یک سؤال ساده، تمام تناقض پروژه «حصر سلاح در دست دولت» در لبنان را آشکار میکند:
اگر هدف واقعاً انتقال مسئولیت دفاع از لبنان به دولت است، برنامه تجهیز ارتش لبنان برای بازدارندگی در برابر اسرائیل کجاست؟
برای خلع سلاح حزبالله فشار، جدول زمانی و سازوکار اجرایی وجود دارد؛ اما برای ساخت ارتشی که حتی بتواند هزینه تجاوز برای اسرائیل را بالا ببرد، هیچ معماری بازدارندگی متناسبی دیده نمیشود.
تناقض بزرگتر درست مقابل چشم دولت در جنوب در حال وقوع است:
اسرائیل فقط سلاح حزبالله را هدف نمیگیرد؛ دارد جغرافیای انسانی، زیرساخت و امکان بازگشت به بخشهایی از جنوب لبنان را نیز تخریب میکند.
دولتی که میخواهد ابزار بازدارندگی موجود را جمع کند، در همان زمان قادر نیست مانع تخریب خانهها و روستاهایی شود که فردا قرار است «حاکمیت دولت» بر آنها برقرار شود.
پس پرسش فقط این نیست که سلاح حزبالله به چه کسی تحویل داده میشود؛ پرسش مهمتر این است:
پس از خلع سلاح، چه چیزی برای دفاع باقی میماند و چه چیزی از جنوب لبنان باقی مانده است که دولت بر آن اعمال حاکمیت کند؟
پروژهای که برای خلع سلاح مقاومت نقشه دارد، اما برای بازدارندگی لبنان و جلوگیری از تخریب سرزمین نقشهای ندارد، پروژه «حصر سلاح» نیست؛ تثبیت انحصار برتری نظامی اسرائیل است.













نظر شما