به گزارش تحریریه، شوئه شیائو رونگ (薛小荣)، استاد تاریخ معاصر چین در دانشگاه فودان و کارشناس برجسته روابط بینالملل، هشدار داد آمریکا با استانداردهای دوگانه، جهان را هدف فشار هستهای قرار داده است.
📌در جهان امروز، اگر قرار باشد عنوان «دوروترین کشور جهان» را به یک کشور اختصاص دهیم، بیتردید آن کشور آمریکاست
آمریکا خودش هزاران کلاهک هستهای در اختیار دارد؛ زرادخانهای که برای چندین بار نابود کردن جهان کافی است. این کشور همچنان به ارتقای تسلیحات هستهای خود ادامه میدهد و آستانه استفاده از سلاح هستهای و خطر وقوع جنگ اتمی را پایینتر میآورد، اما در چرخشی آشکار، میخواهد چین را که تنها از یک نیروی هستهای محدود و صرفاً دفاعی برخوردار است، پای میز مذاکرهای مشترک بکشاند.

۲۴ مهر، مائو نینگ(毛宁)، سخنگوی وزارت امور خارجه چین، در نشست خبری این وزارتخانه گفت: «آمریکا از یک زرادخانه هستهای عظیم برخوردار است و باید مسئولیت اولویتدار خود در زمینه خلع سلاح هستهای را بهطور واقعی انجام دهد؛ این یک اجماع عمومی در جامعه بینالمللی است. توانمندیهای هستهای چین بههیچوجه در یک سطح با آمریکا و روسیه قرار ندارد. در شرایط کنونی، درخواست از چین برای مشارکت در آنچه مذاکرات خلع سلاح هستهای خوانده میشود، ناعادلانه، غیرمنطقی و غیرعملی است.»
این موضعگیری وزارت امور خارجه چین، مستقیماً در واکنش به درخواست احمقانه دونالد ترامپ مطرح شد.
📌آمریکا و روسیه با زرادخانههای هستهای کاملاً متفاوت از چین، خواستار کاهش تسلیحات پکن هستند
یک روز پیش از آن، در ۲۳ مهر، ترامپ در گفتوگویی اعلام کرد که آمریکا در حال مذاکره با چین و روسیه درباره موضوع خلع سلاح هستهای است. او مدعی شد توانمندی هستهای چین با سرعت زیادی در حال توسعه است و این کشور ظرف پنج سال آینده از آمریکا پیشی خواهد گرفت.
تردیدی نیست که این اظهارات ترامپ با هدف بزرگنمایی تهدید هستهای چین مطرح شده است؛ او میخواهد برای کشاندن پکن به مذاکرات، عمداً زمینه و بهانهای رسانهای ایجاد کند.
اهمیت اصلی سخن ترامپ درباره اینکه «چین ظرف پنج سال از آمریکا پیشی میگیرد»، اساساً در درست یا نادرست بودن این بازه پنجساله نیست. مسئله این است که او ابتدا این پیشفرض را جا میاندازد که «چین بهزودی به آمریکا خواهد رسید» و سپس ادعای ضرورت مشارکت چین در مذاکرات خلع سلاح هستهای را به نتیجهای ظاهراً طبیعی تبدیل میکند.
ترامپ اهمیتی نمیدهد که چین واقعاً طی پنج سال آینده به آمریکا برسد یا نه؛ چیزی که او نیاز دارد، همان بهانهای است که بتواند با آن افکار عمومی را بترساند.
با این حال، حجم ذخایر تسلیحات هستهای چین در مقایسه با آمریکا و روسیه همچنان بسیار محدودتر است و میان این کشورها شکافی عظیم وجود دارد. به همین دلیل، سخنگوی وزارت امور خارجه چین در نشست خبری مستقیما به این موضوع پاسخ داد تا تلاش آمریکا برای فضاسازی را خنثی کند و نقشه واقعی آنها را―یعنی منحرف کردن افکار عمومی از مشکلات و مهار چین به بهانه کنترل تسلیحات―برملا سازد.

