نتانیاهو و نمایش نسخه خاورمیانه‌ای ۱۱ سپتامبر؟

در روایت رسمی، یک کمک‌خلبان عمانی عامل حمله‌ای تروریستی بود؛ در روایت آمریکا ردپای ایران دیده می‌شود؛ و از نگاه تهران، اسرائیل در حال اجرای یک عملیات پرچم دروغین است. میان این روایت‌های متناقض کدام طرف انگیزه بیشتری برای ساختن چنین بحرانی دارد؟

به گزارش تحریریه، شوئه شیائو رونگ (薛小荣)، استاد تاریخ معاصر چین در دانشگاه فودان و کارشناس برجسته روابط بین‌الملل، در تحلیلی به بررسی ابعاد پنهان این حادثه پرداخته است.

نهم مهرماه، تایمز اسرائیل گزارش داد که یک فروند هواپیمای مسافربری در تاریخ ۸ مهر، هنگام پرواز از دبی به مقصد تل‌آویو، هدف حمله قرار گرفته است.

به گفته مسافران، در جریان این حادثه، کمک‌خلبان عمانی هواپیما ناگهان کنترل خود را از دست داد و با ضربات پی‌درپی چاقو به خلبان هندی‌تبار حمله کرد. او قصد داشت هواپیما را برباید و آن را عمداً به سقوط بکشاند. با این‌ حال، چند تن از مسافران شجاعانه وارد عمل شدند و بلافاصله خود را به کابین خلبان رساندند و کمک‌خلبان را مهار کردند؛ اقدامی که مانع از وخیم‌تر شدن اوضاع شد.

این هواپیما، پرواز شماره FZ۱۰۷۳ شرکت فلای‌دبی، یک فروند بوئینگ ۷۳۷ مکس ۸ بود و بیش از ۱۷۰ سرنشین داشت. هولناک‌ترین بخش ماجرا این بود که هواپیما ظرف حدود یک دقیقه، از ارتفاع ۳۳ هزار پایی به ناگهان تا ارتفاع ۱۷ هزار پایی سقوط کرد. در نهایت، مسافران با استفاده از سیم هدفون، دست‌های کمک‌خلبان را بستند؛ جزئیاتی که به‌خوبی نشان می‌دهد اوضاع در آن لحظات تا چه اندازه بحرانی و نفس‌گیر بوده است.

این پرواز سرانجام با تلاش دیگر اعضای خدمه در فرودگاه تبوک عربستان سعودی به زمین نشست و ماجرا موقتاً پایان یافت. خلبان و کمک‌خلبان هر دو برای مداوا به بیمارستان منتقل شدند.

آیا نسخه خاورمیانه‌ای ۱۱ سپتامبر در حال تکرار است؟

↩ دیدار نتانیاهو با یکی از مسافرانی که در مهار کمک‌خلبان پرواز فلای‌دبی نقش داشت.

پس از این حادثه، اسرائیل آن را اقدامی تروریستی که ناکام مانده توصیف کرد. بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، نیز در تماسی فوری با دونالد ترامپ، این اقدام قهرمانانه را به اطلاع او رساند. ترامپ روز بعد، در نشست خبری خود، مدعی شد که این حمله «قطعاً با ایران ارتباط دارد». او البته اضافه کرد که مقام‌های آمریکایی همچنان در حال بررسی جزئیات هستند و اگر دخالت مستقیم ایران در این ماجرا تأیید شود، تهران با «ضربه‌ای بسیار سنگین» روبه‌رو خواهد شد.

ترامپ اما در ادامه، نیمه‌ای از جمله خود را ناگفته باقی گذاشت. او گفت این کمک‌خلبان «ممکن است تروریست بوده باشد، یا شاید هم دیوانه». همین جمله، قطعیتی را که در عبارت قبلی او درباره ارتباط قطعی با ایران وجود داشت، دست‌کم تا حد زیادی زیر سؤال برد.

موضع خود نتانیاهو نیز کاملاً با روایت ترامپ یکسان نبود. او در گفت‌وگو با شبکه فاکس‌نیوز گفت این فرد «با افکار افراطی شست‌وشوی مغزی شده» است، اما برای اعلام ارتباط او با ایران «هنوز زود است».

نهادهای امنیتی اسرائیل نیز بر این باورند که این حادثه اقدامی انفرادی از سوی کمک‌خلبان بوده است. آن‌ها تاکنون هیچ نشانه یا مدرکی دال بر مشارکت ایران در این ماجرا پیدا نکرده‌اند.

