به گزارش تحریریه، پروفسور دینگ لونگ(丁隆)، استاد مؤسسه مطالعات خاورمیانه دانشگاه مطالعات بینالمللی شانگهای، در مصاحبهای با پایگاه تحلیلی گوانچا (观察者网) درباره آینده عراق گفتوگو کرد.
⭕میراث سیاسی بهجامانده از آمریکا
گوانچا: شما در سال ۲۰۰۳، در مقالهای، جنگی را که آمریکا علیه عراق به راه انداخت، «جنگ تجاوزکارانهای بدون مجوز سازمان ملل متحد» توصیف کردید. اکنون، ۲۳ سال بعد، نیروهای آمریکایی سرانجام با این ادعا که مأموریت مبارزه با داعش را به پایان رساندهاند، از عراق خارج میشوند. حضور نظامی آمریکا در عراق طی بیش از دو دهه گذشته را در مجموع چگونه ارزیابی میکنید؟
دینگ لونگ: با پیشرفت روند خروج، نقش نیروهای آمریکایی بهتدریج از «متجاوز و نیروی اشغالگر» به ایفای وظایف پشتیبانی، از جمله مشاوره، ارائه اطلاعات و آموزش، تغییر کرد. چنین حضوری دیگر فایدهای برای عراق ندارد و در عوض به حاکمیت ملی این کشور آسیب میزند. از سوی دیگر، همین شمار اندک نیروهای مستقر در عراق نیز برای آمریکا اهمیت چندانی ندارد.
مهمتر از همه، احساسات ضدآمریکایی در داخل عراق بهشدت افزایش یافته و پایگاههای آمریکا نیز بارها هدف حملات گروههای مسلح قرار گرفتهاند. در بستر رویارویی میان آمریکا و عراق، حضور نیروهای آمریکایی نهتنها کمکی به ثبات عراق نمیکند، بلکه خود به منبع بیثباتی تبدیل شده است. تا زمانی که نیروهای آمریکایی بهطور کامل از عراق خارج نشوند، این کشور نمیتواند به ثبات برسد.
بنابراین، این خروج هم نمونهای از آشوب به پا کردن و سپس رها کردن میدان از سوی آمریکاست و هم تلاشی برای کاهش خسارت راهبردی.

↩ ۱۸ ژوئن ۲۰۰۳؛ سربازان آمریکایی در برابر صدها عراقی معترض، مقابل مقر موقت نیروهای ائتلاف آمریکا و بریتانیا در پایتخت عراق، سلاح به دست گرفتهاند.
گوانچا: آمریکا در سال ۲۰۱۱ اعلام کرد که نیروهایش را از عراق خارج میکند، اما در عمل شاهد خروجی بودیم که به ترک واقعی منجر نشد. سپس در سال ۲۰۱۴، همزمان با قدرتگیری داعش، بار دیگر نیروهای خود را به عراق اعزام کرد. اینبار، نخستوزیر عراق، علی الزیدی، بهصراحت تأکید کرده است که ۳۰ سپتامبر، مهلت نهایی است. به نظر شما، این خروج چه تفاوتی با خروجهای پیشین دارد؟ چرا طرف عراقی اینبار توانسته است با چنین قاطعیتی موضع خود را اعلام کند؟
دینگ لونگ: در سال ۲۰۱۱، تصمیم به خروجی دروغین و همچنین بازگشت دوباره آنها در سال ۲۰۱۴، با بهانه قرار دادن ظهور داعش، هر دو کاملاً در اختیار آمریکا بود؛ این واشنگتن بود که درباره ماندن یا رفتن نیروهایش تصمیم میگرفت. اما اینبار، عراق بر اساس توافقی که با آمریکا امضا کرده است، ۳۰ سپتامبر را بهعنوان مهلت نهایی خروج نیروهای آمریکایی تعیین کرده که عزم و اراده طرف عراقی را نشان میدهد.
دولت الزیدی معتقد است که نقش آمریکا در عراق باید به همکاری در حوزه انرژی و مناسبات اقتصادی و تجاری تغییر کند و ادامه حضور نظامی آمریکا برای هیچیک از دو طرف سودی ندارد. دولت عراق همچنین میخواهد از این طریق، مبنای مشروعیت حضور گروههای مسلح را از میان ببرد و زمینه را برای خلع سلاح آنها فراهم کند.
