آیا ترامپ جرأت استفاده از سلاح هسته‌ای علیه ایران را دارد؟

ایران برای مهار قدرت هسته‌ای آمریکا، الزاماً به بمب اتم نیاز ندارد. تهران روی نقطه‌ضعفی دست گذاشته که در عین قدرت، می‌تواند به پاشنه‌آشیل واشنگتن تبدیل شود.

به گزارش تحریریه، لائو وو (老武)، تحلیل‌گر و مفسر مستقل چینی در حوزه بین‌الملل و فناوری‌های نظامی، در تحلیلی تازه به بررسی هشدار ایران درباره واکنش به استفاده احتمالی آمریکا از سلاح هسته‌ای پرداخته است.

۲۰ مردادماه، محمدرضا نقدی، مشاور عالی فرمانده کل سپاه پاسداران ایران، در گفت‌وگویی اختصاصی با شبکه PBS در تهران، یکی از خطرناک‌ترین خطوط قرمز در جنگ احتمالی میان ایران و آمریکا را بی‌پرده روی میز گذاشت.

او گفت اگر آمریکا علیه ایران از سلاح هسته‌ای استفاده کند، پایگاه‌های نظامی این کشور در سراسر جهان ممکن است به اهداف حملات تلافی‌جویانه تبدیل شوند و حتی با خطر اشغال روبه‌رو باشند. نقدی همچنین ارزیابی کرد که اگر آستانه استفاده از سلاح هسته‌ای واقعاً شکسته شود، واکنش جامعه بین‌المللی نیز به خاورمیانه محدود نخواهد ماند.

آیا ترامپ جرأت استفاده از سلاح هسته‌ای علیه ایران را دارد؟

البته این سخنان به آن معنا نیست که آمریکا تصمیم گرفته است علیه ایران از سلاح هسته‌ای استفاده کند. تا این لحظه، ابزارهایی که واشنگتن به‌صورت علنی به کار گرفته، همچنان شامل حملات نظامی متعارف، محاصره دریایی و تحریم‌های اقتصادی بوده است. اما اینکه نقدی دقیقاً در چنین مقطعی سلاح هسته‌ای و پایگاه‌های نظامی آمریکا در سراسر جهان را کنار هم قرار می‌دهد، پیامی به‌اندازه کافی خطرناک در خود دارد.

به باور من، کاری که ایران اکنون واقعاً انجام می‌دهد، کشاندن ترامپ به جنگی است که «نه می‌تواند خیلی آهسته در آن پیروز شود و نه می‌تواند خیلی زود شکست بخورد».

ترامپ به پیروزی‌ای نیاز دارد که بتواند با آن رأی‌دهندگانش را آرام کند؛ اما توان پرداخت هزینه یک جنگ فرسایشی و بی‌انتها را ندارد. او باید همچنان چهره‌ای قدرتمند و سرسخت از خود نشان دهد، اما هم‌زمان ناچار است با تلفات نیروهای آمریکایی، کاهش ذخایر مهمات پدافند موشکی، افزایش قیمت نفت و فشار انتخابات میان‌دوره‌ای دست‌وپنجه نرم کند.

او می‌خواهد ایران را وادار کند که نخست عقب‌نشینی کند؛ اما تهران دقیقاً فشار زمانی آمریکا را نشانه گرفته و پیوسته تلاش می‌کند هزینه‌های جنگ را هم طولانی‌تر و هم گسترده‌تر کند.

برای همین، محور واقعی رقابت برای ابتکار عمل در این جنگ به‌تدریج از این پرسش که «قدرت نظامی کدام طرف بیشتر است» فاصله گرفته و به این مسئله تبدیل شده که «چه کسی می‌تواند زمان را بهتر کنترل کند و حریف را مجبور کند که اول صبر خود را از دست بدهد».

آیا ترامپ جرأت استفاده از سلاح هسته‌ای علیه ایران را دارد؟

📌بمب هسته‌ای یک‌طرفه است؛ اما نقشه تلافی ایران می‌تواند جهانی باشد

آنچه در این سخنان محمدرضا نقدی بیش از همه ارزش بررسی دارد، تهدیدی نیست که در نگاه نخست تکان‌دهنده به نظر می‌رسد؛ بلکه منطق بازدارندگی‌ای است که ایران انتخاب کرده.

ایران نگفته اگر آمریکا از سلاح هسته‌ای استفاده کند، خودش نیز با سلاح هسته‌ای تلافی خواهد کرد.

