهای اسرائیل به معنای دعوت به طرح شعارها و گفتمانهای احساسی یا ورود به درگیری مستقیم نیست، بلکه پیش از هر چیز، به معنای ایجاد مؤلفههای واقعی قدرت، مانند اقتصاد تولیدمحور، آموزش پیشرفته، توان عملی و فناوری، امنیت غذایی و آبی، توان دفاعی و بازدارندگی، نهادهای قدرتمند و باثبات و همکاری عربی بر پایه منافع مشترک است. قدرت در جهان کنونی تنها به قدرت نظامی محدود نمیشود، بلکه زنجیرهای متکامل از قدرت اقتصادی، عملی، فناوری، امنیتی، دیپلماتیک و توان تصمیمگیری را در بر میگیرد.
بسام روبین در بخش پایانی گزارش خود نوشت: خطرناکترین چیزی که احتمال دارد امت عربی با آن روبهرو شود، تنها وجود دشمنی قدرتمند نیست، بلکه ناتوانی این امت در تحلیل این خطر، پیش از آنکه مقابله با آن دشوار شود، است. ازاینرو، شرایط کنونی اقتضا میکند که از مرحله واکنش به مرحله عمل، از مرحله نظارهگری رویدادها به مرحله تأثیرگذاری بر آنها و از مرحله بسنده کردن به همدردی ظاهری به مرحله ایجاد منافع مشترک منتقل شد و از امنیت ملی دفاع کرد.
اکنون بیش از شعار، به آگاهی راهبردی نیاز است؛ آگاهیای که اولویتها را مشخص کند، تحولات را بهطور واقعی تحلیل کند، مؤلفههای قدرت را به دور از هرگونه احساسات و مبالغه ایجاد کند و این واقعیت را درک کند که امنیت منطقه و آینده مردم آن، مسئولیت دیگران نیست.
تاریخ در انتظار کسانی که دچار شک و تردید هستند، نخواهد ماند. موازنه قدرت نیز به کسانی که تنها نظارهگر اوضاع هستند، رحم نخواهد کرد. امتی که خطرات را بهموقع تحلیل نکند، قدرتمند نشود و راهبرد خود را تدوین نکند، مجبور خواهد شد با شرایطی که دیگران برایش ساختهاند، مدارا کند.
پایان/













نظر شما