انتخابات آمریکا؛ آزمونی برای دموکراسی یا آغاز آشوب داخلی؟

آمریکا در آستانه انتخاباتی ایستاده که ممکن است فقط به جابه‌جایی قدرت ختم نشود، بلکه بحران مشروعیت، مداخله امنیتی، شورش و آشوب خیابانی و موج تازه‌ای از تسویه‌حساب سیاسی را به‌دنبال داشته باشد.

به گزارش تحریریه، گائو ژی‌کای (高志凯استاد دانشگاه سوژو و معاون مرکز اندیشکده جهانی‌شدن چین (CCG)که به‌تازگی از آمریکا بازگشته است، در مصاحبه با وب‌سایت گوانچا (观察者网) از احتمال آغاز یک دوره تسویه‌حساب سیاسی گسترده در آمریکا سخن گفت.

⭕گوانچا: شما به‌تازگی از آمریکا بازگشته‌اید. ترامپ در هفته‌های اخیر درباره چین، ایران، امنیت ملی و حتی جام جهانی، مواضعی تند و گاه نامتعارف گرفته است. این رفتارها برخاسته از نگرانی‌های واقعی امنیتی است یا بخشی از یک سناریوی انتخاباتی برای القای وجود تهدید خارجی علیه آمریکا؟ آیا پشت این مواضع ظاهراً پراکنده، منطق سیاسی واحدی قرار دارد؟

🔷گائو ژی‌کای: من در سال جاری تاکنون سه بار به آمریکا سفر کرده‌ام. در جریان این سه سفر، به‌ویژه در آخرین سفرم در ماه ژوئیه، با طیف بسیار گسترده‌ای از افراد و محافل مختلف در آمریکا گفت‌وگو کردم. حاصل این دیدارها و تبادل‌نظرها، چند برداشت و جمع‌بندی عمیق بود.

مهم‌ترین برداشت من این است:

در جهان امروز، بزرگ‌ترین دشمن آمریکا نه هیچ کشور خارجی، بلکه خود آمریکاست.

فضای داخلی آمریکا الان به‌شدت آشفته و پرتنش است. رقابت و کشمکش سیاسی میان حزب جمهوری‌خواه و حزب دموکرات شدت گرفته و میان کنگره، دولت فدرال و دیوان عالی آمریکا هماهنگی کافی وجود ندارد. از سوی دیگر، اختلافات و تعارضات میان دولت فدرال و دولت‌های ایالتی نیز بسیار جدی و پیچیده شده است.

هم‌زمان، دولت آمریکا می‌کوشد مناسبات میان دولت و بازار، دولت و جامعه، دولت و شرکت‌های خصوصی و همچنین رابطه میان دولت و شهروندان را از نو تنظیم کند. در مجموع، معتقدم که آمریکا در مرحله‌ای بسیار متلاطم، ناپایدار و پرآشوب قرار دارد.

انتخابات آمریکا؛ آزمونی برای دموکراسی یا آغاز آشوب داخلی؟

از سوی دیگر، همان‌طور که همه می‌دانند، رقابت‌های انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا در سال جاری علناً شروع شده؛ هرچند رأی‌گیری رسمی هنوز صورت نگرفته اما نتیجه نهایی در اوایل نوامبر امسال مشخص خواهد شد. بررسی وضعیت این انتخابات نیز یکی از محورهای اصلی سفر تحقیقاتی من به آمریکا در ماه ژوئیه بود.

برداشتی که از گفت‌وگوهایم به دست آوردم این بود که بسیاری از افراد معتقدند حزب جمهوری‌خواه به احتمال زیاد امسال کنترل مجلس نمایندگان را از دست خواهد داد. البته هنوز مشخص نیست که آیا جمهوری‌خواهان هم‌زمان اکثریت سنا را نیز از دست می‌دهند یا خیر.

سنای آمریکا در مجموع ۱۰۰ سناتور دارد و امسال تنها حدود یک‌سوم کرسی‌های آن به رأی گذاشته می‌شود؛ بنابراین دامنه تغییرات احتمالی در سنا نسبتاً محدودتر است. بااین‌حال، از دست رفتن کنترل مجلس نمایندگان برای جمهوری‌خواهان، اکنون سناریویی بسیار محتمل به نظر می‌رسد.

انتخابات آمریکا؛ آزمونی برای دموکراسی یا آغاز آشوب داخلی؟

◀ساختمان کنگره ایالات متحده آمریکا

بد نیست سناریویی را در نظر بگیریم: در اوایل نوامبر، نتایج انتخابات میان‌دوره‌ای اعلام و آرای سراسر کشور تجمیع می‌شود؛ سپس مشخص می‌شود که جمهوری‌خواهان کنترل مجلس نمایندگان را از دست داده‌اند. چنین نتیجه‌ای چه معنایی خواهد داشت؟

نخست، به این معناست که از ۲۰ ژانویه ۲۰۲۷ به بعد، دونالد ترامپ عملاً به یک رئیس‌جمهور بی‌عرضه تبدیل خواهد شد؛ رئیس‌جمهوری که قدرت مانور و توان پیشبرد برنامه‌های سیاسی‌اش به‌شدت محدود شده است.

دوم، اگر دموکرات‌ها کنترل مجلس نمایندگان را به دست بگیرند، به‌هیچ‌وجه از رویارویی با ترامپ کوتاه نخواهند آمد. ترامپ اخیراً بارها از جمهوری‌خواهان خواسته است تلاش خود را دوچندان کنند و تحت هیچ شرایطی اجازه ندهند کنترل مجلس نمایندگان از دست حزب خارج شود.

او همچنین چندین بار هشدار داده است که اگر دموکرات‌ها مجلس نمایندگان را تصاحب کنند، از سال آینده روند استیضاح او را آغاز خواهند کرد.

به‌راحتی می‌توان تصور کرد که در صورت آغاز فرایند استیضاح از سوی دموکرات‌ها، مناسبات میان کنگره و کاخ سفید به‌طور کامل دگرگون خواهد شد. در چنین شرایطی، ترامپ احتمالاً در دو سال باقی‌مانده از دوران ریاست‌جمهوری خود در وضعیتی گرفتار خواهد شد که عملاً قادر به پیشبرد هیچ برنامه مهمی نیست. پیامدهای چنین وضعیتی بسیار سنگین خواهد بود.

