ایران چگونه می‌تواند اتحاد آمریکا و کره ‌جنوبی را به هم بزند؟

در حالی که آمریکا برای تقسیم هزینه‌های بحران خاورمیانه به سراغ متحدانش رفته، کره‌جنوبی در برابر درخواست واشنگتن برای ورود به پرونده ایران ایستاده است. پاسخ منفی سئول فقط یک اختلاف مقطعی نیست؛ این رخداد شکافی عمیق‌تر را در اتحاد دو کشور آشکار می‌کند: متحدی که همچنان به چتر امنیتی آمریکا نیاز دارد، اما دیگر حاضر نیست بهای جنگ‌های واشنگتن را بی‌چون‌وچرا بپردازد.

به گزارش تحریریه، رسانه خصوصی توتیاو(头条) ، متعلق به شرکت فناوری بایت‌دنس چین، تنش اخیر میان واشنگتن و سئول را بررسی کرده است.

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، به‌طور علنی فاش کرد که پیش‌تر از کره ‌جنوبی خواسته بود در اقدامات مرتبط با ایران با آمریکا همکاری و مشارکت کند؛ اما سئول این درخواست را رد کرد. ترامپ نیز بلافاصله دستور داد ابعاد و مقیاس اجرای رزمایش‌های مشترک آمریکا و کره ‌جنوبی به‌شکل چشمگیری کاهش یابد.

هم‌زمان، لی جائه‌ میونگ، رئیس‌جمهور کره ‌جنوبی، در نشست کابینه به‌صراحت اعلام کرد که کشورش باید در طول دوره ریاست‌جمهوری او، روند بازپس‌گیری کنترل عملیاتی زمان جنگ را تکمیل کند. او همچنین بر تسریع اجرای طرح ساخت زیردریایی‌های هسته‌ای تأکید کرد. از سوی دیگر، کره ‌جنوبی از وانگ‌یی(王毅)، وزیر امور خارجه چین، برای سفر به این کشور دعوت کرده و پکن نیز با درخواست سئول موافقت کرده است.

آیا ایران می‌تواند اتحاد آمریکا و کره ‌جنوبی را به هم بزند؟

وزیر امور خارجه چین، وانگ‌یی (چپ)، و وزیر امور خارجه کره‌ جنوبی، چو هیون، در جریان دیدار خود در سئول با یکدیگر دست می‌دهند؛ ۲۸ مرداد ۱۴۰۵.

آمریکا از متحد خود انتظار همکاری داشت، اما با پاسخ منفی روبه‌رو شد؛ سپس رزمایش‌های مشترک را در معرض کاهش قرار داد. به این ترتیب، شکاف‌های درونی اتحاد آمریکا و کره ‌جنوبی آشکار شده است.

آیا خودداری سئول از ورود به جنگ خاورمیانه، نشانه یک چرخش واقعی در مسیر سیاست خارجی کره ‌جنوبی است؟ روند بازپس‌گیری کنترل عملیاتی زمان جنگ تا چه اندازه ممکن است تحت فشارهای تلافی‌جویانه آمریکا با مانع روبه‌رو شود؟ تماس تازه میان مقام‌های ارشد چین و کره ‌جنوبی چه تغییراتی می‌تواند در وضعیت پیرامون شبه‌جزیره کره ایجاد کند؟

📌یک: خودداری از ورود به جنگ ایران، اختلافات درونی اتحاد را آشکار کرد

جنگ در خاورمیانه همچنان منابع و توان نظامی آمریکا را به‌شدت فرسوده می‌کند. واشنگتن برای کاستن از این فشار، تلاش دارد نیرو و ظرفیت متحدان خود را نیز وارد میدان کند و بخشی از بار این بحران را بر دوش آنان بگذارد. در همین چارچوب، آمریکا از کره ‌جنوبی خواست در اقدامات مرتبط با ایران مشارکت کند.

اما سئول این درخواست را نپذیرفت و همین تصمیم نارضایتی ترامپ را برانگیخت. رئیس‌جمهور آمریکا نیز این موضوع را به مسئله کاهش مقیاس رزمایش‌های مشترک آمریکا و کره ‌جنوبی گره زد و آن را علناً مطرح کرد.