برعکس؛ ایران در توافق موقت ماه ژوئن با آمریکا، بار دیگر تأکید کرد که به‌دنبال دستیابی و توسعه سلاح هسته‌ای نخواهد رفت و پذیرفت درباره ذخایر اورانیوم غنی‌شده، ترتیبات نظارتی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را قبول کند.

به بیان دیگر، تهران اکنون می‌کوشد نوع دیگری از بازدارندگی را بسازد:

تو در قدرت هسته‌ای برتر از من هستی؛ اما منافع خارجی تو نیز به‌مراتب گسترده‌تر از من است.

آمریکا چرا قدرتمند است؟ چون یک شبکه نظامی جهانی در اختیار دارد. از خلیج فارس تا اروپا، از اقیانوس هند تا غرب اقیانوس آرام، ارتش آمریکا با تکیه بر پایگاه‌ها، فرودگاه‌ها، بنادر، انبارهای از پیش تجهیزشده و زیرساخت‌های متحدانش، قادر است نیرو و توان رزمی خود را با سرعت به نقاط بحرانی جهان منتقل کند.

اما دقیقاً مشکل همین‌جاست. این پایگاه‌ها در دوران صلح، مشت آمریکا برای اعمال قدرت در سراسر جهان‌اند؛ ولی اگر جنگ از کنترل خارج شود و بی‌وقفه گسترش یابد، همین زیرساخت‌ها می‌توانند به فهرستی عظیم از اهدافی تبدیل شوند که باید هم‌زمان حفاظت شوند.

آیا ترامپ جرأت استفاده از سلاح هسته‌ای علیه ایران را دارد؟

طبیعی است که ایران توان حمله یک‌شبه به تمام پایگاه‌های برون‌مرزی آمریکا را ندارد؛ اما در ماه‌های گذشته نشان داده که می‌تواند با موشک‌های بالستیک، پهپادها و شبکه نیروهای مسلح منطقه‌ای، فشار زیادی را بر تأسیسات و مواضع آمریکایی در خلیج فارس و خاورمیانه وارد کند.

این دقیقاً همان اثر روانی‌ای است که نقدی می‌خواهد ایجاد کند: اگر آمریکا سطح جنگ را بالا ببرد، ایران دامنه تلافی را گسترش می‌دهد. اگر واشنگتن بخواهد آتش جنگ را در داخل مرزهای ایران محصور کند، تهران می‌کوشد هزینه آن را به سراسر سیستم نظامی برون‌مرزی آمریکا سرایت دهد.

✔ این یک الگوی کلاسیک از بازی نامتقارن است:
تو ناو هواپیمابر بیشتری داری؛ من وارد مسابقه ناو هواپیمابر با تو نمی‌شوم. جنگنده‌هایت قدرتمندترند؛ من هم قرار نیست بر سر برتری هوایی با تو گلاویز شوم. من پایگاه‌هایت، ذخایر موشک‌های پدافندی‌ات، قیمت نفت و امنیت متحدانت را هدف قرار می‌دهم و قدم‌ به‌ قدم هزینه جنگ را بالا می‌برم.

از نگاه من، این روش برای ترامپ بسیار آزاردهنده‌تر از یک تهدید صرفاً نظامی است؛ چرا که آمریکا شاید بتواند یک پایگاه موشکی را منهدم کند، اما نمی‌تواند با یک بمب، مسئله منافع گسترده و پراکنده خود در سراسر جهان را حل کند.

📌کارت تنگه هرمز؛ ترامپ طعم تلخ هزینه زمان را چشیده است

در واقع، تنگه هرمز از همین حالا منطق این راهبرد را به نمایش گذاشته است. ترامپ بارها تأکید کرده که ابتکار عمل در تنگه هرمز در دست آمریکاست. نیروی دریایی آمریکا نیز مدعی شده که می‌تواند با جابه‌جایی و چرخش دوره‌ای ناوها، محاصره دریایی ایران را برای مدتی طولانی ادامه دهد.

اما ایران نیز آشکارا اعلام کرده است که تنگه هرمز همچنان تحت مدیریت و کنترل خودشان قرار دارد و تا زمانی که آمریکا شروط مربوطه را نپذیرد، عبور و مرور در این آبراه به وضعیت عادی بازنخواهد گشت.

آیا ترامپ جرأت استفاده از سلاح هسته‌ای علیه ایران را دارد؟

حوالی ۲۳ مرداد، حجم کشتیرانی تجاری در این تنگه همچنان بسیار پایین‌تر از سطح پیش از جنگ بود و این شریان حیاتی انرژی که در حالت عادی حدود یک‌پنجم نفت جهان از آن عبور می‌کند، همچنان با اختلال جدی روبه‌رو بود.