در چنین فضایی است که ترامپ اخیراً مجموعه‌ای از ترفندهای عجیب و نامتعارف را به کار گرفته و حرف‌هایی زده که بسیاری را به حیرت انداخته است. خیلی از مردم چین قادر به درک منطق این سخنان نیستند؛ بسیاری در دیگر نقاط جهان نیز از آن سر درنمی‌آورند و حتی در داخل آمریکا هم افراد زیادی نمی‌فهمند ترامپ دارد چه کار می‌کند.

انتخابات آمریکا؛ آزمونی برای دموکراسی یا آغاز آشوب داخلی؟

برای نمونه، جنگ میان آمریکا و ایران قرار است ادامه پیدا کند یا هرچه سریع‌تر متوقف شود؟ شمار فزاینده‌ای از مردم این پرسش را مطرح می‌کنند که اساساً چرا آمریکا باید با ایران وارد جنگ شود؟ اکنون که نبرد به این مرحله رسیده است، ترامپ با چه راهکاری می‌تواند آن را متوقف کند؟

از نظر من، جنگ ایران از چند جهت دارای اهمیت و پیامدهای اساسی است. از ۲۸ فوریه امسال، زمانی که آمریکا و اسرائیل با گستاخی جنگ تجاوزکارانه خود علیه ایران را آغاز کردند، قیمت جهانی نفت که پیش‌تر در محدوده بشکه‌ای ۶۰ تا ۷۰ دلار قرار داشت، در مقطعی به بیش از ۱۲۰ دلار رسید.

با برقراری نخستین آتش‌بس، قیمت نفت بار دیگر به محدوده ۷۰ تا ۸۰ دلار بازگشت. اما هر بار که ترامپ از ادامه حملات علیه ایران سخن می‌گوید، بهای نفت دوباره افزایش می‌یابد.

این نوسان‌های مکرر قیمت نفت، بازار جهانی را در آشفتگی فرو برده و سراسر جهان را دچار نگرانی و بی‌ثباتی کرده است. همه می‌دانند که برای توسعه اقتصادی و سازمان‌دهی تولید، هیچ‌چیز زیان‌بارتر از عدم قطعیت نیست.

و حالا، ایالات متحده به بزرگ‌ترین منشأ عدم قطعیت در جهان تبدیل شده است.

انتخابات آمریکا؛ آزمونی برای دموکراسی یا آغاز آشوب داخلی؟

ترامپ درباره جنگ ایران مدام موضعش را تغییر می‌دهد؛ یک‌بار از توقف جنگ می‌گوید و لحظه‌ای بعد بر ادامه آن تأکید می‌کند. گاهی خواستار گسترش دامنه درگیری است و گاهی از کاهش شدت حملات حرف می‌زند. این نوسان‌ها نه‌تنها خاورمیانه، بلکه کل جهان را سردرگم و نگران کرده است.

اگر آمریکا حملات خود علیه ایران را تشدید کند، بحران انرژی نیز قطعاً ابعاد تازه‌ای پیدا خواهد کرد. تشدید بحران انرژی به‌نوبه خود می‌تواند بسیاری از کشورها را با بحران اقتصادی روبه‌رو کند.

ترکیب بحران انرژی و بحران اقتصادی، حباب عظیمی را که در روند توسعه هوش مصنوعی در آمریکا شکل گرفته، با سرعت بیشتری خواهد ترکاند و حتی ممکن است به بروز بحرانی مالی با ابعادی بی‌سابقه منجر شود. از نظر من، این خطری کاملاً واقعی و واضح است.

هرکس که حتی درک اولیه‌ای از اقتصاد داشته باشد، با انجام چند محاسبه ساده به این نتیجه می‌رسد که این جنگ باید هرچه سریع‌تر متوقف شود و دیگر نباید ادامه پیدا کند.

در داخل آمریکا، شمار قابل‌توجهی از مردم از ترامپ خواسته‌اند حملات را متوقف کند. آنها معتقدند این جنگ، جنگی نیست که آمریکا بتواند در آن پیروز شود و حتی آغاز آن نیز از همان ابتدا بی‌منطق و غیرقابل‌توجیه بوده است.

این جریان به نیرویی مهم تبدیل شده که بر ترامپ فشار می‌آورد و او را به گوشه رینگ رانده است.

انتخابات آمریکا؛ آزمونی برای دموکراسی یا آغاز آشوب داخلی؟

اما از طرف دیگر، نیروی قدرتمند دیگری نیز وجود دارد. بنیامین نتانیاهو و سازمان‌های سیاسی یهودی ریشه‌دار و بانفوذ در آمریکا، از ترامپ می‌خواهند به‌هیچ‌وجه عقب‌نشینی نکند و حملات علیه ایران را تا شکست کامل این کشور ادامه دهد.

از این منظر، به نظر می‌رسد خود ترامپ نیز در موقعیتی گرفتار شده که هر دو مسیر برایش پرهزینه است. از یک سو، با توجه به مجموعه‌ای از ملاحظات، می‌خواهد جنگ را متوقف کند؛ اما از سوی دیگر، نیروهایی او را به ادامه مسیر جنگ وادار می‌کنند.

ترامپ در ماه مارس امسال از عباراتی استفاده کرد که در ادبیات سیاسی آمریکا کم‌سابقه بود. او تهدید کرد ایران را به عصر حجر بازمی‌گرداند، «پوست مردم ایران را می‌کند» و این کشور را به جهنمی روی زمین تبدیل می‌کند.

انتخابات آمریکا؛ آزمونی برای دموکراسی یا آغاز آشوب داخلی؟

وزیر دفاع او―یا به تعبیر دقیق‌تر، وزیر جنگ―حتی مدعی شد که باید با یاری خداوند، تمدن ایران را نابود کرد.

این اظهارات به‌خوبی نشان می‌دهد آمریکا تا چه اندازه در مسیر خطرناکی پیش رفته است؛ کشوری که اکنون خود را بر دهانه یک آتشفشان نشانده و با هر تصمیم، خطر انفجار را بیشتر می‌کند.

آمریکا از یک سو می‌خواهد جنگ را متوقف کند، اما دیگر به‌سادگی قادر به انجام این کار نیست؛ از سوی دیگر، قصد دارد به جنگ ادامه دهد، اما توان کافی برای پیشبرد آن را نیز ندارد.