📌برای درک این رویارویی، ابتدا باید با یک واقعیت آشکار و انکارناپذیر روبهرو شویم: شکاف میان توانمندیهای هستهای طرفین، واقعاً حیرتانگیز است.
بر اساس دادههای سالنامه ۲۰۲۶ مؤسسه بینالمللی پژوهشهای صلح استکهلم، مجموع کلاهکهای هستهای موجود در جهان حدود ۱۲ هزار و ۱۸۷ فروند است که از میان آنها، نزدیک به ۹ هزار و ۷۴۵ کلاهک در اختیار نیروهای نظامی قرار دارد. آمریکا و روسیه بهتنهایی حدود ۸۳ درصد از این مجموع را در اختیار دارند.
روسیه نزدیک به ۵۴۲۰ کلاهک هستهای در زرادخانه خود دارد و شمار کلاهکهای آمریکا نیز به ۵۰۴۲ فروند میرسد. حدود ۲۱۰۰ کلاهک هستهای این دو کشور در وضعیت آمادهباش عملیاتی سطح بالا قرار دارند و هر لحظه میتوانند برای اجرای حمله هستهای به کار گرفته شوند.
در مقابل، چین تنها حدود ۶۲۰ کلاهک هستهای در اختیار دارد و شمار کلاهکهایی که وارد مرحله استقرار عملیاتی شدهاند، از این رقم نیز کمتر است. چه از نظر ذخایر کلاهک، چه از نظر ظرفیت تسلیحات آمادهباش و چه از نظر سامانههای انتقال دوربرد، میان چین و آمریکا و روسیه شکافی چنددهبرابری وجود دارد.
نکته دیگری نیز هست که باید بهطور ویژه مورد توجه قرار گیرد: در مذاکرات موسوم به خلع سلاح هستهای، آن بخش از تسلیحات هستهای موضوع مذاکره قرار میگیرد که روی موشکها نصب شده و هر لحظه آماده شلیک است؛ تسلیحات ذخیرهشده در انبارها اساساً در این محاسبه به حساب نمیآیند.
در چنین وضعیتی، آمریکا ۱۷۷۰ کلاهک و روسیه ۱۷۹۶ کلاهک در اختیار دارند؛ در حالی که سهم چین تنها ۳۴ کلاهک است. این اختلاف آنقدر فاحش است که به بیش از ۵۰ برابر میرسد. آمریکا در حالی که کاملاً از واقعیت آگاه است، خود را به ناآگاهی میزند و عمداً مجموع تعداد کلاهکها را بهعنوان پردهای برای پنهان کردن واقعیت پیش میکشد تا چین را فریب دهد و به خلع سلاح یکطرفه وادار کند.
برای بیان سادهتر، آمریکا و روسیه دو توپ جنگی سنگین و بزرگ دارند؛ مهماتشان نیز بهاندازه کافی موجود است و هر لحظه میتوانند آتشبازی را شروع کنند. چین، در مقابل، تنها یک تپانچه در اختیار دارد که آن هم صرفاً برای دفاع از خود است.
حالا آمریکا از طرفی که یک سلاح کمری در اختیار دارد، میخواهد همراه با دارندگان دو توپ سنگین، بهطور برابر از مهمات خود کم کند.
وقتی ابعاد و توانمندیها اساساً برابر نیست، چرا باید مسئولیتها برابر باشد؟ همین واقعیت، محکمترین استدلال چین برای رد مذاکرات سهجانبه است.