آیا نسخه خاورمیانه‌ای ۱۱ سپتامبر در حال تکرار است؟

📌این هواپیماربایی ناگهانی، مستقیماً حساس‌ترین نقطه آمریکا در حوزه مبارزه با تروریسم را نشانه رفته است

آمریکا تازه در ۶ مهر به استقرار نظامی خود در عراق پایان داده بود و حالا، در فاصله‌ای یک‌هفته‌ای، هواپیماربایی‌ای با شیوه‌ای مشابه روش‌های القاعده رخ داده است؛ تصادفی که به‌سختی می‌توان گفت افکار عمومی را به سمت‌وسوی خاصی نمی‌کشاند.

اگر این تروریست واقعاً موفق می‌شد و یک حمله ۱۱ سپتامبر دیگر، این بار علیه اسرائیل، رقم می‌زد، ارتش اسرائیل احتمالاً ناچار بود از ارتش آمریکا تقلید کند و در خاورمیانه به راه‌اندازی عملیات ضدتروریستی روی بیاورد. آن‌وقت ارتش آمریکا نیز بار دیگر در جنگی بی‌پایان برای برقراری امنیت در خاورمیانه گرفتار می‌شد.

البته اظهارنظر اولیه ترامپ درباره اینکه این حادثه با ایران ارتباط دارد، بیشتر به حرفی که از سر زبانش پریده شبیه بود. دلیلش هم ساده است؛ او می‌خواست با این اتهام، جنگ روانی و رسانه‌ای به راه بیندازد، چهره‌ای شرور از ایران بسازد و همه اتفاقات بد را به حساب آن‌ها بگذارد. از طرف دیگر، ترامپ خودش هم گفته بود که موضوع هنوز در حال بررسی و راستی‌آزمایی است؛ بنابراین هر زمان لازم باشد، می‌تواند راهی برای عقب‌نشینی و توجیه حرفش پیدا کند.

به همین دلیل، ایران نیز بلافاصله به این اتهام واکنش نشان داد، قاطعانه هرگونه ارتباط با این حادثه را رد کرد و گفت ماجرا چیزی جز یک عملیات پرچم دروغین نیست که اسرائیل آن را طراحی و اجرا کرده است. از نگاه تهران، هدف اسرائیل این است که مسئولیت حادثه را به گردن ایران بیندازد و از این طریق، برای وارد کردن فشار سیاسی بیشتر بر جمهوری اسلامی از سوی جامعه بین‌المللی، بهانه‌ای دست‌وپا کند.

آمریکا می‌گوید شاید کار ایران باشد؛ ایران هم می‌گوید اسرائیل این ماجرا را از ابتدا تا انتها خودش طراحی کرده است. به این ترتیب، این حمله به یک معما تبدیل شده؛ ماجرایی که هر طرف، روایت خودش را دارد و دیگری را متهم می‌کند.

آیا نسخه خاورمیانه‌ای ۱۱ سپتامبر در حال تکرار است؟

البته فقط سه طرف، یعنی آمریکا، اسرائیل و ایران، وارد این ماجرا نشده‌اند. انور قرقاش، مشاور رئیس‌جمهور امارات، پیشاپیش این حادثه را اقدامی تروریستی خواند و دادستان کل امارات نیز دستور تشکیل یک تیم تحقیقاتی را صادر کرد. کمک‌خلبان پس از بازجویی در عربستان، به امارات بازگردانده شد. از سوی دیگر، ایتامار بن‌گویر، وزیر امنیت ملی و چهره راست افراطی اسرائیل، نیز وارد میدان شد و خواستار استرداد مهاجم به اسرائیل شد. هرچه تعداد کسانی که درباره ماهیت حادثه حکم صادر می‌کنند بیشتر شود، روایت‌های بیشتری هم به این معما اضافه خواهد شد.

ماجرا زمانی پیچیده‌تر شد که محمد بن زاید، رئیس‌جمهور امارات، با مشارکت اسرائیل در بازجویی از کمک‌خلبان موافقت کرد. مظنون در اختیار عربستان و امارات است، اما اسرائیل هم توانسته دست خود را برای بازجویی به ماجرا وارد کند؛ به این ترتیب، پرونده هر لحظه پیچیده‌تر می‌شود.

بااین‌حال، اگر بر اساس واقعیت‌های موجود نتیجه‌گیری کنیم، احتمال اینکه ایران پشت این ماجرا باشد، بسیار پایین است.