چرا می‌گویم آمریکا نمی‌تواند به‌راحتی از جنگ خارج شود؟ چون اکنون که درگیری به این مرحله رسیده، یک پرسش اساسی مطرح است: سرانجام چه کسی پیروز شده و چه کسی شکست خورده است؟ آمریکا قطعاً پیروز نشده؛ اما ایران نیز قطعاً شکست نخورده است.

انتخابات آمریکا؛ آزمونی برای دموکراسی یا آغاز آشوب داخلی؟

اگر آمریکا همین حالا اعلام کند که جنگ را متوقف می‌کند و با ایران به توافق صلح می‌رسد، تصویری که این کشور طی چند دهه گذشته در سراسر جهان از خود ساخته است―تصویری از یک ابرقدرت که بی‌محابا قدرت‌نمایی می‌کند، از هیچ‌کس نمی‌ترسد و قادر است هر نیرویی را نابود کند―به‌طور کامل زیر سؤال خواهد رفت.

آیا آمریکا واقعاً توانسته ایران را نابود کند؟ نه.

ایران چهار یا پنج دهه است که تحت تحریم و محاصره آمریکا قرار دارد، اما آمریکا همچنان نتوانسته این کشور را به زانو درآورد. اگر جنگ تا این مرحله تشدید شود و آمریکا باز هم نتواند به اهداف خود برسد، صحنه‌ای شکل خواهد گرفت که در آن، به تعبیر معروف، «امپراتور برهنه می‌شود»؛ یعنی آمریکا عریان و بی‌پرده، با تمام ضعف‌هایش در برابر دیدگان جهان قرار خواهد گرفت.

در آن صورت، کشورهای عربی چه برداشتی خواهند داشت؟ دیگر متحدان به‌اصطلاح آمریکا چه فکری خواهند کرد؟ مردم به این نتیجه خواهند رسید که آمریکا کشوری ناتوان و ناکارآمد است.

پس از آغاز «عملیات ویژه نظامی» روسیه در اوکراین در سال ۲۰۲۲، بسیاری می‌گفتند روسیه در این جنگ عملکردی بسیار ضعیف و ناکارآمد داشته است. اما حالا آمریکا نیز در جنگ با ایران، عملکردی مشابه از خود نشان می‌دهد؛ آن‌قدر ضعیف و ناکارآمد که نمی‌تواند به هدف اعلام‌شده‌اش برسد.

انتخابات آمریکا؛ آزمونی برای دموکراسی یا آغاز آشوب داخلی؟

اگر آمریکا آتش‌بس کند، پیامدهای آن بسیار سنگین خواهد بود؛ زیرا جایگاه ادعایی این کشور به‌عنوان یک ابرقدرت را زیر سؤال می‌برد. اما اگر جنگ را تشدید کند، پیامدها از آن هم خطرناک‌تر و غیرقابل‌پیش‌بینی‌تر خواهد بود.

بحران انرژی، بحران اقتصادی و بحران مالی احتمالی را که پیش‌تر به آن اشاره کردم، در نظر بگیرید. اگر این سه بحران هم‌زمان روی یکدیگر انباشته شوند، جهان ممکن است با تحولاتی بزرگ و سرنوشت‌ساز روبه‌رو شود.

در داخل آمریکا، بسیاری از کسانی که خواهان رشد اقتصادی و پیشبرد برنامه‌های عمرانی و توسعه‌ای هستند، با نگرانی از ترامپ می‌خواهند: «دیگر حمله نکن؛ این جنگ نباید ادامه پیدا کند.»

بنابراین، ترامپ صرفاً از منظر نحوه مدیریت جنگ ایران نیز در موقعیتی بسیار دشوار و فرساینده قرار گرفته است.

اما مشکل او به همین‌جا ختم نمی‌شود. ترامپ اکنون باید در داخل آمریکا بار دیگر دشمنی برای کشور تعریف کند؛ دشمنی که بتواند از آن برای بسیج افکار عمومی و حفظ قدرت سیاسی خود بهره بگیرد.

او باید به مردم آمریکا بگوید: «آمریکا دشمن دارد؛ بنابراین شما باید قدرت بیشتری در اختیار من بگذارید. نباید اجازه دهید جمهوری‌خواهان کنترل مجلس نمایندگان را از دست بدهند. باید همچنان رهبری آمریکا را در دست من نگه دارید.»

اما این دشمن چه کسی است؟

ترامپ هرچه بیشتر به این موضوع فکر می‌کند، باز هم به همان گزینه همیشگی بازمی‌گردد: تلاش برای تبدیل کردن چین به دشمن آمریکا.

انتخابات آمریکا؛ آزمونی برای دموکراسی یا آغاز آشوب داخلی؟

در این زمینه، اجازه دهید دیدگاه شخصی خودم را اضافه کنم.

دونالد ترامپ از ۱۳ تا ۱۵ مه امسال سفری بسیار مهم به چین داشت. رهبر عالی چین و دولت مرکزی این کشور، با رویکردی همراه با حسن‌نیت و استدلال، پیشنهاد کردند که روابط چین و آمریکا در سه سال آینده و حتی در دوره‌ای طولانی‌تر، بر پایه ایجاد «روابطی سازنده، باثبات و راهبردی» هدایت شود.

این پیشنهاد، پیشنهادی روشن، محکم و درخور احترام بود و به‌خوبی بزرگواری و بلندهمتی ملت چین را نشان می‌دهد.

این رویکرد همچنین نشان می‌دهد که چین به وعده‌های خود پایبند است و آنچه را می‌گوید، در عمل نیز دنبال می‌کند. ما اکنون با جدیت در حال پیشبرد اقدامات مرتبط با این هدف هستیم. با خرسندی می‌بینم که بسیاری از پژوهشگران و دانشگاهیان داخل کشور نیز مقالات فراوانی منتشر کرده و توضیح داده‌اند که روابط چین و آمریکا وارد مرحله‌ای تازه، یعنی مرحله روابط سازنده، باثبات و راهبردی، شده است.

اما باز هم بگذارید یک نکته را از منظر شخصی اضافه کنم.

به باور من، طرف چینی واقعاً تعهد، اراده و نگاه راهبردی لازم را دارد و می‌خواهد روابط چین و آمریکا در سه سال آینده و حتی پس از آن، در مسیر سازنده، باثبات و راهبردی قرار گیرد.

اگر دولت آمریکا و شخص رئیس‌جمهور واقعاً پیشنهاد راهبردی چین را بپذیرند و حاضر باشند روابط دو کشور را در سه سال آینده و حتی در دوره‌ای طولانی‌تر بر همین اساس توسعه دهند، بدون تردید اتفاقی بسیار مثبت خواهد بود.