پس از آن، دفتر ریاست‌جمهوری کره ‌جنوبی توضیح داد که این کشور آماده است در گفت‌وگوهای بین‌المللی درباره آزادی کشتیرانی در تنگه‌ها و مسیرهای دریایی و همچنین برقراری آتش‌بس مشارکت کند؛ اما وارد هیچ‌گونه اقدام خارجی با ماهیت نظامی و عملیاتی نخواهد شد.

آیا ایران می‌تواند اتحاد آمریکا و کره ‌جنوبی را به هم بزند؟

رئیس‌جمهور کره‌جنوبی در موزه ملی گیونگجو، «نشان عالی موگونگ‌هوا» را به دونالد ترامپ اعطا کرد و تاجی طلایی با الهام از میراث پادشاهی باستانی شیلا نیز به او هدیه داد؛ ۷ آبان ۱۴۰۴.

چرا کره ‌جنوبی، با وجود آن‌که متحد نظامی متعهد به پیمان با آمریکاست، جرأت کرد درخواست کاخ سفید را صریحاً رد کند؟

تمام منابع و ظرفیت‌های امنیتی کره ‌جنوبی بر محیط پیرامونی شبه‌جزیره کره متمرکز است. اعزام نیروی نظامی به خاورمیانه، به معنای بیرون کشیدن بخشی از نیروها و تجهیزاتی خواهد بود که اساساً برای مراقبت و بازدارندگی در شبه‌جزیره اختصاص یافته‌اند؛ اقدامی که بی‌تردید در دفاع داخلی شکاف ایجاد می‌کند.

شبه‌جزیره کره همچنان در وضعیتی از تقابل شدید قرار دارد. هرگونه انتقال نیرو به خارج از منطقه، مستقیماً توازن قوای محلی را تغییر می‌دهد؛ خطری واقعی که ساختار تصمیم‌گیری در سئول توان پذیرش آن را ندارد.

نظام حقوقی داخلی کره ‌جنوبی نیز خود یک مانع جدی است. قوانین موجود برای اعزام نیرو به خارج از کشور، موانع و شروط سخت‌گیرانه‌ای تعیین کرده‌اند. اگر سئول بخواهد مستقیماً در کنار آمریکا وارد جنگ خاورمیانه شود، باید فرآیند پیچیده تأیید در پارلمان را پشت سر بگذارد؛ فرآیندی که حمایت افکار عمومی نیز به‌سختی پشت آن قرار خواهد گرفت.

بخش بزرگی از جامعه کره ‌جنوبی معتقد است مأموریت ارتش این کشور تنها دفاع از سرزمین ملی است، نه گرفتار شدن در جنگ‌های منطقه‌ای در هزاران کیلومتر دورتر، در خاورمیانه.

آیا ایران می‌تواند اتحاد آمریکا و کره ‌جنوبی را به هم بزند؟

آمریکا اما به اتحاد از زاویه‌ای متفاوت نگاه می‌کند: واشنگتن انتظار دارد متحدانش در تمام عملیات‌های جهانی آمریکا همراه شوند؛ فرقی هم نمی‌کند میدان در آسیا–اقیانوسیه باشد یا خاورمیانه. ترامپ با گره زدن مخالفت کره ‌جنوبی به مسئله رزمایش‌های مشترک، در واقع از منابع درون اتحاد به‌عنوان اهرم استفاده کرد تا بر سئول فشار وارد کند.

رد مشارکت در پرونده خاورمیانه از سوی کره ‌جنوبی به معنای تصمیم برای خروج کامل از اتحاد آمریکا و کره ‌جنوبی نیست؛ بلکه به معنای نپذیرفتن هزینه‌دادن بی‌حد و مرز برای جنگ‌ها و بحران‌های آمریکا در هر نقطه از جهان است.

با این حال، فشارهای زنجیره‌ای ناشی از این مخالفت، اکنون به‌طور ملموس بر سر کره ‌جنوبی فرود آمده‌اند. آمریکا چندین کارت در دست دارد: مقیاس رزمایش‌های مشترک، مسئله کنترل عملیاتی زمان جنگ و صادرات فناوری‌های صنایع دفاعی. همه این موارد می‌توانند به ابزار چانه‌زنی و فشار تبدیل شوند.