📌سه محاسبه ترامپ؛ اوج استاندارد دوگانه هژمونی آمریکایی
شاید بسیاری این پرسش را مطرح کنند که چین از توان هستهای محدودی برخوردار است و همواره بر راهبرد دفاعی و بازدارندگی مبتنی بر دفاع از خود تأکید کرده؛ پس چرا آمریکا اصرار دارد دست از سر چین برندارد و بهزور آن را وارد مذاکرات خلع سلاح هستهای کند؟
واقعیت این است که ادعای ترامپ درباره تلاش برای تحقق جهانی عاری از سلاح هستهای، چیزی جز شعار پرسروصدا نیست. در پس این شعار، محاسبات ژئوپلیتیکی آشکاری نهفته است. ترامپ دستکم سه هدف ناگفته را دنبال میکند:
۱. سازوکار کنترل دوجانبه تسلیحات هستهای میان آمریکا و روسیه از کار افتاده و واشنگتن بهدنبال راهی تازه برای ایجاد موازنه است
معاهده «نیو استارت» که در گذشته حجم کلاهکهای هستهای آمریکا و روسیه را محدود میکرد، منقضی شده و دیگر امکان تمدید آن وجود ندارد. پس از کنار رفتن محدودیتهای این معاهده، آمریکا و روسیه دیگر با سقف الزامآور مشخصی برای تعداد کلاهکهای هستهای خود روبهرو نیستند. در نتیجه، هر دو کشور روند نوسازی تسلیحات هستهای را سرعت بخشیدهاند و توسعه سلاحهای هستهای تاکتیکی نیز همچنان با شدت بیشتری ادامه دارد.
آمریکا بهخوبی میداند که بدون وجود محدودیتهای معاهدهای، رقابت تسلیحاتی هستهای میان واشنگتن و مسکو فقط تشدید خواهد شد و برتری هستهای خود آمریکا نیز بهتدریج کاهش پیدا میکند. اما واشنگتن نه حاضر است روند ارتقای توان هستهای خود را متوقف کند و نه توان آن را دارد که روسیه را بهطور یکجانبه مهار کند.
به همین دلیل، آمریکا به یک ترفند کثیف متوسل شده است؛ اینکه چین را وارد این بازی کند و با پناه گرفتن پشت مذاکرات، روند توسعه توان هستهای چین را در چارچوبی محدود و کنترلشده قرار دهد.

۲. آمریکا میخواهد سقف نوسازی هستهای چین را قفل کند
چین طی سالهای گذشته، با گامهایی حسابشده، توانمندی هستهای سهگانه خود را تکمیل کرده و ظرفیتش برای اجرای حمله هستهای تلافیجویانه را بهطور مستمر تقویت کرده است. حتی اگر حجم کلی زرادخانه چین همچنان در سطحی کنترلشده باقی بماند، برخورداری از توان قابل اتکای حمله تلافیجویانه دوم، معادلهای را که در گذشته به زیان چین بود، تغییر داده است.
این دقیقاً همان وضعیتی است که آمریکا بیش از هر چیز نمیخواهد شاهد آن باشد. واشنگتن بههیچوجه حاضر نیست چین از یک برگ برنده راهبردی برخوردار باشد که بتواند دشمن را بازدارد. اگر مذاکرات سهجانبه به نتیجه برسد، چین ناچار خواهد شد متعهد شود که توسعه توان هستهای خود را محدود کند؛ اقدامی که به معنای تعیین سقف برای امنیت دفاعی خود و از دست دادن توان لازم برای ایجاد موازنه راهبردی در بلندمدت خواهد بود.

سوم؛ این یک تله رسانهای است که با دقت طراحی شده تا به ابزاری اخلاقی برای فشار بر چین تبدیل شود
آمریکا سالهاست بهطور مستمر درباره تهدید هستهای بودن چین فضاسازی میکند؛ از یکسو رشد محدود توان هستهای چین را عمداً بزرگنمایی میکند و از سوی دیگر، عامدانه ابعاد عظیم زرادخانههای هستهای آمریکا و روسیه و هزاران کلاهک در اختیار آنها را مخفی نگه میدارد.
این روایت، یک تله دوطرفه و حسابشده است. اگر چین با مذاکره موافقت کند، باید محدودیتهای نابرابر در زمینه خلع سلاح را بپذیرد و مسیر توسعه دفاعی خود را قفل کند؛ اگر هم از مذاکره سر باز بزند، آمریکا همراه با متحدان غربیاش تبلیغات گستردهای به راه خواهد انداخت و چین را به مانعتراشی در مسیر کنترل جهانی تسلیحات هستهای متهم خواهد کرد. به این ترتیب، واشنگتن میکوشد جایگاه اخلاقی برتر را از آن خود کند و چین را در عرصه بینالمللی منزوی سازد.
تأکید ویژه وزارت امور خارجه چین بر تفاوت حجم زرادخانههای هستهای، دقیقاً برای روشن کردن این نکته بود که ادعاهای آمریکا اساساً از پایه بیاعتبار است.
مهمتر از آن، منطق بنیادی راهبرد هستهای چین، آمریکا و روسیه اساساً با یکدیگر تفاوت دارد و همین مسئله بیش از پیش ثابت میکند که این مذاکرات از همین اول فاقد مبنایی برابر و عادلانه است.
چین سالهاست به سیاست هستهای خود مبنی بر عدم استفاده نخست از سلاح هستهای و عدم استفاده از این سلاحها علیه کشورهای فاقد تسلیحات هستهای پایبند مانده است. تنها هدف چین از توسعه توان هستهای، مقابله با باجخواهی هستهای و در اختیار داشتن برگ برندهای برای دفاع و واکنش راهبردی است. پکن هرگز سلاح هستهای را بهطور فعال به ابزاری برای تهاجم و پیشبرد رقابتهای ژئوپلیتیکی تبدیل نکرده است.
اما راهبرد هستهای آمریکا و روسیه کاملاً بر منطق تقابل استوار است. بهویژه آمریکا که همواره گزینه استفاده نخست از سلاح هستهای را برای خود محفوظ نگه داشته، با جدیت در حال توسعه بمبهای هستهای تاکتیکی کمتوان است و پیوسته آستانه استفاده از سلاح هستهای را پایینتر میآورد. واشنگتن با سوق دادن تسلیحات هستهای به سمت کاربرد عملیاتی، همچنان خطر درگیری هستهای در سراسر جهان را افزایش میدهد.
از یک سو، سلاحهایی در اختیار دارند که میتوانند جهان را نابود کنند و پیوسته خطر هستهای تولید میکنند؛ از سوی دیگر، کشوری را که تنها از توان دفاع از خود برخوردار است، تحت فشار میگذارند تا همان تعهدات خلع سلاح را بپذیرد. این، چیزی جز استاندارد دوگانه آشکار هژمونی نیست.

