به گزارش تحریریه، ذخایر راهبردی نفت آمریکا موسوم به SPR اکنون در محدودهای قرار گرفته که از اوایل دهه ۱۹۸۰ تاکنون سابقه نداشته است. بر اساس آخرین دادههای اداره اطلاعات انرژی آمریکا، ذخایر راهبردی در هفته منتهی به ۳۱ ژوئیه ۲۰۲۶ به حدود ۳۰۴.۸ میلیون بشکه رسیده است؛ یعنی تنها حدود پنج میلیون بشکه بالاتر از مرز ۳۰۰ میلیون بشکه.
این رقم در مقایسه با ظرفیت بیش از ۷۰۰ میلیون بشکهای SPR نشان میدهد که آمریکا بخش بزرگی از پشتوانه اضطراری نفتی خود را از دست داده است.
اهمیت موضوع زمانی بیشتر میشود که بدانیم SPR اساساً برای استفاده در شرایط عادی بازار طراحی نشده، بلکه قرار است در صورت وقوع جنگ، تحریم، حمله به تأسیسات نفتی یا اختلال گسترده در عرضه جهانی، به دولت آمریکا امکان دهد با تزریق نفت به بازار، شوک قیمتی و کمبود عرضه را کنترل کند.
اکنون همین ابزار در نتیجه برداشتهای گسترده در جریان جنگ ایران و بحران تنگه هرمز بهشدت کوچک شده است.
۱۰۴ میلیون بشکه کاهش تنها در چند ماه
رویترز در ژوئیه گزارش داد که ذخایر راهبردی آمریکا تنها در فاصله آغاز جنگ در اواخر فوریه تا اواسط ژوئیه، بیش از ۱۰۴ میلیون بشکه کاهش یافته است. موجودی SPR در هفته منتهی به ۱۷ ژوئیه به حدود ۳۱۱.۴ میلیون بشکه رسیده بود؛ پایینترین سطح از مارس ۱۹۸۳.
دولت آمریکا در مارس ۲۰۲۶ با هدف مقابله با شوک ناشی از جنگ و اختلال در صادرات نفت خاورمیانه، آزادسازی حدود ۱۷۲ میلیون بشکه از ذخایر خود را اعلام کرد. این اقدام بخشی از آزادسازی هماهنگ بینالمللی حدود ۴۰۰ میلیون بشکه نفت بود.
در نتیجه، ذخایری که زمانی یکی از بزرگترین پشتوانههای انرژی آمریکا محسوب میشد، اکنون به محدودهای نزدیک شده که هر برداشت جدید از آن اهمیت بسیار بیشتری پیدا میکند.
۳۰۰ میلیون؛ خط قرمز یا زنگ خطر؟
البته باید در مورد عدد ۳۰۰ میلیون بشکه یک نکته مهم را روشن کرد: هیچ قانون یا مقرراتی در آمریکا وجود ندارد که رسیدن SPR به این رقم را بهعنوان آغاز بحران تعریف کند.
آمریکا با عبور ذخایر از ۳۰۰ میلیون بشکه ناگهان با تعطیلی پالایشگاهها یا کمبود بنزین مواجه نمیشود. این کشور همچنان یکی از بزرگترین تولیدکنندگان نفت جهان است و علاوه بر تولید داخلی، صدها میلیون بشکه ذخایر تجاری نیز در اختیار دارد.
اهمیت ۳۰۰ میلیون بشکه در واقع به مفهوم دیگری مربوط است: کاهش حاشیه امنیت دولت آمریکا.
اداره حسابرسی دولت آمریکا (GAO) در گزارشی درباره وضعیت SPR هشدار داده است که آمریکا برای تعیین اندازه مطلوب ذخایر راهبردی خود با چالش مواجه است و زیرساختهای قدیمی ذخیرهسازی نیز نیازمند سرمایهگذاری و نوسازی هستند.
به این ترتیب، مسئله اصلی این نیست که آمریکا «نفت ندارد»؛ بلکه این است که دولت آمریکا در صورت وقوع بحران بعدی، نفت اضطراری کمتری برای آزادسازی در اختیار دارد.
خطر واقعی؛ بحران دوم
این مسئله زمانی میتواند به یک بحران جدی تبدیل شود که یک شوک نفتی جدید پیش از بازسازی SPR اتفاق بیفتد.
فرض کنید پس از پایان جنگ، تردد نفتکشها در تنگه هرمز عادی شود و قیمت نفت کاهش پیدا کند. با این حال، بازسازی ذخایر آمریکا به زمان و میلیاردها دلار سرمایه نیاز خواهد داشت.