کره ‌جنوبی ناچار است پیوسته میان دو ضرورت تعادل برقرار کند: دفاع از منافع ملی خود و حفظ چارچوب اتحاد با آمریکا. اما فضای مانور برای این بازی متوازن، زیر فشار فزاینده واشنگتن، لحظه‌به‌لحظه محدودتر می‌شود.

آیا ایران می‌تواند اتحاد آمریکا و کره ‌جنوبی را به هم بزند؟

📌دو: واقعیت‌های پشت فشار سئول برای بازپس‌گیری فرماندهی عملیاتی زمان جنگ

کره ‌جنوبی در سال ۱۹۹۴ فرماندهی نیروهای نظامی خود در دوران صلح را بازپس گرفت؛ اما به‌محض وقوع جنگ، اختیار جابه‌جایی نیروها و تدوین طرح‌های عملیات مشترک همچنان در دست «فرماندهی مشترک آمریکا و کره ‌جنوبی» باقی می‌ماند؛ فرماندهی‌ای که فرمانده آن همواره یک ژنرال آمریکایی بوده است.

در بیش از دو دهه گذشته، دو دولت اصلاح‌طلب رو مو هیون و مون جه‌این نیز طرح انتقال این اختیارات را پیش بردند، اما این روند بارها به‌دلیل تغییرات در شرایط و تحولات خارجی به تعویق افتاد. اکنون لی جائه ‌میونگ، رئیس‌جمهور کره جنوبی، در نشست شورای دولتی «اولچی» مستقیماً دستور روشنی صادر کرده است: بازپس‌گیری فرماندهی عملیاتی زمان جنگ باید در همین دوره ریاست‌جمهوری، بدون هیچ خطا و انحرافی، به‌طور کامل انجام شود؛ هم‌زمان نیز اجرای پروژه زیردریایی هسته‌ای باید با سرعت بیشتری به مرحله عملیاتی برسد.

اما درست در مقطعی که آمریکا به‌دلیل مسئله ایران از سئول ناخشنود است، لی جائه ‌میونگ با چنین صراحت و در سطحی بالا، بار دیگر این مطالبه حاکمیتی را مطرح می‌کند. آیا روشن نیست که این اقدام می‌تواند واشنگتن را بیش از پیش تحریک کند؟

در بخش قابل توجهی از جامعه و فضای سیاسی کره ‌جنوبی، این دیدگاه وجود دارد که باقی ماندن فرماندهی زمان جنگ در دست کشوری دیگر، نقصی در حاکمیت ملی محسوب می‌شود. نه جریان محافظه‌کار و نه اردوگاه مترقی، هیچ‌کدام نمی‌توانند آشکارا با بازپس‌گیری این اختیار مخالفت کنند؛ اختلاف‌ها فقط بر سر زمان انتقال و شرایط و تضمین‌های همراه آن است.

موضع‌گیری علنی لی جائه ‌میونگ در این مقطع، پیش از هر چیز پاسخی به خواست افکار عمومی داخلی و تلاشی برای تثبیت جایگاه دولت کنونی در سیاست «دفاع مستقل» است.

این موضع‌گیری، در عین حال، پاسخی سیاسی به آمریکا نیز محسوب می‌شود. ترامپ با استفاده از مسئله مقیاس رزمایش‌های مشترک برای گوشمالی دادن به کره ‌جنوبی، عملاً نابرابری قدرت در درون ائتلاف را آشکار کرد. دولت سئول باید این پیام را مخابره کند که مسیر توسعه دفاعی کشور نمی‌تواند تابع بی‌ثباتی، خشم یا رضایت لحظه‌ای واشنگتن باشد.

حتی اگر اتحاد آمریکا و کره ‌جنوبی حفظ شود، سئول می‌خواهد در چارچوب همین اتحاد، فضای بیشتری برای استقلال عمل به دست آورد.

آیا ایران می‌تواند اتحاد آمریکا و کره ‌جنوبی را به هم بزند؟

لی جائه ‌میونگ در سخنرانی خود عمداً تأکید کرد که «اتحاد مستحکم کره ‌جنوبی و آمریکا» و «دفاع مستقل» دو پایه مکمل برای امنیت کره ‌جنوبی هستند. همین جمله، موضع واقعی آن‌ها را روشن می‌کند: سئول قصد انحلال ائتلاف را ندارد؛ هدفش تغییر وضعیت وابستگی کامل و حرکت به‌سوی الگویی برابرتر از همکاری است.