گوانچا: شما پیشتر در مقالهای به گزاره مشهوری اشاره کرده بودید: «جنگ، صدام را سرنگون کرد؛ اما دموکراسی غربی عراق را نابود کرد.» شما توضیح داده بودید که دموکراسی موزاییکی مورد حمایت آمریکا، یعنی تقسیم قدرت بر اساس نسبت جمعیتی فرقهها و اقوام، شکافهای قومی و فرقهای را نهادینه و دائمی کرده است. اکنون نیروهای آمریکایی از عراق خارج میشوند، اما این چارچوب سیاسی همچنان به کار خود ادامه میدهد. به نظر شما، آیا این نظام دموکراسی آمریکایی به بخشی درونی و پایدار از سازوکار سیاسی عراق تبدیل شده است؟ یا پس از خروج نیروهای آمریکایی، امکان اصلاحات در آن وجود دارد؟
دینگ لونگ: عراق از ابتدا نیز کشوری مصنوعی بود که استعمارگران آن را با خطکشی روی نقشه و کنار هم چیدن گروههای مختلف ایجاد کردند. در دوره صدام، تضادهای فرقهای و قومی برای مدتی با خشونت و اقتدار یک حاکم قدرتمند سرکوب شد. اما پس از سال ۲۰۰۳، آمریکا «دموکراسی سهمیهای» را وارد قانون اساسی کرد و هویتهای فرقهای و قومی پیشامدرن را به قواعد تقسیم قدرت ارتقا داد. این اقدام، در واقع، اجرای ضددموکراسی به نام دموکراسی بود.
اینکه نیروهای آمریکایی از عراق خارج شوند یا در این کشور بمانند، ارتباط چندانی با موفقیت یا شکست دموکراسی عراقی ندارد.
نگرانی فوری عراق این است که آیا میتوان گروههای مسلح را بهطور موفق در ساختار دولت ادغام کرد و ارتش را ملی ساخت یا نه. نگرانی بلندمدت نیز این است که آیا روند دولتسازی و ملتسازی در عراق میتواند در مسیر درست قرار بگیرد یا خیر.

↩ آوریل ۲۰۰۳ مرکز شهر بغداد؛ یک سرباز آمریکایی مقابل مجسمه سرنگونشده صدام ایستاده است.
گوانچا: شما همچنین تحلیل کردهاید که دو سیاست کلیدی آمریکا، یعنی «دموکراسی مبتنی بر تقسیم قدرت» و «بعثزدایی»، چگونه سنت سیاسی عراق را تغییر دادند. سیاست بعثزدایی، در عمل، به فروپاشی ظرفیت حکمرانی و بینظمی اجتماعی منجر شد. اکنون، پس از ۲۳ سال، آیا به نظر شما آسیبهایی که این دو سیاست به روند دولتسازی در عراق وارد کردهاند، دیگر جبرانناپذیر شدهاند؟
دینگ لونگ: بعثزدایی با شعار پاکسازی بقایای رژیم پیشین آغاز شد، اما در واقع ماشین دولت را از هم فروپاشاند. تجربه اداری و نظام دیوانسالاری و کارشناسی کشور یکشبه از میان رفت و خلأ امنیتی نیز بهسرعت با گروههای شبهنظامی فرقهای و نیروهای افراطی پر شد.
در پی این تحول، اعتماد اجتماعی جای خود را به وابستگی بقا به فرقهها و شبکههای شبهنظامی داد. هنگامی که چنین الگویی شکل بگیرد، معکوس کردن آن بسیار دشوار خواهد بود. بیش از دو دهه گذشته است. نهادهای دولتی، هرچند از نظر ظاهری بار دیگر ساختاری کامل پیدا کردهاند، در درون خود عمیقاً تحت تأثیر نظام تقسیم فرقهای قدرت و حامیپروری قرار گرفتهاند.
فرقهای شدن سیاست، خسارتهای بیشماری به بار آورده است؛ اما بازگشت از این مسیر و گشودن راهی تازه نیز بسیار دشوار به نظر میرسد.