📌برای تحلیل حقیقت یک حادثه، مهم‌ترین کار پیدا کردن انگیزه است

اگر وضعیت تنگه هرمز را در نظر بگیریم، ایران اساساً انگیزه‌ای برای طراحی چنین حمله تروریستی‌ای ندارد. ارتش آمریکا پس از بیش از شش ماه درگیری و اقدامات خصمانه، با کاهش ذخایر مهمات روبه‌رو شده است. حتی اگر ترامپ بخواهد جنگ زمینی را آغاز کند، نهایتاً می‌تواند در جزیره خارک دست به عملیات پیاده‌سازی نیرو بزند؛ اقدامی که تهدید جدی‌ علیه خاک اصلی ایران و ساختار فرماندهی سپاه پاسداران ایجاد نمی‌کند.

به بیان دیگر، در شرایط کنونی، توازن وضعیت آمریکا و ایران کاملاً به سود تهران است. اگر این رویارویی ادامه پیدا کند، این آمریکا خواهد بود که زودتر فرسوده و زمین‌گیر می‌شود. بنابراین ایران اساساً دلیلی ندارد با طراحی چنین حمله‌ای، برای خودش دردسر تازه‌ای درست کند.

نکته دیگری که باید روشن باشد این است که تروریست‌هایی که دست به حملات کور و بی‌هدف، مانند حملات ۱۱ سپتامبر، می‌زنند، عمدتاً به گروه‌های افراطی سنی تعلق دارند؛ گروه‌هایی که خاستگاه بسیاری از آن‌ها در کشورهای حوزه خلیج فارس است.

اما ایران کشوری شیعه است و گروه‌های مسلح مورد حمایت تهران نیز همگی از درجه بالایی از ملی‌شدن، ساختار شبه‌نظامی و عقلانیت سیاسی برخوردارند. نمونه‌های شاخص آن، جنبش انصارالله یمن، معروف به حوثی‌ها، و نیروهای شبه‌نظامی شیعه در عراق هستند. خواسته این گروه‌ها انجام حملات تروریستی در مقیاس جهانی نیست؛ هدفشان بیرون راندن مهاجمان خارجی و شکست دادن نیروهای نیابتی آن‌هاست تا کشور خود را دوباره به دست آورند. بنابراین، اگر قرار باشد وارد درگیری شوند، به‌سراغ جنگی تمام‌عیار می‌روند، نه اینکه مردم عادی را هدف قرار دهند.

آیا نسخه خاورمیانه‌ای ۱۱ سپتامبر در حال تکرار است؟

📌در مقابل، اسرائیل انگیزه‌ای کاملاً کافی برای صحنه‌سازی و نسبت دادن این حادثه به ایران دارد.

نخست اینکه عقب‌نشینی راهبردی آمریکا از خاورمیانه به واقعیتی انکارناپذیر تبدیل شده است؛ به‌ویژه پس از خروج نیروهای آمریکایی از عراق. از حالا قدرت در عراق به دست یک دولت شیعه خواهد افتاد که روابطی بسیار نزدیک و غیررسمی با ایران دارد و تقریباً می‌توان آن را متحد بالقوه تهران دانست.

از سوی دیگر، آمریکا در دوره ریاست‌جمهوری ترامپ توانایی نابود کردن کامل ایران در کوتاه‌مدت را ندارد. هم‌زمان، پیروزی‌های پی‌درپی حوثی‌های یمن باعث شده فشار ژئوپلیتیکی بر اسرائیل به شکلی بی‌سابقه افزایش یابد. اگر تنگه باب‌المندب بسته شود، کشتی‌های باری اسرائیل در آینده ناچار خواهند بود مسیر شمالی را در پیش بگیرند و با دور زدن دماغه امید نیک، مسافتی را طی کنند که مستقیماً دو برابر خواهد شد.

اما ارتش اسرائیل سال‌هاست درگیر جنگ فرسایشی و عملیات حفظ امنیت در نوار غزه و لبنان است. نه می‌تواند نیروی تازه‌ای برای کمک به عربستان به یمن اعزام کند و نه قادر است مسئله نیروهای شبه‌نظامی در خاک عراق را حل‌وفصل کند. در نتیجه، تنها می‌تواند نظاره‌گر این باشد که وضعیت امنیتی پیرامونش، مانند یک گلوله برفی که مدام بزرگ‌تر می‌شود، لحظه‌به‌لحظه وخیم‌تر شود.