با این همه، کلید تصمیم‌گیری صرفاً در دست سئول نیست. آمریکا بارها گفته است انتقال فرماندهی عملیاتی زمان جنگ، به دو شرط وابسته است: وضعیت امنیتی شبه‌جزیره کره و توان ارتش کره ‌جنوبی در اجرای عملیات مشترک. تا زمانی که واشنگتن تشخیص دهد این شرایط فراهم نشده‌اند، می‌تواند انتقال اختیارات را باز هم عقب بیندازد.

پروژه زیردریایی هسته‌ای نیز به فناوری‌های مرتبط با انرژی و پیشران هسته‌ای آمریکا نیاز دارد؛ و کنترل دسترسی به این فناوری‌ها همچنان در اختیار واشنگتن است. آمریکا کاملاً می‌تواند صادرات فناوری، انتقال فرماندهی زمان جنگ و میزان همراهی کره ‌جنوبی در پرونده‌های ایران و هند–اقیانوسیه را به یکدیگر گره بزند.

در نتیجه، موانع و هزینه‌های مذاکرات پیشِ روی کره ‌جنوبی، از اینجا به بعد به‌وضوح سنگین‌تر خواهد شد.

📌سه: دگرگونی آرایش پیرامون شبه‌جزیره در سایه کشمکش آمریکا و کره ‌جنوبی

اختلافات میان آمریکا و کره ‌جنوبی در محدوده روابط دوجانبه محصور نمی‌ماند؛ این تنش‌ها به سراسر شمال‌ شرق آسیا سرایت خواهد کرد. رزمایش «سپر آزادی اولچی» از مهم‌ترین رزمایش‌های سالانه در شبه‌جزیره کره است و طیف گسترده‌ای از سناریوها، از دفاع و ضدحمله گرفته تا مدیریت بحران، را در بر می‌گیرد. اگر حجم سناریوها و شمار نیروهای حاضر در این رزمایش به‌طور گسترده کاهش یابد، بر ارزیابی تمام طرف‌های حاضر در شبه‌جزیره از سطح خطرات نظامی اثر مستقیم می‌گذارد.

کره‌ شمالی همواره رزمایش‌های مشترک آمریکا و کره ‌جنوبی را اقدامی تحریک‌آمیز تلقی کرده است. بنابراین، با کاهش مقیاس این رزمایش‌ها، مواضع خارجی و آرایش نظامی پیونگ‌یانگ نیز به‌ناچار دستخوش تغییر خواهد شد.

آیا افزایش اصطکاک درون ائتلاف آمریکا و کره ‌جنوبی، می‌تواند پنجره‌ای برای کاهش تنش در شبه‌جزیره کره باز کند؟

کاهش مقیاس رزمایش‌ها، الزاماً به معنای کاهش توان اتحاد آمریکا و کره ‌جنوبی نیست. حتی با محدود شدن سناریوهای رزمایشی، یگان‌های اصلی عملیاتی آمریکا در کره ‌جنوبی و شبکه پایگاه‌های آن به‌طور کامل حفظ خواهند شد. آمریکا همچنان همه توان لازم برای اعزام سریع نیروی کمکی به شبه‌جزیره را در اختیار دارد. بنابراین، کاهش مقیاس رزمایش‌ها بیش از آن‌که یک دگرگونی بنیادین نظامی باشد، پیامی سیاسی و نشانه‌ای از اعمال فشار بر سئول است؛ تغییری که پایه‌های تقابل نظامی در شبه‌جزیره را از میان نخواهد برد.

آیا ایران می‌تواند اتحاد آمریکا و کره ‌جنوبی را به هم بزند؟

خودروهای زرهی ارتش آمریکا در میدان آموزشی یونچئون کره‌جنوبی، نزدیک مرز کره‌شمالی، برای عبور از رودخانه گرد هم آمده‌اند؛ ۲۶ مرداد.