«دموکراسی مبتنی بر تقسیم قدرت» نیز توزیع قدرت را بر پایه هویتهای قومی و فرقهای سامان داد و بدین ترتیب، هویت قومی را تثبیت، نهادینه و به منبع قدرت تبدیل کرد. زندگی سیاسی حول محور فرقهها شکل گرفت، حقوق شهروندی جای خود را به هویت قومی داد و تمامیت ارضی کشور، بیش از آنکه به نیروهای داخلی متکی باشد، به عوامل خارجی وابسته شد.
خودمختاری کردها، به حاشیه رانده شدن اهل سنت و قلمروهای تحت کنترل شبهنظامیان شیعه، همگی به بخشهایی تثبیتشده از ساختاری تبدیل شدهاند که تغییر بنیادین آن بسیار دشوار است.
این آسیبها مطلقاً جبرانناپذیر نیستند، اما اکنون به بخشی از موازنه قدرت و فرهنگ سیاسی عراق تبدیل شدهاند. معکوس کردن این روند، مستلزم شکلگیری یک مجموعه سیاسی از نخبگان فراتر از فرقهگرایی، بازسازی ساختار قدرت بر مبنای ملیسازی ارتش و بازنویسی قرارداد اجتماعی برای درهم شکستن شبکههای حامیپروری فرقهای است. با این حال، هیچیک از این شرایط در آینده قابل پیشبینی امکان تحقق ندارد.
عراق شاید بتواند وحدت ظاهری و شکننده خود را حفظ کند، اما چرخش سیاسی سال ۲۰۰۳ تقریباً امکان خودترمیمی این کشور را از میان برده است.
⭕آینده عراق
گوانچا: پس از خروج نیروهای آمریکایی، آیا نیروهای امنیتی عراق میتوانند بهطور مستقل مسئولیت مبارزه با تروریسم را بر عهده بگیرند؟ به هر حال، داعش همچنان در سوریه و عراق فضای فعالیت دارد. ارزیابی شما از آینده وضعیت امنیتی عراق چیست؟
دینگ لونگ: نیروهای امنیتی عراق در سطح تاکتیکی، اکنون توانایی پاکسازی بقایای داعش را دارند، اما در سطح راهبردی همچنان گرفتار فرقهگرایی، وابستگی اطلاعاتی و ضعفهای لجستیکی هستند.
کارآمدی این نیروها در مبارزه با تروریسم، اساساً از توانمندیهای مستقل دولت ناشی نمیشود؛ حمایت شبهنظامیان شیعه و اطلاعات ارائهشده از سوی آمریکا برای آن ضروری است. پس از خروج نیروهای آمریکایی، انتظار میرود توان عراق در زمینه عملیات نظامی و جمعآوری اطلاعات بهطور محسوسی کاهش یابد. این وضعیت، برای داعش فضای بقا و بستر مناسبی فراهم خواهد کرد.
مهمتر از آن، مبارزه عراق با تروریسم هیچگاه همزمان با آشتی سیاسی پیش نرفته است. رکود اقتصادی و طردشدگی سیاسی در مناطق سنینشین همچنان بهعنوان بستری برای رشد افراطگرایی عمل میکند و قدرت گرفتن بیش از حد گروههای شبهنظامی نیز مانع ادغام دولت و جامعه میشود.
به احتمال زیاد، وضعیت امنیتی عراق در آینده شکلی از بیثباتی مزمن و کمشدت خواهد داشت. تا زمانی که ساختار سیاسی فرقهمحور و شکافهای اجتماعی پابرجا باشند، تروریسم از میان نخواهد رفت.

↩ ۲۴ ژانویه ۲۰۲۰ بغداد، شمار زیادی از عراقیها در اعتراض به حضور نیروهای آمریکایی و با مطالبه خروج آنها از عراق، دست به تظاهرات زدند.
گوانچا: شما در ماه ژوئن امسال برای تبادل علمی و انجام تحقیقات میدانی، به منطقه کردستان عراق سفر کردید. پیشبینی میکنید که این منطقه پس از خروج نیروهای آمریکایی با چه تغییراتی روبهرو شود؟ خروج نیروهای آمریکایی از مکانهایی مانند فرودگاه اربیل، آیا به تضعیف جایگاه اقلیم کردستان منجر خواهد شد، یا برعکس، اقلیم را به مطالبه خودمختاری بیشتر سوق خواهد داد؟
دینگ لونگ: خروج نیروهای آمریکایی از اربیل برای اقلیم کردستان هم فرصتهایی دارد و هم تهدیدهایی. حمایت امنیتی و پشتیبانی اطلاعاتی که اقلیم از آمریکا دریافت میکرد، بهطور محسوسی کاهش خواهد یافت و جایگاه آن بهعنوان یک «پادشاهی مستقل» تضعیف خواهد شد.