اما بر اساس شناخت و ارزیابی من از آمریکا، آنها اساساً قصد ندارند چنین مسیری را دنبال کنند.

اینکه مقام‌های آمریکایی در پکن چه می‌گویند، یک موضوع است؛ اینکه پس از بازگشت به آمریکا واقعاً موضع خود را تغییر می‌دهند یا نه، موضوعی دیگر. اینکه پس از بیان این سخنان پشیمان می‌شوند، یا در ظاهر چنین موضعی می‌گیرند اما در عمل مسیر دیگری را دنبال می‌کنند، مسئله‌ای کاملاً متفاوت است.

پس در برخورد با آمریکا همچنان باید بر رویکردی واقع‌گرایانه و منطبق با واقعیت‌ها پایبند باشیم. باید ماهیت واقعی آمریکا را به‌درستی ببینیم و اجازه ندهیم ظاهر ماجرا ما را گمراه کند.

انتخابات آمریکا؛ آزمونی برای دموکراسی یا آغاز آشوب داخلی؟

چرا می‌گویم آمریکا به‌هیچ‌وجه از رویکرد ضدچینی، چین‌ستیزانه و خصمانه خود دست نکشیده است؟ کافی است به رفتارهای روزمره این کشور نگاه کنیم؛ آمریکا هر روز به شیوه‌ای تازه، پیرامون همین مسائل جنجال درست می‌کند.

آن‌ها فقط در سطح حرف و شعار چین را هدف قرار نمی‌دهد؛ بلکه در عمل نیز می‌کوشد چین را شکست دهد و ما را با ناکامی روبه‌رو کند.

از این منظر، ما از یک سو باید اهمیت روابط چین و آمریکا را به‌طور جدی درک کنیم و تمام تلاش خود را برای پیشبرد این روابط به کار بگیریم؛ اما از سوی دیگر، باید خود را برای بدترین سناریو نیز آماده کنیم.

ما باید در همه حوزه‌ها، به‌موقع، جامع، راهبردی و بر اساس واقعیات، برنامه‌ریزی و تمهیدات لازم را انجام دهیم تا آمریکا نتواند با استفاده از ابزارها و روش‌های مختلف، چین را به زانو درآورد. در قبال روابط چین و آمریکا، باید واقع‌گرا باشیم و نگاهی کاملاً واقع‌بینانه و مبتنی بر موازنه قدرت داشته باشیم. نباید تصور کنیم که صرفاً چون چین می‌خواهد روابط دو کشور در مسیر خاصی حرکت کند، آمریکا نیز حتماً با ما همراه خواهد شد و در همان جهت گام برخواهد داشت.

اگر آمریکا واقعاً بتواند در تعامل با چین، گام‌هایی متقابل و هم‌جهت بردارد، بی‌تردید اتفاق بسیار خوبی خواهد بود. من شخصاً با آغوش باز از چنین رویکردی استقبال می‌کنم و مطمئنم بسیاری از مردم صلح‌دوست جهان نیز از آن استقبال خواهند کرد. اما نباید صرفاً به این دلیل که ترامپ یک سفر رسمی و مهم به چین داشته، امیدوار باشیم که آمریکا در نگاه بنیادین خود به چین تجدیدنظر کند.

آمریکا همچنان چین را دشمن خود می‌داند؛ یا به تعبیر رایج خود آمریکایی‌ها، چین را یک «adversary»، یعنی رقیبی متخاصم، تلقی می‌کند. این واقعیتی است که باید آن را به‌روشنی ببینیم.

انتخابات آمریکا؛ آزمونی برای دموکراسی یا آغاز آشوب داخلی؟

در غیر این صورت، ممکن است دائماً با سردرگمی و سرخوردگی از خود بپرسیم: «مگر آمریکا چنین وعده‌ای نداده بود؟ پس چرا به‌محض بازگشت، موضعش تغییر کرد؟»

اما واقعیت این است که شاید آمریکا از ابتدا نیز تغییری نکرده باشد. حتی باید با دقت بررسی کنیم که آیا وعده‌های قبلی واشنگتن اساساً واقعی و صادقانه بوده‌اند یا نه.

ترامپ و دولتش در دوره اخیر اقدامات متعددی را در پیش گرفته‌اند که هدفشان تهمت‌زدن به چین، تخریب چهره این کشور و ادامه روند اهریمن‌سازی از آن است. هم‌زمان، آمریکا می‌کوشد چنین تصویری از خود به نمایش بگذارد: «من ابزار و توان لازم را در اختیار دارم؛ می‌توانم بی‌وقفه چین را تحریک کنم و این کشور را در وضعیتی دشوار و بحرانی قرار دهم.»

بنابراین، از یک سو روابط چین و آمریکا واقعاً شاهد بهبود محسوسی بوده است؛ اما از سوی دیگر، ما نیز باید کاملاً هوشیار باقی بمانیم.

ترامپ از رئیس‌جمهور شی جین‌پینگ دعوت کرده است که در اواخر سپتامبر به آمریکا سفر کند؛ سفری که نه‌تنها واشنگتن، بلکه نیویورک را نیز در بر خواهد گرفت. ترامپ همچنین بارها اعلام کرده است که برای شرکت در نشست سازمان همکاری اقتصادی آسیا–اقیانوسیه، موسوم به اپک، که نوامبر امسال در شنژن برگزار می‌شود، به چین خواهد آمد.

این تحولات بی‌تردید فضای مساعدی برای ثبات روابط چین و آمریکا فراهم می‌کنند. بااین‌حال، می‌خواهم صریح و صمیمانه بگویم: ما باید آمریکا را آن‌چنان دقیق بشناسیم که هیچ‌یک از محاسبات و انگیزه‌های واقعی آن از نظرمان پنهان نماند.

تا زمانی که ابزار مؤثری برای مهار و محدودکردن آمریکا در اختیار نداشته باشید، این کشور به‌سادگی از راهبردهای پیشین خود دست نخواهد کشید.

انتخابات آمریکا؛ آزمونی برای دموکراسی یا آغاز آشوب داخلی؟

اکنون که رقابت‌های انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا در آستانه ورود به مرحله رسمی است، مجموعه‌ای از اقدامات ضدچینی، چین‌ستیزانه و خصمانه در داخل این کشور آغاز شده است.