به این ترتیب، وضعیتی بسیار قابل‌تأمل شکل گرفته است. آمریکا می‌تواند بنادر ایران را محاصره کند؛ ایران هم می‌تواند تنگه هرمز را در شرایط پرخطر نگه دارد. آمریکا می‌خواهد صادرات ایران را خفه کند؛ ایران نیز کاری می‌کند که کل بازار جهانی انرژی هزینه آن را بپردازد.

نتیجه این کشمکش چه بوده؟ قیمت بنزین در داخل آمریکا در مقایسه با یک سال گذشته حدود ۲۹ درصد افزایش یافته است. ترامپ حتی آشکارا از مصرف‌کنندگان آمریکایی خواسته قیمت‌های بالاتر سوخت را تحمل کنند و آن را هزینه‌ای معرفی کرده که باید برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای پرداخت شود.

اما پرسش اصلی اینجاست که چنین حرفی را تا چه زمانی می‌توان تکرار کرد؟ یک ماه، شاید؛ اما دو ماه چطور؟ اگر بحران تا انتخابات میان‌دوره‌ای ادامه پیدا کند چه؟ دردسر اصلی ترامپ دقیقاً همین‌جاست. ایران نیازی ندارد آمریکا را در میدان نبرد واقعاً شکست دهد؛ کافی است جنگ را در وضعیتی نگه دارد که پایانی برای آن متصور نباشد.

امروز تنگه باز نمی‌شود؛ مذاکره می‌ماند برای فردا. گفت‌وگوها به نیمه که رسید، شروط تازه‌ای مطرح می‌شود. آمریکا تحریم‌ها را تشدید می‌کند و ایران همچنان مقاومت می‌کند. در همین حال، هزینه نفت، حمل‌ونقل، بیمه، مخارج جنگ و استقرار نیروهای آمریکایی مانند شیری که باز مانده باشد، بی‌وقفه جریان پیدا می‌کند.

ترامپ می‌خواهد زمان هرچه سریع‌تر به پیروزی تبدیل شود؛ اما ایران دقیقاً می‌خواهد زمان پیوسته به هزینه‌ای تازه برای آمریکا تبدیل شود. این همان ناهم‌خوانی بنیادین میان راهبردهای دو طرف است: آمریکا به‌دنبال جنگی سریع، اعمال فشار، مذاکره و سپس بستن پرونده است.

اما سودمندترین گزینه برای ایران شاید دقیقاً این باشد که هزینه پایان‌دادن به جنگ را هر روز سنگین‌تر و سنگین‌تر کند.

آیا ترامپ جرأت استفاده از سلاح هسته‌ای علیه ایران را دارد؟

📌موشک‌های ایران هرچه بیشتر شلیک می‌شوند، ارزان‌تر تمام می‌شوند؛ اما هزینه دفاع آمریکا لحظه ‌به ‌لحظه گران‌تر می‌شود

اینکه چرا ایران جرأت دارد همچنان جنگ را فرسایشی کند، یک دلیل کاملاً واقع‌بینانه دیگر هم دارد: ماشین نظامی آمریکا هرچند قدرتمند است، اما جنگ در سطح پیشرفته برای آن به‌شکلی سرسام‌آور پرهزینه تمام می‌شود؛ به‌ویژه در حوزه پدافند هوایی و رهگیری موشکی.

خبرگزاری رویترز با استناد به داده‌های پژوهشی گزارش داده است که آمریکا از فوریه تا ژوئیه امسال، حدود ۶۵ درصد از موشک‌های رهگیر سامانه پاتریوت خود را مصرف کرده و ذخایر رهگیرهای سامانه تاد نیز در مقایسه با آغاز جنگ، دست‌کم ۳۸ درصد کاهش یافته است. وزارت دفاع آمریکا نیز از شرکت‌های صنایع نظامی خواسته ظرفیت تولید و جایگزینی این مهمات را هرچه سریع‌تر افزایش دهند.

این ارقام دقیقاً چه معنایی دارند؟ وقتی ایران موجی از پهپادها، موشک‌های کروز و موشک‌های بالستیک را شلیک می‌کند، آمریکا نمی‌تواند دست روی دست بگذارد و فقط تماشا کند که آن‌ها به‌سمت پایگاه‌های نظامی‌اش پرواز می‌کنند. باید آن‌ها را رهگیری کند؛ اما به‌محض آغاز رهگیری، باید مهمات پیشرفته‌ای را مصرف کند که هم قیمت بسیار بالایی دارند و هم تولیدشان زمان‌بر است.

