تصاویر و فیلم های که طی چند روز گذشته از تحولات یمن منتشر شده بیشتر شبیه فیلم های هالیودی است و اگر «سورئالیسم» را در دقیقترین معنای فلسفی و ادبی آن، یعنی درهمآمیختن مرزهای خیال و واقعیت و تولد واقعیتی برتر از دل تضادهای بنیادین بدانیم، شاید در سراسر نقشه جغرافیای سیاسی جهان، هیچ سرزمینی به اندازه یمن برازنده این عنوان نباشد. یمن جایی است که منطق خشک و پیشبینیهای رایج در علوم سیاسی و روابط بینالملل همواره با بنبست روبهرو میشوند، سرزمینی که در آن شگفتانگیزترین تناقضها، شکل زندگی روزمره و معادلات قدرت را میسازند.
جغرافیای یمن نخستین لایه از این پرده سورئال است: از کوهستانهای سر به فلک کشیده و صخرههای صعبالعبور صعده و صنعا تا دشتهای تفتیده تهامه و بیابانهای بیپایان ربعالخالی، گویی جغرافیا در این قطعه از زمین بر خلاف قوانین هماهنگی طبیعی شکل گرفته است.
از سوی دیگر، شهرهایی چون «شبام» حضرموت با آسمانخراشهای چندصدساله خشتی یا روستاهایی که بر فراز تیغههای عمودی صخرهها بنا شدهاند، منظرهای را خلق میکنند که پیش از آنکه واقعی به نظر برسد، تصویری از دل قصههای هزار و یک شب و تمدن باستانی «سبأ» و «حمیر» است. این جغرافیا، ذهن انسان یمنی را به زیستن در میان ناممکنها عادت داده است.
از بعد تاریخی، سورئالیسم یمنی در تابآوری و بازگشت شگفتانگیز هویتهای سرکوبشده متجلی است: حکومت زیدیها پس از قرنها مقاومت و تثبیت در اوایل قرن بیستم، با کودتای ۱۹۶۲ و نفوذ گسترده موجهای سلفی و وهابی تحت حمایت عربستان سعودی، به ظاهر برای همیشه به حاشیه تاریخ رانده شد.
اما بازتولید این تفکر در قالب جنبش «شبابالمؤمن» (در دهه ۱۹۹۰) در کوههای محروم صعده با الهام گرفتن از انقلاب اسلامی ایران و سپس تبدیل شدن آن به جنبش سراسری «انصارالله»، بیش از آنکه شبیه به یک روند معمول حزبی باشد، به یک دگردیسی اسطورهای میماند. گروهی که حتی در انتخاباتهای دهه ۹۰ هیچ بخت رسمی برای ورود به قدرت نداشت، در کمتر از دو دهه ساختار سیاسی کشور را از بنیاد دگرگون ساخت.
از جنبه سیاسی، شگفتانگیزترین نمود ویژگیهای سورئالیستی یمن را باید در تحولات پس از ۲۰۱۱ و سپتامبر ۲۰۱۴ مشاهده کرد:
برآمدن عبدالملک الحوثی در ۲۴ سالگی پس از شهادت برادرش (سید حسین الحوثی) و مدیریت موفق پنج جنگ پیاپی از جنگهای ششگانه علیه ارتش مجهز یمن و حامیان خارجیاش، یک پارادوکس مدیریتی و نظامی است. چهرهای که روزگاری در غارهای مران ناشناخته بود، در میانه دهه چهارم زندگی خود نه تنها سرنوشت یمن، بلکه شریانهای انرژی و تجارت دریایی جهان را متأثر کرد.
همچنین شاید در هیچ کجای جهان نتوان ائتلافی را متصور شد که در آن یک جنبش با حاکمی (علی عبدالله صالح) متحد شود که شش جنگ ویرانگر را علیه آنان به راه انداخت و خون رهبر بنیانگذارشان را ریخت. اما انصارالله با یک پراگماتیسم غیرمتعارف، برای آزادسازی صنعا و پایان دادن به نفوذ دولت وابسته به ریاض، این اتحاد تاریخی را شکل داد و پس از تسلط کامل، دوباره مسیر خود را تفکیک کرد.
یمن همواره از سوی خاندان سعودی به عنوان «حیاط خلوت» سنتی دیده میشد که سرنوشت آن با دلارهای نفتی و اراده ریاض رقم میخورد. اما قیام ۲۱ سپتامبر ۲۰۱۴ و ثبات بعدی آن نشان داد که تودههای پابرهنه و محروم این سرزمین قادرند معادلات پادشاهیهای ثروتمند خلیج فارس را واژگون کرده و نظم جدیدی را تحمیل کنند و پیشروی های چند روز گذشته انصار الله که شادی را برای طرفداران مقاومت در سرتاسر منطقه و جهان به ارمغان آورد، اخرین نمایش ها از سورئالیسم یمنی است.
بنابرین توصیف این کشور به عنوان سرزمینی که «خیال با واقعیت در آن ترکیب میشود»، صرفاً یک آرایه ادبی نیست، بلکه کلیدواژهای تحلیلی برای درک سرزمینی است که در آن فقر مطلق مادی با اقتدار نظامی و ژئوپلیتیک بیسابقه همنشین است، جایی که تاریخ باستانی با تحولات فوقمدرن موشکی و پهپادی گره میخورد و سنتیترین قبایل، مدرنترین معادلات استراتژیک منطقه را بازنویسی میکنند.
فهم یمن بدون درک این خصلت سورئال و چندلایه، همواره ناقص و عقیم خواهد ماند.
پایان/













نظر شما