برای نمونه، اخیراً پلیس فدرال آمریکا بر اساس مصوبه‌ای ویژه، بیش از چهل شرکت چینی دیگر را در فهرست موسوم به شرکت‌های ممنوعه قرار داده است. بر این اساس، نه‌تنها شهروندان آمریکایی، بلکه حتی مردم دیگر کشورهای غربی نیز نباید محصولات این شرکت‌ها را خریداری کنند.

هم‌زمان، آمریکا بار دیگر با طرح مسئله سین‌کیانگ، ادعای موسوم به کار اجباری را برجسته کرده است. از رب گوجه‌فرنگی، پنبه، محصولات پنبه‌ای و پوشاک گرفته تا انواع ماشین‌آلات، تجهیزات و مواد معدنی، همگی به دستاویزی برای اعمال فشار و فضاسازی علیه چین تبدیل شده‌اند.

آمریکا از یک سو به اهریمن‌سازی از چین ادامه می‌دهد و از سوی دیگر می‌کوشد منافع مشروع و قانونی ده‌ها میلیون نفر از ساکنان سین‌کیانگ را به‌شدت تضعیف کرده و از میان ببرد. فضاسازی بین‌المللی واشنگتن درباره این موضوعات اکنون به اوج خود رسیده و آمریکا همچنان بر دامنه و شدت این فشارها می‌افزاید.

از این منظر، اکنون می‌توانم با اطمینان نسبی قضاوت کنم که حزب جمهوری‌خواه در انتخابات میان‌دوره‌ای امسال نیز همچنان چین را به‌عنوان دشمن آمریکا معرفی خواهد کرد.

آنها می‌کوشند چنین منطقی را به رأی‌دهندگان القا کنند: «چه کسی بیش از همه با چین مقابله می‌کند؟ ترامپ. چه کسی شدیدترین فشارها را بر چین وارد می‌کند؟ حزب جمهوری‌خواه. بنابراین نباید اجازه داد دموکرات‌ها روی کار بیایند و قدرت را در دست بگیرند؛ وگرنه تهدید موسوم به چین هر روز بزرگ‌تر خواهد شد.»

انتخابات آمریکا؛ آزمونی برای دموکراسی یا آغاز آشوب داخلی؟

⭕گوانچا: حزب جمهوری‌خواه در حال حاضر با فشار انتخاباتی قابل‌توجهی روبه‌روست. اگر دموکرات‌ها بار دیگر کنترل مجلس نمایندگان را به دست بگیرند، یا حتی کنترل هر دو مجلس کنگره را تصاحب کنند، این اتفاق چه معنایی برای دوره دوم ریاست‌جمهوری ترامپ خواهد داشت؟

چرا ترامپ تا این اندازه نگران است که پیش از پایان دوره ریاست‌جمهوری‌اش به یک رئیس‌جمهور بی‌عرضه تبدیل شود؟ آیا ممکن است او به همین دلیل، پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای، سیاست‌های داخلی و خارجی تهاجمی‌تری در پیش بگیرد؟

🔷گائو ژی‌کای: تا آنجا که من اطلاع دارم، حزب جمهوری‌خواه همچنان به برگزاری نشست‌های متعدد و بررسی راهکارهای مقابله با این وضعیت ادامه می‌دهد.

در شرایط کنونی، بی‌ثباتی بر فضای سیاسی آمریکا حاکم است و خود جمهوری‌خواهان نیز بر این باورند که در برخی حوزه‌های انتخاباتی، شکست آنها تقریباً قطعی به نظر می‌رسد. در نهایت، این احتمال وجود دارد که کنترل مجلس نمایندگان را از دست بدهند.

اما آیا جمهوری‌خواهان به‌سادگی شکست را می‌پذیرند و کنار می‌کشند؟ خیر.

در جریان سفرم به آمریکا، خبرهایی شنیدم که واقعاً بسیار غافلگیرکننده بود: این احتمال وجود دارد که دولت آمریکا برای مداخله در انتخابات، به ابزارهای ویژه متوسل شود.

اما منظور از مداخله دقیقاً چیست؟ اینجاست که موضوع واقعاً ترسناک می‌شود.

ممکن است در برخی حوزه‌های انتخاباتی که جمهوری‌خواهان در آنها وضعیت ضعیف‌تری دارند و احتمال پیروزی دموکرات‌ها بیشتر است، مداخله صورت بگیرد.

شاید برخی بپرسند: مگر آمریکا همیشه مدعی احترام به سنت‌ها و قواعد انتخاباتی نبوده است؟ پس چگونه می‌تواند در انتخابات دخالت کند؟

یکی از شیوه‌های احتمالی که درباره آن شنیده‌ام، استفاده از نیروهای اداره مهاجرت و گمرک ایالات متحده ( ICE ) برای کنترل حوزه‌های انتخاباتی خاص است؛ حوزه‌هایی که احتمال پیروزی دموکرات‌ها و شکست جمهوری‌خواهان در آنها بیشتر است.

حتی ممکن است این نیروها صندوق‌های رأی را تصاحب کنند. صندوق‌های رأی اهمیت بسیار زیادی دارند، زیرا بازکردن صندوق‌ها، شمارش و اعلام آرا، تطبیق برگه‌های رأی، تأیید نتایج و نهایی‌کردن آنها، همگی تابع مجموعه‌ای از رویه‌های مشخص و دقیق است.

حال تصور کنید یک حزب سیاسی تشخیص دهد که در حوزه‌ای مشخص در آستانه شکست قرار دارد. چگونه می‌تواند در روند انتخابات مداخله کند؟

یکی از روش‌های احتمالی این است که با ایجاد یک بهانه یا عنوان رسمی، نیروهای ICE را به آن حوزه اعزام کنند تا برگه‌های رأی یا صندوق‌های رأی را در اختیار بگیرند و سپس آنها را به مکانی ویژه منتقل کنند تا شمارش در آنجا انجام شود. در نهایت نیز ممکن است نتیجه‌ای اعلام شود که بر اساس آن، یک حزب پیروز و حزب دیگر بازنده معرفی شود؛ نتیجه‌ای که لزوماً با رأی واقعی مردم یکسان نخواهد بود.