نیروهای کرد، هرچند در جریان عملیاتهای ضدتروریستی تجربههایی به دست آوردهاند، اما در زمینه پدافند هوایی، لجستیک و شبکه اطلاعاتی فرامرزی، در بلندمدت به ساختار و سازوکارهای آمریکایی وابسته بودهاند. پس از خروج نیروهای آمریکایی، ضعف توانایی اقلیم در مواجهه با تهدیدهای پیرامونی و فشارهای دولت مرکزی عراق، بیش از پیش آشکار خواهد شد.
اقلیم کردستان با چالشهای متعددی روبهروست و حفظ وضعیت موجود نیز برای آن آسان نخواهد بود. در چنین شرایطی، تلاش برای دستیابی به خودمختاری بیشتر، بسیار دشوار خواهد بود.

گوانچا: اقتصاد عراق بهشدت به نفت وابسته است و اختلال در صادرات نفت، که در سال ۲۰۲۶ در پی درگیریهای منطقهای رخ داده، خسارتهای سنگینی به این کشور وارد کرده است. عراق پس از خروج نیروهای آمریکایی، در مسیر بازسازی اقتصادی با چه فرصتها و چالشهای تازهای روبهرو خواهد شد؟
دینگ لونگ: چشمانداز اقتصادی عراق چندان امیدوارکننده نیست. ساختار اقتصادی این کشور تکمحصولی است و بهشدت به درآمدهای نفتی وابستگی دارد؛ از سوی دیگر، بسته شدن تنگه هرمز، صادرات نفت عراق را مختل کرده است.
علاوه بر این، چشمانداز اقتصادی عراق به وضعیت امنیتی نیز بستگی دارد. هنوز روشن نیست که پس از خروج نیروهای آمریکایی، آیا دولت عراق خواهد توانست شبهنظامیان را بهطور موفق در ساختار رسمی ادغام کند و آیا وضعیت امنیتی بهبود خواهد یافت یا نه.
در مجموع، چشمانداز چندان امیدوارکننده نیست.
⭕موازنه قدرت در خاورمیانه
گوانچا: اکنون که نیروهای آمریکایی از عراق خارج میشوند، آیا نفوذ ایران در این کشور بیش از پیش گسترش خواهد یافت؟ این تحول چه اثری بر ساختار امنیتی خلیج فارس خواهد گذاشت؟
دینگ لونگ: پس از خروج نیروهای آمریکایی، نفوذ ایران در عراق واقعاً گسترش خواهد یافت. ایران از طریق نیروهای شبهنظامی و نمایندگان سیاسی خود، حضورش را در عراق بیش از پیش تقویت خواهد کرد.
برای کشورهای حاشیه خلیج فارس، این تحول به آن معناست که توانمندی ایران برای اعمال قدرت نظامی میتواند از مسیر عراق به مناطق پیرامونی امتداد پیدا کند و فشار بیشتری بر عربستان سعودی و امارات متحده عربی وارد آورد. کشورهای خلیج فارس باید بهطور جدی بررسی کنند که چگونه با ایران مقابله کنند و چگونه در کنار آن به همزیستی برسند.

گوانچا: از نظر شما، آیا خروج کنونی نیروهای آمریکایی به این معناست که هژمونی آمریکا در خاورمیانه وارد مرحلهای از افول شتابان شده است؟
دینگ لونگ: هژمونی آمریکا در خاورمیانه واقعاً نشانههایی از افول دارد، اما این روند تا حدی نیز نتیجه عقبنشینی راهبردی و عامدانه آمریکا از منطقه است؛ یعنی واشنگتن در حال تغییر رویکرد خود از مداخله مستقیم نظامی به سیاست موازنهسازی از دور است.
آمریکا همچنان از مزیتهایی مانند توان انتقال نیرو و قدرت نظامی از طریق دریا و هوا، تحریمهای مالی و شبکه متحدان برخوردار است؛ اما منطق مداخله آن از «مسئولیت نامحدود» به «مسئولیت محدود» تغییر کرده است.