📌چین از سازش امتناع میکند؛ ولی آمریکا بزرگترین عامل خطر است
پاسخ اخیر چین صرفاً واکنشی احساسی و ناشی از تقابل لحظهای نبود؛ بلکه یک موضعگیری راهبردی سنجیده و حسابشده در بالاترین سطح بود.
این پاسخ بر سه لایه منطقی استوار بود که بهصورت مرحلهبهمرحله پیش میروند و هیچ فضایی برای بهرهبرداری تبلیغاتی رقیب باقی نمیگذارند.
نخست، چین با ارائه دادههای عینی و نشان دادن شکاف موجود در ابعاد زرادخانهها، مستقیماً پیشفرض جعلی آمریکا درباره «خلع سلاح مساوی» را رد کرد.
دوم، پکن با استناد به اجماع بینالمللی، بر اولویت داشتن مسئولیت آمریکا و روسیه در زمینه خلع سلاح تأکید کرد و حدود مسئولیت هر کشور را در روند خلع سلاح هستهای جهانی بهروشنی مشخص ساخت.
در نهایت، چین خط قرمز خود را صریحاً اعلام کرد: این پیوند زدن ناعادلانه را نمیپذیرد و حاضر نیست قواعدی را قبول کند که کشورهای هژمونیک بهصورت یکجانبه تعیین کردهاند.
چین نه آغازگر تقابل است و نه بهسادگی تن به سازش میدهد. پکن با اتکا به استدلال و دادههای روشن، از خطوط قرمز خود دفاع کرد و در یک حرکت، تله رسانهای آمریکا را خنثی ساخت.
این رویارویی هستهای یک واقعیت را نیز در برابر چشم جهان آشکار کرد: بزرگترین منبع بیثباتی در امنیت هستهای جهان، چین نیست که بر دفاع از خود تأکید دارد؛ بلکه آمریکاست که پیوسته زرادخانه هستهای خود را گسترش میدهد، به تقابل دامن میزند و سلاح هستهای را به اهرمی برای پیشبرد اهداف دیپلماتیک تبدیل میکند.
اگر قرار است جهان به سوی جهانی عاری از سلاح هستهای حرکت کند، نخستین گام باید این باشد که آمریکا و روسیه به شکلی قابل راستیآزمایی، برگشتناپذیر و برخوردار از ضمانت حقوقی، بخش بزرگی از کلاهکهای هستهای خود را کاهش دهند. تا زمانی که این پیششرط عملی نشده است، کشاندن اجباری کشورهای دارای توان هستهای متوسط به این روند، چیزی جز یک نمایش سیاسی برای منحرف کردن افکار عمومی نیست.
پایان/
منبع: 【...薛小荣:5000枚VS 600枚,特朗普想让中国“自废武功”,中方一句】
https://m.toutiao.com/is/xKpcr36xzSE/













نظر شما