انتخابات آمریکا؛ آزمونی برای دموکراسی یا آغاز آشوب داخلی؟

اما مهم‌ترین پرسش این است: اگر در روند انتخابات چنین مداخله‌ای صورت بگیرد، آیا نتیجه نهایی برای افکار عمومی قابل‌اعتماد و پذیرفتنی خواهد بود؟

در آن مقطع، شاید دیگر فرصت کافی برای انجام یک تحقیق کامل و همه‌جانبه وجود نداشته باشد؛ زیرا انتخابات را نمی‌توان برای مدتی نامحدود به تعویق انداخت. ازاین‌رو، اکنون ممکن است با نوعی طرح پنهانی، برنامه آشکار یا حتی تهدید سیاسی روبه‌رو باشیم: اگر جمهوری‌خواهان به این نتیجه برسند که در برخی حوزه‌های انتخاباتی شکست خواهند خورد، ممکن است برای تغییر روند انتخابات به ابزارهای ویژه متوسل شوند.

اما آنها چگونه می‌توانند وضعیت انتخابات را پیش‌بینی کنند؟ این کار چندان دشوار نیست. آمریکا در طول یک یا دو قرن گذشته، تجربه گسترده‌ای در برگزاری انتخابات به دست آورده است. یکی از ابزارهای مهم و رایج در این زمینه، نظرسنجی خروج از صندوق یا همان Exit Poll است.

در این روش، پرسشگران مقابل مراکز رأی‌گیری منتظر می‌مانند و پس از خروج رأی‌دهندگان از آنها می‌پرسند که به چه کسی یا کدام حزب رأی داده‌اند. اگر رأی‌دهنده حاضر به پاسخ‌گویی باشد، مؤسسات نظرسنجی این اطلاعات را جمع‌آوری و تحلیل می‌کنند تا مشخص شود رأی‌دهندگان آن حوزه بیشتر از جمهوری‌خواهان حمایت کرده‌اند یا دموکرات‌ها.

اگر واقعاً چنین مداخله‌ای رخ دهد، به‌راحتی می‌توان تصور کرد که آمریکا تا چه اندازه در آشوب و بی‌نظمی فرو خواهد رفت. از سوی دیگر، آیا می‌توان تصور کرد که حزب دموکرات به‌سادگی از کنار چنین اقدامی بگذرد؟ آیا دموکرات‌ها دست به مجموعه‌ای از اقدامات متقابل نخواهند زد؟ برای مثال، آیا ممکن است برای نفوذ در ساختار اداره مهاجرت و گمرک آمریکا، موسوم به ICE، تلاش کنند و خود نیز بیش از پیش وارد این رویارویی شوند؟

اگر نیروهای ICE واقعاً برای کنترل روند انتخابات در برخی حوزه‌ها به کار گرفته شوند―به‌ویژه اگر کنترل برگه‌ها و صندوق‌های رأی را در دست بگیرند―معلوم نیست انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا در نوامبر امسال با چه میزان جنجال و آشوب همراه خواهد شد.

البته هنوز مشخص نیست که آیا جمهوری‌خواهان واقعاً دست به چنین کاری خواهند زد یا نه؛ اگر انجامش دهند، آیا موفق خواهند شد؟ دموکرات‌ها خواهند توانست آن را افشا کنند؟ پاسخ همه این‌ها فعلاً معلوم نیست.

انتخابات آمریکا؛ آزمونی برای دموکراسی یا آغاز آشوب داخلی؟

ممکن است پس از دوره‌ای از ناآرامی و التهاب، فضای سیاسی آمریکا برای مدتی کوتاه دوباره آرام شود. اما پس از شمارش نهایی آرا، اگر مشخص شود جمهوری‌خواهان پیروز شده‌اند یا دموکرات‌ها، طرف بازنده چه واکنشی نشان خواهد داد و هر یک از دو حزب چه تصمیمی خواهد گرفت؟

فرض کنیم فارغ از تمام فرازونشیب‌ها و درگیری‌هایی که ممکن است در این مسیر رخ دهد، دموکرات‌ها در نهایت پیروز شوند و کنترل مجلس نمایندگان را به دست بگیرند؛ یا حتی موفق شوند هم‌زمان بر مجلس نمایندگان و سنا مسلط شوند. در آن صورت، مسیر تحولات آینده کاملاً روشن خواهد بود: ترامپ به‌سرعت به یک رئیس‌جمهور بی‌عرضه و بی‌خاصیت تبدیل می‌شود.

از ۲۰ ژانویه ۲۰۲۷، ترامپ در دو سال پایانی ریاست‌جمهوری خود ممکن است در حوزه سیاست داخلی عملاً نتواند هیچ برنامه مهمی را به سرانجام برساند.

به همین دلیل، یک احتمال دیگر نیز وجود دارد: اگر ترامپ به این نتیجه برسد که واقعاً در آستانه تبدیل‌شدن به یک رئیس‌جمهور کم‌اختیار قرار دارد، ممکن است چند طرح و تصمیم بزرگی را که قرار بود طی دو سال آینده اجرا کند، جلو بیندازد و پیش از مشخص‌شدن نتایج انتخابات میان‌دوره‌ای امسال به انجام برساند.

فرصت چندانی برای او باقی نمانده است؛ فقط کمی بیش از دو ماه. حتی اگر فاصله زمانی تا ۲۰ ژانویه ۲۰۲۷، یعنی آغاز رسمی فعالیت کنگره جدید، را نیز در نظر بگیریم، باز هم زمان زیادی در اختیار ترامپ نخواهد بود.

اگر دموکرات‌ها کنترل مجلس سنا و مجلس نمایندگان را به دست بگیرند، یا دست‌کم بر مجلس نمایندگان مسلط شوند، قطعاً آرام نخواهند نشست.

از یک سو، روند استیضاح ترامپ را به جریان خواهند انداخت؛ و از سوی دیگر، برنامه‌ها و تدابیر مختلفی را برای تحقیق درباره اتهامات مطرح‌شده علیه ترامپ در دوره دوم ریاست‌جمهوری‌اش―از جرائم و تخلفات قانونی گرفته تا اختلاس و فساد―در دستور کار قرار خواهند داد.

اگر دموکرات‌ها فقط کنترل مجلس نمایندگان را به دست بگیرند، در کوتاه‌مدت شاید نتوانند اقدامات چندان گسترده‌ای انجام دهند؛ اما بی‌تردید فشارها را تشدید خواهند کرد تا در انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۲۸ دستاوردهای بزرگ‌تری به دست آورند و حتی بار دیگر کنترل کاخ سفید را از آن خود کنند.

