تنگه وحشت از آن داستانهایی است که هر بار بازگشتش به سینما یا تلویزیون، صرفاً تکرار یک روایت قدیمی نیست؛ بلکه بازخوانی دوبارهٔ ترس، انتقام، گناه و شکنندگی خانواده است.
اکشنهای پرهیجان، بازیهای قدرتمند و نگاه بصری جسورانه اندرسون قابل تحسین است؛ اما مشکلاتی چون روایت نامنسجم، شخصیتپردازی الکن، زیاده روی در پیامگرایی و پایان بندی کم اثر باعث می شود این فیلم نتواند وعده های بزرگش را کامل برآورده کند.
فیلم در پی آن است تا از دل برف و تنهایی، فلسفهای درباره فقدان و بازگشت خلق کند، اما در عمل، به جای روایت منسجم، به مجموعه ای از خاطرات پراکنده و صحنههایی سرد و بی جان بدل می شود.