ایران حتی لازم نیست تضمین کند که تک‌ تک موشک‌هایش به هدف اصابت خواهند کرد. همین که ارتش آمریکا را وادار کند بی‌وقفه شلیک کند، کافی است تا صورت‌حساب جنگ مدام سنگین‌تر شود.

آیا ترامپ جرأت استفاده از سلاح هسته‌ای علیه ایران را دارد؟

تا اواخر ژوئیه، این جنگ به کشته‌شدن ۱۸ نظامی آمریکایی منجر شده بود. گزارش‌های علنی همچنین از مجروح‌شدن صدها نیروی آمریکایی حکایت داشتند و هزینه مستقیم جنگ برای ایالات متحده نیز تا آن زمان دست‌کم به ۳۷٫۵ میلیارد دلار رسیده بود.

برای همین می‌گویم نمی‌توان وضعیت امروز را با این گزاره ساده توضیح داد که «توان نظامی آمریکا بسیار بیشتر از ایران است، پس تمام ابتکار عمل در اختیار آمریکاست». قدرت نظامی مشخص می‌کند چه کسی می‌تواند ضربات سنگین‌تری وارد کند؛ اما توان مقاومت تعیین می‌کند چه کسی می‌تواند مدت بیشتری بجنگد و دوام بیاورد. اینها چیزهای کاملاً متفاوتی هستند.

ایران نیز با فشارهای عظیمی دست‌ و پنجه نرم می‌کند. اقتصاد، زیرساخت‌ها و معیشت مردم همگی بهای جنگ را می‌پردازند و محاصره دریایی نیز تهران را به‌شدت تحت فشار قرار داده است.

اما بزرگ‌ترین امتیاز سیاسی ایران این است که می‌تواند جنگ را نبردی برای بقای ملی و مقاومت در برابر حمله خارجی معرفی کند. محیطی که ترامپ با آن روبه‌روست، کاملاً متفاوت است. خاک اصلی آمریکا مورد تهاجم قرار نگرفته است.

آنچه شهروندان عادی آمریکا مستقیماً احساس می‌کنند، افزایش قیمت سوخت، رشد هزینه‌های دولتی و تلفات نیروهای نظامی این کشور است. بر اساس تازه‌ترین نظرسنجی‌های مرتبط، تنها حدود ۳۵ درصد از آمریکایی‌ها از این جنگ حمایت می‌کنند. نظرسنجی دیگری نیز نشان می‌دهد که میزان رضایت کلی از عملکرد ترامپ حدود ۳۷ درصد است. هرچه جنگ طولانی‌تر شود، مشکلات اقتصادی نیز بیش از پیش به یکی از سنگین‌ترین بارهای جمهوری‌خواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای تبدیل خواهد شد.

این دقیقاً همان نقطه‌ضعفی است که ایران زیر نظر گرفته است. تهران لزوماً مجبور نیست صبر کند تا ذخایر موشکی آمریکا کاملاً ته بکشد؛ کافی است منتظر بماند تا صبر مردم آمریکا زودتر تمام شود.

📌بزرگ‌ترین دشمن ترامپ ایران نیست؛ بلکه خودش و تقویم روی میزش است

اگر اکنون بار دیگر به هشدار محمدرضا نقدی درباره پایگاه‌های نظامی آمریکا در سراسر جهان نگاه کنیم، می‌توان فهمید که چرا این هشدار دقیقاً در ماه اوت مطرح شده است. کمتر از سه ماه تا انتخابات میان‌دوره‌ای ماه نوامبر آمریکا باقی مانده و هر روزی که می‌گذرد، زمان برای ترامپ حساس‌تر می‌شود.

آیا ترامپ جرأت استفاده از سلاح هسته‌ای علیه ایران را دارد؟

اگر جنگ را تشدید کند، احتمالاً تلفات انسانی و هزینه‌های اقتصادی همچنان افزایش خواهند یافت. اگر هم تصمیم به عقب‌نشینی و پایان‌دادن به جنگ بگیرد، باید در برابر افکار عمومی آمریکا به چند پرسش دشوار پاسخ دهد: پس از شش ماه جنگ، چرا ایران هنوز شروط واشنگتن را نپذیرفته است؟ چرا رفت‌وآمد در تنگه هرمز هنوز به‌طور کامل به حالت عادی بازنگشته است؟

این همان گره کوری است که بیش از هر چیز ترامپ را آزار می‌دهد: اگر پیروزی بیش از اندازه طول بکشد، انتخابات منتظرش نمی‌ماند؛ اگر هم خیلی زود شکست بخورد، چهره سیاسی‌اش تاب تحمل آن را نخواهد داشت.