انتخابات آمریکا؛ آزمونی برای دموکراسی یا آغاز آشوب داخلی؟

◀ترامپ هنگام سخنرانی در کنگره

البته هنوز تا انتخابات ۲۰۲۸ زمان زیادی باقی مانده و ما نیز در شرایط کنونی نمی‌خواهیم پیش‌بینی بیش از اندازه دقیقی ارائه کنیم. بااین‌حال، فرض کنیم دموکرات‌ها در سال ۲۰۲۸ کاخ سفید را پس بگیرند و انتقال قدرت ریاست‌جمهوری در ۲۰ ژانویه ۲۰۲۹ انجام شود؛ به‌گونه‌ای که یک دموکرات بر مسند ریاست‌جمهوری آمریکا بنشیند.

بر اساس تحلیل من، از ۲۰ ژانویه ۲۰۲۹ تا ۲۰ ژانویه ۲۰۳۳، آمریکا شاهد یک تسویه‌حساب سیاسی بزرگ در داخل کشور خواهد بود.

اما این سخن دقیقاً چه معنایی دارد؟

اگر دموکرات‌ها بار دیگر کنترل مجلس نمایندگان را به دست بگیرند، یا حتی هم‌زمان بر مجلس سنا و مجلس نمایندگان مسلط شوند و در کنار آن، کاخ سفید را نیز تصاحب کنند، نه‌تنها رئیس‌جمهور از حزب دموکرات خواهد بود، بلکه تقریباً تمام اعضای کابینه و مقام‌های ارشد دولت آمریکا نیز با چهره‌های دموکرات جایگزین خواهند شد.

این تغییرات، مناصب بسیار مهم و حساسی مانند ریاست اداره تحقیقات فدرال آمریکا (اف‌بی‌آی) را نیز دربر خواهد گرفت.

انتخابات آمریکا؛ آزمونی برای دموکراسی یا آغاز آشوب داخلی؟

در حال حاضر، ریاست اف‌بی‌آی را کش پاتل، مقام هندی‌تبار منصوب‌شده از سوی ترامپ، بر عهده دارد. او اکنون بسیاری از پرونده‌ها و موضوعات را مهار می‌کند یا بر آنها سرپوش می‌گذارد؛ زیرا مجری اراده ترامپ است و اقدامات خود را مطابق خواست و ملاحظات رئیس‌جمهور تنظیم می‌کند.

اگر دموکرات‌ها کنترل دولت را به دست بگیرند، قطعاً درباره تمامی جرائم، فسادها و تخلفاتی که معتقدند در دوره دوم ترامپ رخ داده است، تحقیقات گسترده‌ای آغاز خواهند کرد. دامنه این تحقیقات حتی می‌تواند هر دو دوره ریاست‌جمهوری ترامپ را دربر بگیرد.

این تحقیقات ممکن است هم‌زمان با روند استیضاح ترامپ انجام شود یا به‌صورت مستقل پیش برود. در واقع، این دو فرایند می‌توانند مانند دو قطار روی دو ریل موازی، هم‌زمان و در کنار یکدیگر حرکت کنند.

هدف هر دو مسیر نیز یکسان خواهد بود: بررسی همه‌جانبه عملکرد شخص ترامپ، دولت او و همچنین دوستان، بستگان و نزدیکانش در دوره اول و دوم ریاست‌جمهوری او.

در چنین شرایطی، آمریکا ممکن است در فاصله ۲۰ ژانویه ۲۰۲۹ تا ۲۰ ژانویه ۲۰۳۳ شاهد یک پاکسازی خونین باشد.

در سال ۲۰۳۲ نیز رقابت‌های دور بعدی انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا آغاز خواهد شد. اگر دموکرات‌ها بار دیگر بتوانند کنترل کاخ سفید را حفظ کنند، تسویه‌حساب سیاسی با ترامپ و حلقه دوستان و نزدیکان او ممکن است نه چهار سال، بلکه هشت سال ادامه یابد.

البته آیا آمریکا واقعاً به چنین نقطه‌ای خواهد رسید؟ اینها هنوز روشن نیست.

اما اگر افق آینده را در نظر بگیریم―نه فقط چند ماه مانده به انتخابات میان‌دوره‌ای اوایل نوامبر ۲۰۲۶، بلکه تا ۲۰ ژانویه ۲۰۲۷، تا ۲۰ ژانویه ۲۰۳۳ و حتی فراتر از آن، یعنی تا ۲۰ ژانویه ۲۰۳۷―به نظر من احتمال دارد آمریکا دستخوش تغییراتی عظیم و بنیادین شود.

حتی ممکن است اوضاع به جایی برسد که این بار نوعی آدم‌خواری سیاسی در صحنه قدرت شکل بگیرد؛ این وضعیت خیلی خطرناک و دردسرساز است.

من فکر می‌کنم «پدیده ترامپ» در اصل، به‌احتمال زیاد، فقط یک پدیده کوتاه‌مدت است. البته خود ترامپ دوست دارد آن را به یک پدیده بلندمدت، یعنی نوعی موج بلند تبدیل کند. او واقعاً چنین قصدی دارد و برای آن تلاش‌های زیادی هم کرده است.

اما این‌که پدیده ترامپ در نهایت بتواند به یک روند بلندمدت تبدیل شود یا نه، نه به خود ترامپ بستگی دارد و نه حتی به حزب جمهوری‌خواه، بلکه به این وابسته است که مردم آمریکا در نهایت چگونه به دوران نخست ریاست‌جمهوری ترامپ نگاه می‌کنند، چگونه دو سال اول دوره دوم او را ارزیابی می‌کنند، و چگونه دو سال پایانی دوره دومش را قضاوت خواهند کرد.

⭕گوانچا: پس آیا آمریکا شاهد تکرار رویدادی مشابه «حادثه کنگره» خواهد بود؟

🔷گائو ژی‌کای: آشوب ۶ ژانویه ۲۰۲۱ در کنگره آمریکا، تأثیری بسیار بزرگ در داخل این کشور بر جای گذاشت. پس از وقوع آن، برخی تلاش کردند این رخداد را به‌عنوان نوعی حرکت در دفاع از دموکراسی، آزادی و حقوق بشر جلوه دهند. اما من می‌خواهم بگویم که وقتی غبارها فرو نشست، موضع‌گیری دولت آمریکا و نظام سیاسی این کشور درباره آن کاملاً روشن بود: این افراد آشوب‌گر بودند، از فرمان دولت فدرال سرپیچی کردند، به کنگره یورش بردند و مرتکب جرم شدند.