تلاش کره ‌جنوبی برای به‌دست آوردن استقلال عمل بیشتر نیز به این معنا نیست که سئول قرار است مسیر سیاست خارجی کنونی خود را به‌طور کامل تغییر دهد. کره ‌جنوبی همچنان اتحاد با آمریکا را سنگ‌بنای امنیت خود می‌داند و بعید است آگاهانه مسیر رویارویی با واشنگتن را انتخاب کند. خواسته اصلی سئول، کاهش احتمال کشیده‌شدن ناخواسته به جنگ‌ها و بحران‌های خارج از منطقه است.

تعامل قدرت‌های خارجی نیز هم‌زمان با این تحولات تغییر خواهد کرد. چین و روسیه مدت‌هاست خواهان کاهش رزمایش‌های تحریک‌آمیز آمریکا و کره ‌جنوبی هستند؛ هر دگرگونی در وضعیت شبه‌جزیره، واکنش‌های زنجیره‌ای در سطح دیپلماسی و امنیت کشورهای پیرامونی را به همراه خواهد داشت.

کره ‌جنوبی اکنون در نقطه تلاقی چندین نیروی متضاد ایستاده است: از یک سو باید فشارهای آمریکا را مدیریت کند، از سوی دیگر با تقابل دائمی با کره‌ شمالی روبه‌روست، و هم‌زمان باید روابط اقتصادی و دیپلماتیک خود با چین و روسیه را نیز حفظ کند.

اختلاف میان آمریکا و کره ‌جنوبی، فضای بیشتری برای مانور دیپلماتیک در اختیار سئول قرار می‌دهد؛ اما این به آن معنا نیست که تضادهای ریشه‌دار و مزمن شبه‌جزیره خودبه‌خود ناپدید خواهند شد.

آمریکا نیز ابزارهای متعددی برای اعمال فشار متقابل در اختیار دارد. افزون بر رزمایش‌ها و فناوری‌های صنایع دفاعی، موضوعات تجاری و سهم کره ‌جنوبی از هزینه‌های استقرار نیروهای آمریکایی در این کشور نیز می‌توانند به اهرم چانه‌زنی تبدیل شوند.

اگر کره ‌جنوبی واقعاً قصد دارد هدف «دفاع مستقل» را به واقعیت تبدیل کند، باید خود را برای یک کشمکش طولانی، سخت و فرسایشی با آمریکا آماده سازد. در این مسیر، هیچ میان‌بر آسانی برای رسیدن به هدف وجود ندارد.

آیا ایران می‌تواند اتحاد آمریکا و کره ‌جنوبی را به هم بزند؟

📌چهار: سفر وانگ‌یی به کره ‌جنوبی و ارزش راهبردی گفت‌وگوی دوجانبه

در همان مقطعی که شکاف میان آمریکا و کره ‌جنوبی علنی شده، سئول از وانگ‌یی، وزیر امور خارجه چین، برای سفر به کره ‌جنوبی دعوت کرده است.

میان چین و کره ‌جنوبی انبوهی از موضوعات نیازمند گفت‌وگو وجود دارد: وضعیت شبه‌جزیره کره، برداشت‌های تاریخی، روابط اقتصادی و تجاری، و همکاری‌های چندجانبه منطقه‌ای؛ همه این پرونده‌ها روی میز مذاکره قرار دارند.

کره ‌جنوبی اکنون هم‌زمان با فشارهای آمریکا روبه‌روست و در عین حال، نیاز واقعی به گسترش دیپلماسی چندجانبه و متنوع دارد. به همین دلیل، اهمیت عملی دیدار مقام‌های ارشد چین و کره ‌جنوبی بیش از گذشته برجسته شده است.

آیا ایران می‌تواند اتحاد آمریکا و کره ‌جنوبی را به هم بزند؟

با فرض آن‌که ائتلاف آمریکا و کره ‌جنوبی همچنان پابرجا بماند، روابط سطح‌بالای چین و کره ‌جنوبی چه دستاوردهای ملموسی می‌تواند داشته باشد؟

چین و کره ‌جنوبی شرکای مهم اقتصادی و تجاری یکدیگرند. زنجیره‌های صنعتی و تأمین دو کشور به‌شدت در هم تنیده‌اند و تجارت، سرمایه‌گذاری و رفت‌وآمد مردم، نقش لنگر ثبات در روابط دوجانبه را ایفا می‌کند. حتی اگر وضعیت امنیتی منطقه دستخوش نوسان شود، همکاری عمل‌گرایانه در حوزه اقتصاد همچنان می‌تواند ادامه یابد.

