ایران بعد از انقلاب اسلامی سال ۵۷ "که با شعار استقلالآزادیجمهوریاسلامی به وقوع پیوست" در طول ۴۸ سال گذشته مواجه با فشارها و مضایقی بوده که سال گذشته با جنگ مستقیم ۱۲ و ۴۰ روزه و ترور رهبری به اوج خود رسید.
دخالت در امور داخلی کشور، تحمیل جنگ هشت ساله، تحرکات تجزیهطلبانه، اقدامات تروریستی مداوم، ترور دانشمندان هستهای، جنگ داخلی، محاصره و تحریم اقتصادی، بلوکه نمودن داراییها ، تلاش برای انزوای کشور و راه اندازی شبکههای رسانهای برای مهندسی افکار عمومی و ... بخشی از اقدامات آمریکا علیه ایران بوده و در این میان استفاده ابزاری از نهادهای بینالمللی مانند آژانس بین المللی انرژی اتمی علیه ایران هم ننگ دیگری میباشد.
در دوره دوم ریاست جمهوری ترامپ اهداف آمریکا در ایران خیلی روشن اعلام شد ، تلاش برای نابودی تمدن ایرانی ، برگرداندن کشور به عصر حجر و غیره و صد البته برای تحقق این اهداف سنگین ترین و پیچیده ترین جنگ تاریخ را نیز در کنار جنگ اقتصادی رقم زدند و از هیچ جنایت حتی قتل عام دانش آموزان مدرسه دخترانه نیز دریغ ننمودند.
ایران در دوره دولتمداری اصلاحات به ویژه در برجام رسما امتیازات یکطرفه قابل توجهی به آمریکا داد و اساسا حاکمیت ایران در طول چهار دهه گذشته مستقیم و غیر مستقیم برای واگذاری امتیاز به آمریکا و مذاکره و عقب نشینی، تحت فشار جریان غربگرا بوده، لیکن آمریکا هم در عمل اثبات نمود که حدِ یقَفی برای زیادهخواهیهایش نبوده و با هر یک قدم عقب نشینی ده قدم پیش میآید، تا اینکه برای فتح نهایی و تجزیه کشور وارد جنگ نظامی شد و اتفاقا این بار با مقاومت یکپارچه ملت ایران و دفاع جانانه نیروهای مسلح مواجه گردید و تیرهایش کمانه کرد و برای تاریخ اثبات شد که آمریکا فقط زبان قدرت را میفهمد و اساساً هر کشوری که طالب استقلال باشد باید در بخش دفاعی به سطح بازدارندگی امنیتی کامل برسد آن هم در شرایطی که آمریکا برای گسترش هژمونی یک طرفه خود حتی از تهدید هستهای نیز اِبا نمیکند .
آمریکا اسرائیلِ نیم وجبی در قلب خاورمیانه را زرادخانه تسلیحات هستهای نموده و آژانس بین المللی انرژی اتمی را نیز به جاسوسخانه و ابزاری برای اعمال فشار به کشورهای بلوک مقابل، مانند ایران تبدیل کرده است که خدمات اطلاعاتی به رژیم صهیونیستی می دهد.
یک جریان سیاسی در کشور به هر نیتی در ۴۰ سال گذشته پیوسته به دنبال تولید فشار برای مقابله با مولفه سلاحهستهای در دکترین دفاعی و بازدارندگی بوده و استدلال می کردند که سلاح هستهای حتی اگر به بازدارندگی امنیتی و نظامی منجر شود به بازدارندگی و امنیت در حوزه اقتصاد نمی انجامد و یا انزوای سیاسی و دیپماتیک کشور را بدنبال دارد و دائما به تصریح و تلویح شرایط کشور کره شمالی و سرنوشت مشابه آن را یادآوری میکردند.
اما در نهایت آمریکا و همپیمانان اروپایی و منطقهای آنها در عمل کلکسیون دشمنی و جنایت علیه ایران را تکمیل نمودند و هر کاری که می توانستند انجام دادند ...
امروز ایران در مسیر تاریخ با یک جنگ علنی و همه جانبه "موجودیتی" مواجه است و مسئله، فقط مسئله استقلال و نظام و ساختار سیاسی نیست بلکه مسئله مانایی پدیده تاریخی " ایران" و امنیت ۹۰ میلیون ایرانی است که دشمن بیحیا و بی ملاحظه کمر به نابودی آن بسته است
امروز ایران تمام هزینه های هسته ای شدن را پرداخت کرده است* ،حجت بر ملت ایران و نماینده ملت ایران یعنی "حاکمیت" تمام شده است و ما باید کشور را از این گردنه عبور بدهیم و این عبور مستلزم تکمیل حلقه لوازم و مولفههای بازدارندگی است
وقتی آمریکا با استفاده از اطلاعاتی که آژانس بین المللی انرژی اتمی در اختیارش میگذارد، تاسیسات هستهای صلح امیز ما را با بمبهای هسته ای تاکتیکی هدف قرار می دهد و علنا اعلام می کند که قصد دارد تاسیسات "کوهکلنگ" را با مادربمبهای خود نابود می کند و کشور ما را از دریا و هوا و زمین محاصره میکند و هیچ صدای اعتراضی هم از مجامع جهانی بلند نمی شود.
دلیلی نداریم که در عضویت آژانس باقی بمانیم و مدام هم قسم بخوریم که قصد ساخت سلاح اتمی نداریم!
مگر آمریکا چه کار می توانست بکند که نکرد؟
"عروج" رهبر عالی ایران که یک مرجع شیعه و مورد اعتماد و احترام و امید جهان اسلام بود و تحقق پیش بینی آن رهبر روشن ضمیر مبنی بر "بعثت مردم" و "خروج" یکپارچه ملت علیه جنایات آمریکا و حمایت از کشور و مطالبه حداکثر اقتدار و بازداندگی عملی، ایجاب میکند رسما از NPT خارج شده و با تجدید نظر در دکترین دفاعی و استراتژی بازدارندگی و با تاسی به فرمان صریح خداوند متعال (وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّة) سامانه دفاعی کشور را به اخرین مولفه نظامی مسلح نماییم، مولفه ای که دشمن به دلیل داشتن آن دائما شاخ و شانه میکشد...
پایان/













نظر شما