آمریکا حاضر نیست هزینه حفظ نظم در خاورمیانه را بر عهده بگیرد. این وضعیتِ نیمهعقبنشینیکرده و نیمهحاضر، حالتی که واشنگتن هم میخواهد منطقه را ترک کند و هم همچنان در آن باقی بماند، خاورمیانه را وارد دورهای از بیثباتی و تشدید رقابتهای منطقهای خواهد کرد.
در نتیجه، ساختار قدرت در منطقه با بازآرایی روبهرو میشود و بیش از پیش شکل تکهتکه و پراکنده پیدا میکند.
گوانچا: شما پیشتر در مقالهای، آمریکا را به دلیل طرح ادعای «سواری مجانی چین» در خاورمیانه مورد انتقاد قرار داده بودید. اکنون که نیروهای آمریکایی از عراق خارج میشوند و همکاری چین و عراق در حوزههایی مانند انرژی و زیرساخت بهطور مستمر گسترش مییابد، نقش چین در عراقِ پس از خروج نیروهای آمریکایی را چگونه ارزیابی میکنید؟
دینگ لونگ: اقتصاد چین و عراق مکمل یکدیگر است. عراق از ذخایر عظیم نفت و بازار بزرگی برای بازسازی برخوردار است؛ چین نیز هم توانمندی فنی و اجرایی بالایی دارد و هم بزرگترین واردکننده نفت جهان به شمار میرود.
دو کشور تاکنون در زمینه توسعه میادین نفتی، ساخت نیروگاهها و اجرای پروژههای زیربنایی، به نتایج قابلتوجهی دست یافتهاند. همکاری عملگرایانه چین و عراق ارتباط چندانی با خروج نیروهای آمریکایی ندارد و نمیتوان آن را مصداق بهاصطلاح سواری مجانی دانست.
نکتهای که باید مورد توجه قرار گیرد این است که تمرکز آمریکا بر عراق، از حوزه امنیت به سمت انرژی و روابط اقتصادی و تجاری تغییر کرده است. در نتیجه، شرکتهای چینی در آینده با رقابت شدیدتری روبهرو خواهند شد.

↩ ۲۷ دسامبر ۲۰۲۴، پروژه پالایش و فرآوری گاز بصره در میدان نفتی رتاوی، واقع در استان بصره عراق
گوانچا: عراق در حال پیشبرد طرح راهبردی «جاده توسعه» است و چین نیز اجرای برنامه پنجساله پانزدهم خود را دنبال میکند. به نظر شما، میان راهبردهای توسعه دو کشور در چه زمینههایی امکان همافزایی و اتصال وجود دارد؟
دینگ لونگ: طرح جاده توسعه عراق با هدف بازتعریف جایگاه ژئواکونومیک این کشور از مسیر ایجاد کریدوری میان بصره و ترکیه تدوین شده است. از سوی دیگر، برنامه پنجساله پانزدهم چین و رویکرد توسعه باکیفیت ابتکار کمربند و جاده، بر گذار سبز و تابآوری زنجیرههای صنعتی تأکید دارند. از این رو، میان دو طرف زمینههای بسیار گستردهای برای همکاری وجود دارد.
ایجاد اتصال و یکپارچگی میان شبکههای راهآهن، بنادر و خطوط انتقال انرژی میتواند عراق را از یک تأمینکننده صرف نفت، به مسیر و گره ارتباطی مهمی میان خلیج فارس، آسیای مرکزی و اروپا تبدیل کند.
اکتشاف، توسعه و تجارت سنتی نفت و گاز همچنان ستون اصلی همکاریهای دو کشور خواهد بود. در عین حال، روند توسعه زیرساختها و صنعتیشدن عراق نیز بازاری گسترده در اختیار شرکتهای چینی قرار میدهد و به این کشور در مسیر تحول اقتصادی کمک میکند.
پروژههای زیربنایی، نیروگاهی و انرژیهای نو که شرکتهای چینی اجرای آنها را بر عهده دارند، نهتنها میتوانند از دشواریهای معیشتی مردم عراق بکاهند، بلکه قادرند پایههای لازم را برای تنوعبخشی به اقتصاد و توسعه بلندمدت این کشور فراهم کنند.
پایان/
منبع: https://m.guancha.cn/DingLong/2026_09_30_901594.shtml













نظر شما