به گزارش تحریریه، دیپلماتهای عرب به نشریه پولیتیکو گفتهاند کشورهای عربی بیش از گذشته نسبت به خطر ادامه جنگ ایران آگاه شدهاند. یک دیپلمات عرب معتقد است ایران قصد دارد وضعیت «تنش و پاسخهای کنترلشده» را تا انتخابات میاندورهای آمریکا در ماه نوامبر ادامه دهد.
به گفته او، تهران میخواهد با بالا نگه داشتن قیمت نفت و زنده نگه داشتن مسئله جنگ در محاسبات رأیدهندگان آمریکایی، درد سیاسی به ترامپ و جمهوریخواهان وارد کند.
دیپلمات عرب دیگری گفت ایران احساس میکند فشار اقتصادی و حملات نظامی ممکن است اهرمهای آن را از بین ببرد، بنابراین تلاش میکند میدان را تغییر داده و هزینهها را افزایش دهد.
«تریتا پارسی» کارشناس مسائل بینالملل، سومین دور درگیری گسترده را محتمل میداند و میگوید برداشت او این است که در کاخ سفید هیچ آمادگیای برای شنیدن استدلالهای موافق ازسرگیری دیپلماسی وجود ندارد.
دیپلمات دوم همچنین گفت حمله به یک مراسم عروسی در جنوب ایران، به فضای داخلی کشور جنبهای احساسی داده و موضع سپاه پاسداران را که خواستار انتقام است، تقویت کرده است.
عمان، قطر و پاکستان همچنان تلاش میکنند مذاکرات را دوباره به جریان بیندازند، اما نشانهای از آمادگی واشنگتن برای کاهش فشار نظامی و اقتصادی وجود ندارد.
در مقابل این ارزیابیهای بدبینانه، «داگلاس سیلیمان» سفیر سابق آمریکا در عراق، گفت تماسهای او چنین نگرانی مشابهی را در میان کشورهای خلیج فارس نشان نمیدهد.
سیلیمان معتقد است تنش کنونی بیشتر جنبه لفظی دارد تا نظامی و ممکن است این دور از درگیری فعلاً پایان یافته باشد؛ روایتی که با ارزیابی دیگر دیپلماتها در تضاد است.
هرچه محاصره و حملات آمریکا توانمندیهای ایران را بیشتر کاهش دهد، انگیزه تهران برای استفاده از ابزارهای باقیمانده، پیش از آنکه ارزش چانهزنی خود را از دست بدهند، افزایش مییابد.
به همین دلیل، دیپلمات عرب دوم معتقد است تهران «گزینهای جز» افزایش حملات ندارد، اگر بخواهد مانع از آن شود که واشنگتن شروط خود را با توسل به زور تحمیل کند.
اظهارات جدید ایران نیز این ارزیابی را تقویت میکند. «محمدرضا عارف» معاون اول رئیسجمهور ایران، اعلام کرده که پاسخها «نامتقارن و چندلایه» خواهند شد.
نخستین نگرانی کشورهای عربی، تبدیل شدن پایگاههای آمریکا در کشورهای عربی به اهدافی تکرارشونده است؛ مسئلهای که میتواند دامنه جنگ را از تنگه هرمز به عمق منطقه بکشاند.
نگرانی دوم، ناتوانی در حفظ تشدید تنشِ حسابشده در یک سطح کنترلشده است، زیرا هر حمله و پاسخ متقابل میتواند طرف مقابل را به آغاز دور گستردهتری از درگیری سوق دهد.
نگرانی سوم این است که کشورهای خلیج فارس متحمل خسارتهای اقتصادی و امنیتی شوند، در حالی که واشنگتن و تهران تصمیمات خود را بر اساس اولویتهای داخلی خود اتخاذ میکنند.
نگرانی چهارم، نبود یک «پایان سیاسی» روشن برای عملیات نظامی آمریکا است؛ آن هم در شرایطی که تحرکات نظامی، تحریمها و عملیات دریایی در حال گسترش است.
دیپلمات اول صراحتاً درباره هدف نهایی این کارزار سؤال میکند و میگوید روند تقویت نظامی با سرعتی بیشتر از ایجاد مسیر دیپلماتیک پیش میرود.
«الکس واتانکا» کارشناس مسائل سیاسی پیامدهای این وضعیت را چنین خلاصه میکند که اقتصادهای کشورهای خلیج فارس در آینده قابل پیشبینی، «گروگان ایران» شدهاند؛ فارغ از اینکه نتیجه جنگ چه باشد.
این توصیف از منظر تحلیلی اغراقآمیز است، اما وابستگی اقتصادهای کشورهای خلیج فارس به ثبات کشتیرانی، انرژی، حملونقل هوایی و سرمایهگذاری را منعکس میکند.
«بدر البوسعیدی» وزیر خارجه عمان، از تلاشهای کشورش برای دستیابی به توافقی ویژه درباره تنگه هرمز دفاع کرد و از رهبرانی انتقاد کرد که تصور میکنند میتوان بدون حضور دیپلماتها، دیپلماسی را پیش برد.
این اظهارات بهطور غیرمستقیم از رویکرد ترامپ در دور زدن کانالهای مذاکره یا تغییر شروط روندی که مسقط مدیریت میکند، انتقاد دارد.
«انور قرقاش» مشاور رئیس امارات نیز خواستار رویکردی واقعبینانهتر شد که فراتر از تفاهمنامه قبلی باشد، چرا که آن تفاهمنامه نقشه راهی عملی و مورد قبول همه طرفها ارائه نکرده بود.
مشکل اینجاست که میانجیها تلاش میکنند مذاکرات را احیا کنند، در حالی که به نظر میرسد واشنگتن معتقد است فشار کنونی گزینه بهتری از ارائه امتیاز برای ازسرگیری مذاکرات است.
منبع: روایت جهان
پایان/













نظر شما