دیدارهای سطح‌بالا می‌توانند به رفع موانع واقعی در مبادلات اقتصادی و تجاری دو کشور کمک کنند و ارتباطات در سطح مردمی را ثبات ببخشند.

در موضوع امنیت شبه‌جزیره کره نیز چین و کره ‌جنوبی دغدغه‌های مشترک فراوانی دارند. هر دو طرف خواهان حفظ صلح و ثبات در شبه‌جزیره‌اند؛ با تشدید مارپیچی تنش مخالفت می‌کنند و نمی‌خواهند قدرت‌های خارج از منطقه، شبه‌جزیره کره را به خط مقدم رقابت و تقابل قدرت‌های بزرگ تبدیل کنند.

دو طرف می‌توانند ارزیابی‌های خود را درباره رزمایش‌های مشترک آمریکا و کره ‌جنوبی، انتقال فرماندهی عملیاتی زمان جنگ و مسیر تحولات آینده در شبه‌جزیره کره مبادله کنند و در زمینه مدیریت بحران نیز کانال‌های ارتباطی فعال‌تری ایجاد کنند.

اما باید واقعیت را نیز بدون توهم دید: کره ‌جنوبی به‌دلیل یک سفر یا یک دیدار سطح‌بالا، اتحاد با آمریکا را که پایه امنیت ملی خود می‌داند، کنار نخواهد گذاشت. سئول همچنان همکاری نظامی با واشنگتن را ادامه می‌دهد و در بخشی از پرونده‌های مربوط به هند–اقیانوسیه نیز هماهنگی خود با آمریکا را حفظ خواهد کرد.

هدف تعامل چین و کره ‌جنوبی، کشاندن سئول به خروج از اتحاد نیست؛ هدف، کمک به حفظ استقلال راهبردی کره ‌جنوبی و کاهش احتمال کشیده‌شدن این کشور به اردوگاه‌های تقابلی است.

واقعی‌ترین خواسته کره ‌جنوبی در شرایط کنونی روشن است: از یک‌سو باید چتر امنیتی ناشی از ائتلاف را حفظ کند و از سوی دیگر، فضای بیشتری برای استقلال دیپلماتیک به دست آورد؛ بدون آن‌که به جنگ خاورمیانه یا بحران‌های دوردست دیگر کشیده شود.

گفت‌وگوی چین با کره ‌جنوبی، در واقع گزینه‌های دیپلماتیک متنوع‌تری را پیش روی سئول می‌گذارد. این گفت‌وگو نشان می‌دهد کره ‌جنوبی، فراتر از وابستگی کامل به آمریکا، می‌تواند در چارچوب همکاری‌های چندجانبه منطقه‌ای نیز از منافع ملی خود دفاع کند.

با این حال، برای تبدیل نتایج این سفر به دستاوردی عملی، پیگیری مستمر لازم است. مسائل تاریخی، پرونده تنگه تایوان و اختلافات دریایی، همچنان گره‌هایی کلیدی و اجتناب‌ناپذیر هستند. تنها در صورتی که دو طرف بر نقاط توافق پایبند بمانند و اختلافات را مدیریت کنند، محتوای گفت‌وگوهای سطح‌بالا به نتایج واقعی و قابل اجرا تبدیل خواهد شد.

کره ‌جنوبی در ادامه با یک دوگانه دشوار مواجه است: اطاعت کامل از آمریکا، خطر گرفتار شدن در جنگ‌ها و بحران‌های دوردست را به همراه دارد؛ اما تقابل بیش از حد با واشنگتن نیز می‌تواند تضمین‌های امنیتی خود این کشور را متزلزل کند.

یافتن نقطه تعادل میان این دو مسیر، به مسئله محوری سیاست خارجی دولت لی جائه ‌میونگ تبدیل خواهد شد.

پایان/

منبع: 【世说兴语:特朗普请韩国打伊朗,2大矛盾爆发,李在明拍板,请王毅走一趟】
https://m.toutiao.com/is/qAt-DZjw-ZI/

۵ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۸:۰۰
کد مطلب: 35687

برچسب‌ها

اخبار مرتبط

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 0 + 0 =