تنها امید اسرائیل برای شکستن این بن‌بست کجاست؟

این امید در وارد کردن یک نیروی خارجی نهفته است که بتواند با یک ضربه، تکلیف ماجرا را روشن کند. اگر پنج قدرت دائم شورای امنیت را بررسی کنیم، روسیه در باتلاق جنگ اوکراین گرفتار است؛ راهبرد اصلی چین بر توسعه اقتصادی و عدم مداخله در امور داخلی کشورها استوار است؛ فرانسه مدت‌هاست در عملیات ضدتروریستی شمال آفریقا با مشکلات خودش دست‌وپنجه نرم می‌کند؛ و توانایی بریتانیا برای اعمال قدرت نظامی در خارج از مرزهایش نیز سال‌به‌سال کاهش یافته است.

هر طور حساب کنیم، تنها کشور جهان که هم توانایی لازم را دارد و هم تا حدی مایل است برای اسرائیل به‌زور وارد میدان شود، آمریکا است.

آیا نسخه خاورمیانه‌ای ۱۱ سپتامبر در حال تکرار است؟

به بیان دیگر، اگر واقعاً اسرائیل پشت پرده این ماجرا را هدایت کرده باشد، این سانحه هوایی ناکام، در ظاهر برای مقابله با ایران طراحی شده، اما در واقع هدفش کشاندن آمریکا به داخل باتلاق خاورمیانه است.

واقعیت نیز تا حد زیادی مطابق خواسته نتانیاهو پیش رفت. هم‌زمان با این حادثه یا اندکی پیش و پس از آن، آمریکا سومین گروه رزمی ناو هواپیمابر خود را به خاورمیانه اعزام کرد و نزدیک به ۱۰ هزار نیروی نظامی نیز به منطقه فرستاد. آمریکا در حرف از عقب‌نشینی راهبردی سخن می‌گوید، اما در عمل بر میزان حضور خود می‌افزاید؛ و این دقیقاً همان چیزی است که تل‌آویو می‌خواهد ببیند.

خود نتانیاهو نیز انگیزه‌های کافی برای دست زدن به چنین اقدامی دارد. او در حال حاضر درگیر سه پرونده قضایی است که اتهام‌های رشوه‌خواری، کلاهبرداری و خیانت به اعتماد را شامل می‌شود.

با آغاز دور تازه درگیری‌های اسرائیل و فلسطین در سال ۲۰۲۳ و وقوع دو جنگ با ایران، اسرائیل چندین بار در وضعیت اضطراری ملی قرار گرفته است. تیم دفاعی نتانیاهو نیز با استناد به همین شرایط، بارها از دادگاه منطقه‌ای اورشلیم درخواست تعویق جلسات رسیدگی را کرده و در نتیجه، روند پرونده‌ها به‌کندی پیش رفته است. به بیان ساده‌تر، تا زمانی که جنگ تمام نشود، نتانیاهو هم مجبور نیست راهی زندان شود.

اما دولت ترامپ اکنون نشانه‌های خستگی خود از جنگ با ایران را آشکار کرده است. هر قدر هم اسرائیل برای ادامه جنگ لابی کند، ترامپ پس از انتخابات میان‌دوره‌ای ناچار خواهد بود دست به انتخاب بزند، یعنی یا با اکراه به جنگ ادامه دهد و با گسترش دامنه درگیری، به دنبال نبردی نهایی برود، یا شروط ایران را بپذیرد و با امضای توافقی، راه صلح را در پیش بگیرد.

با توجه به مواضع ارتش آمریکا و فضای حاکم بر کنگره، تردیدی نیست که ترامپ تمایل زیادی به مصالحه دارد. مشکل اینجاست که شروط ایران برای آمریکا بیش از اندازه تحقیرآمیز است و واشنگتن راهی برای حفظ آبرو و عقب‌نشینی آبرومندانه پیدا نمی‌کند؛ به همین دلیل نمی‌تواند آن‌ها را بپذیرد.

اگر در چنین شرایطی، بار دیگر در خاورمیانه حادثه‌ای شبیه ۱۱ سپتامبر رخ دهد و شواهدی قطعی از ارتباط آن با ایران به دست آید، ترامپ زیر فشار افکار عمومی گسترده احتمالاً چاره‌ای جز انتخاب رویارویی نهایی با ایران نخواهد داشت. آن‌وقت اسرائیل با خون سربازان آمریکایی، پایه‌های جایگاه خود را به‌عنوان قدرت کوچک اما مسلط خاورمیانه بنا خواهد کرد.

پایان/

منبع: 【薛小荣:中东版911上演?内塔尼亚胡急电特朗普,伊朗一眼看穿:休想嫁祸】
https://m.toutiao.com/is/1_N3V_YADoM/

۱۹ مهر ۱۴۰۵ - ۱۲:۰۰
کد مطلب: 35993

برچسب‌ها

اخبار مرتبط

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 0 + 0 =