دستگاه قضایی آمریکا نیز در ادامه صدها نفر، و بنا بر برخی گزارش‌ها بیش از هزار نفر را محاکمه کرد و بسیاری از آنها به احکام سنگین محکوم شدند.

این موضوع برای ما بسیار قابل تأمل است. چرا؟ چون زمانی که در هنگ‌کنگ آشوب رخ داد، آمریکا، بریتانیا و برخی دیگر از کشورهای غربی با اشتیاق فراوان از آن استقبال کردند و رفتارهای آشوب‌طلبانه را در لفافه‌ای از مفاهیمی چون دموکراسی، آزادی و حقوق بشر پیچیدند. اما حالا روشن شده که آمریکا در مورد مسائل داخلی خودش فقط یک معیار کاملاً شفاف دارد: حمله به کنگره، جرم است.

انتخابات آمریکا؛ آزمونی برای دموکراسی یا آغاز آشوب داخلی؟

پس بر همین اساس، آمریکا باید همان معیار را درباره کسانی که در شورش‌های هنگ‌کنگ شرکت داشتند نیز اعمال کند. آن افراد قوانین هنگ‌کنگ را نقض کردند و به حاکمیت قانون در هنگ‌کنگ آسیب زدند. نمی‌شود یک‌جا بگویند تخریب، غارت و حمله به ساختمان‌های دولتی و نهادهای قانون‌گذاری در هنگ‌کنگ، نشانه دموکراسی و آزادی است، اما وقتی نوبت به حمله به کنگره آمریکا می‌رسد، همان عمل را جرم بنامند. معیار باید واحد باشد؛ سیاه، سیاه است و سفید، سفید. نباید حقایق را وارونه جلوه داد.

از این منظر، این‌که دولت آمریکا بعداً صدها و حتی بیش از هزار نفر از آشوب‌گران یورش به کنگره را طبق قانون مجازات کرد، به نظر من اقدامی ضروری بود. وگرنه، از آمریکا چه باقی می‌ماند؟

بنابراین، چه جمهوری‌خواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای فعلی کنترل مجلس نمایندگان را از دست بدهند، و چه در انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۲۸ احتمالاً کنترل کاخ سفید را از کف بدهند، این‌که جمهوری‌خواهان و حامیان جنبش «عظمت را به آمریکا بازگردانیم» در ادامه چه خواهند کرد، پرسشی است که باید با دقت دنبال شود.

انتخابات آمریکا؛ آزمونی برای دموکراسی یا آغاز آشوب داخلی؟

نخست، امیدوارم هیچ‌کس کار را به جایی نرساند که قانون را زیر پا بگذارد.

دوم، امیدوارم همه این واقعیت را بفهمند که احترام به حاکمیت قانون یک اصل حیاتی است. نمی‌شود فقط به‌خاطر شدت گرفتن اختلافات سیاسی، خود را به نام کنشگر سیاسی توجیه کرد و بعد دست به کارهای غیرقانونی زد. هر کس پا از مرز قانون بیرون بگذارد، ناچار باید بهای آن را هم بپردازد؛ زیرا خود نظام آمریکا هم چنین رفتاری را تحمل نخواهد کرد.

من صمیمانه امیدوارم هر قدر هم که فضای سیاسی آمریکا متلاطم شود، طرف‌ها به جای خشونت در خیابان، با حرف زدن، با گفت‌وگو و با عقلانیت اختلافاتشان را حل کنند؛ نه با شکستن، آتش زدن، غارت کردن یا حتی قتل. مدتی است که هشدار می‌دهم: آمریکا نباید به یک «جمهوری موزفروش» تبدیل شود.

آمریکایی‌ها سال‌ها برخی کشورهای جهان سوم را با تمسخر جمهوری موزی می‌نامیدند؛ کشورهایی که به‌زعم آنها نه قانون در آنها حاکم است، نه سنت دموکراتیک، و هر بحران سیاسی در آنها به درگیری، آشوب و خشونت در پارلمان و خیابان می‌انجامد. اما امروز، این خطر وجود دارد که خود آمریکا هم در همان مسیر بلغزد.

به‌ویژه حالا که اداره مهاجرت و گمرک آمریکا، یعنی ICE، عملاً فقط از ترامپ فرمان می‌گیرد، اوضاع پیچیده‌تر هم شده است. این نهاد پس از گسترش اختیاراتش، خودش به یکی از کانون‌های بحران تبدیل شده. اگر آمریکا واقعاً دچار آشوب داخلی شود، دولت چگونه باید اداره شود؟ رابطه دولت فدرال و دولت‌های ایالتی چه سرنوشتی پیدا می‌کند؟

پیش‌تر هم نشانه‌هایی از این بحران دیده شده بود؛ جایی که ترامپ، بیرون از روال‌های معمول، مستقیماً دستور به گارد ملی داد و دولت‌های محلی با شدت با آن مخالفت کردند.

از سوی دیگر، گفته می‌شود ترامپ در جمع بیش از ۸۰۰ ژنرال آمریکایی در سال ۲۰۲۵ گفته بود که ارتش باید آماده باشد، چون اگر در داخل آمریکا ناآرامی رخ دهد، شاید لازم شود نیروها و فرماندهان مستقر در خارج را به داخل کشور بازگردانند. اما این سؤال مهم باقی می‌ماند: بازگرداندن ارتش از خارج به داخل برای چه هدفی؟ آیا قرار است از آن برای مهار مردم خود آمریکا استفاده شود؟

از همین زاویه است که من معتقدم آمریکا وارد مرحله‌ای بسیار مبهم و ناپایدار شده است. اینکه در نهایت به کدام سمت می‌رود―به چپ یا راست، به جلو یا عقب―و اینکه آیا می‌تواند ثبات خود را حفظ کند یا نه، هنوز معلوم نیست. آیا این کشور آرام می‌ماند یا از درون منفجر می‌شود؟ فعلاً پاسخ روشنی وجود ندارد.

و برای ما، تنها کاری که می‌توان کرد این است: با دقت نگاه کنیم و منتظر بمانیم.

پایان/

منبع: https://www.guancha.cn/gaozhikai/2026_08_07_826439.shtml

۳۰ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۸:۰۰
کد مطلب: 35621

برچسب‌ها

اخبار مرتبط

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 0 + 0 =