اگر در همین فاصله بحران دیگری رخ دهد؛ مثلاً تنگه هرمز دوباره مختل شود، یک تأسیسات بزرگ نفتی در خلیج فارس هدف قرار گیرد یا بحران دیگری در بازار جهانی انرژی شکل بگیرد، واشنگتن دیگر همان قدرت سابق برای آزادسازی ذخایر را نخواهد داشت.
این همان چیزی است که ۳۰۰ میلیون بشکه را به یک آستانه راهبردی مهم تبدیل میکند.
آمریکا هنوز نفت دارد، اما «بیمه نفتی» آن کوچک شده است
والاستریت ژورنال نیز در گزارشهای خود درباره وضعیت SPR تأکید کرده است که برداشتهای مکرر از ذخایر، فشار بیشتری بر زیرساختهای قدیمی ذخیرهسازی وارد کرده است.
ذخایر راهبردی آمریکا عمدتاً در غارهای نمکی زیرزمینی در تگزاس و لوئیزیانا نگهداری میشوند. این تأسیسات دههها پیش ساخته شدهاند و نگهداری و بازسازی آنها هزینهبر است.
از این منظر، SPR را میتوان نوعی «بیمه نفتی آمریکا» دانست.
آمریکا ممکن است در شرایط عادی به این بیمه نیاز نداشته باشد؛ اما زمانی که بحران اتفاق میافتد، ارزش آن چند برابر میشود.
مشکل امروز این است که دولت آمریکا بخش بزرگی از این بیمه را برای مقابله با بحران اخیر مصرف کرده است.
پایینتر از ۳۰۰ میلیون؛ یک مرحله حساستر
بررسی سوابق تاریخی نشان میدهد که پایینترین سطح ثبتشده ذخایر راهبردی آمریکا حدود ۲۷۰ میلیون بشکه بوده است.
بنابراین اگر SPR از ۳۰۰ میلیون بشکه عبور کند و به محدوده ۲۷۰ میلیون نزدیک شود، آمریکا به سطوحی خواهد رسید که در چهار دهه اخیر سابقه نداشته است.
در چنین شرایطی، هر تصمیم دولت برای آزادسازی نفت باید با احتیاط بسیار بیشتری انجام شود؛ زیرا ممکن است آزادسازی چند ده میلیون بشکه برای آرام کردن بازار امروز، توان واکنش دولت به بحران فردا را کاهش دهد.
از سوی دیگر، بازسازی SPR نیز آسان نیست. خرید صدها میلیون بشکه نفت برای پر کردن دوباره ذخایر، علاوه بر هزینه مالی، میتواند بر بازار جهانی نفت اثر بگذارد و قیمتها را افزایش دهد.
نقطه ضعف جدید واشنگتن
بنابراین، آنچه در حال شکلگیری است را نمیتوان صرفاً یک مسئله آماری دانست.
آمریکا همچنان تولید نفت عظیمی دارد و از نظر منابع انرژی نسبت به دهههای گذشته موقعیت قدرتمندتری پیدا کرده است. اما توان دولت برای استفاده از ذخایر اضطراری بهشدت کاهش یافته است.
این مسئله در شرایطی اهمیت مضاعف دارد که خاورمیانه همچنان یکی از مهمترین نقاط آسیبپذیر بازار جهانی نفت محسوب میشود و تنگه هرمز نیز یکی از حیاتیترین مسیرهای انتقال انرژی جهان است.
به همین دلیل، عبور SPR از مرز ۳۰۰ میلیون بشکه را باید بیش از آنکه «شروع بحران» دانست، هشدار درباره نزدیک شدن آمریکا به یک وضعیت شکننده تلقی کرد.
بحران واقعی زمانی رخ خواهد داد که دو اتفاق همزمان شوند: کاهش شدید ذخایر راهبردی و وقوع یک شوک جدید در بازار نفت.
در چنین سناریویی، واشنگتن دیگر نمیتواند مانند گذشته با آزادسازی صدها میلیون بشکه نفت، زمان بخرد و بازار را آرام کند.
به بیان ساده، آمریکا نفت خود را از دست نداده است؛ اما بخشی از «قدرت واکنش اضطراری» خود را از دست داده است.
و اگر ذخایر راهبردی به زیر ۳۰۰ میلیون بشکه سقوط کند، این پیام بیش از هر چیز به بازارهای جهانی خواهد رسید که حاشیه امنیت نفتی آمریکا دیگر آن چیزی نیست که در سالهای گذشته بود.
پایان/













نظر شما