درست در چنین شرایطی، کارولین لیویت، سخنگوی کاخ سفید، نیز قرار است در پایان ماه اوت از سمت خود کناره‌گیری کند. دلیل رسمی و علنی او این است که می‌خواهد زمان بیشتری را در کنار خانواده‌اش بگذراند؛ هرچند همچنان به‌عنوان مشاور خارجی ترامپ فعالیت خواهد کرد.

این اتفاق به‌تنهایی نمی‌تواند مسیر جنگ را تعیین کند اما در مقطعی حساسی رخ می‌دهد که جمهوری‌خواهان خود را برای انتخابات میان‌دوره‌ای آماده می‌کنند و کاخ سفید نیز در تلاش است روایت سیاسی خود را از نو تنظیم کند.

آیا ترامپ جرأت استفاده از سلاح هسته‌ای علیه ایران را دارد؟

بااین‌حال، عامل مهم‌تر همچنان افکار عمومی است. تازه‌ترین تحلیل رویترز نشان می‌دهد که حدود دو سوم آمریکایی‌ها با این جنگ مخالف‌اند. هم‌زمان، افزایش قیمت نفت و تشدید تورم نیز در حال فرسایش برتری سنتی جمهوری‌خواهان در حوزه مسائل اقتصادی است.

بدیهی است که ایران هم این تقویم را می‌بیند. به همین دلیل، مؤثرترین تاکتیک تهران در ماه‌های آینده الزاماً راه‌انداختن یک نبرد نهایی و خیره‌کننده نخواهد بود. برعکس، شاید بهترین گزینه این باشد که جنگ را همچنان در وضعیتی نگه دارد که برای آمریکا از هر حالت دیگری آزاردهنده‌تر است:

جنگ تمام نشود. مذاکرات به نتیجه نرسد. تنگه باز نشود. پایگاه‌ها همچنان به حفاظت نیاز داشته باشند. ذخایر مهمات پدافندی همچنان مصرف شوند. فشار قیمت نفت نیز ادامه پیدا کند. نه به ترامپ اجازه داده شود به‌سادگی اعلام پیروزی کند و نه تا حد امکان، به آمریکا بهانه‌ای داده شود که جنگی تمام‌عیار و با قدرتی کوبنده به راه بیندازد.

این، معنای واقعی جنگ زمان است. اینکه محمدرضا نقدی پای سلاح هسته‌ای را به میان کشیده نیز در اصل، تلاشی برای افزایش فشار در امتداد همین منطق است.

اگر آمریکا واقعاً از آستانه هسته‌ای عبور کند، دیگر مسئله فقط «بمباران چند هدف بیشتر» نخواهد بود؛ بلکه ممکن است متحدان منطقه‌ای واشنگتن، پایگاه‌های برون‌مرزی آمریکا و کل سامانه امنیت جهانی، هم‌زمان در معرض خطر عظیم تشدید تنش قرار گیرند.

سلاح هسته‌ای بی‌تردید برای آمریکا یک قدرت قاطع و ویرانگر محسوب می‌شود؛ ولی قدرتمند بودن یک سلاح، لزوماً به‌معنای آسان‌بودن استفاده از آن نیست.

درباره یک موشک متعارف هنوز می‌توان سود و زیان نظامی را محاسبه کرد؛ اما همین که آستانه هسته‌ای شکسته شود، دیگر به‌سادگی نمی‌توان پیامدهای سیاسی، واکنش متحدان، اختلال در نظم بین‌المللی و زنجیره اقدامات تلافی‌جویانه را مهار کرد و به وضعیت پیشین بازگرداند.

آیا ترامپ جرأت استفاده از سلاح هسته‌ای علیه ایران را دارد؟

بنابراین، به باور من، شرط‌بندی واقعی ایران اکنون بر سر این نیست که آیا می‌تواند «آمریکا را شکست دهد» یا نه؛ تهران روی این واقعیت حساب باز کرده است که ترامپ بیش از ایران به زمان نیاز دارد. آمریکا همچنان ناوهای هواپیمابر قدرتمندتر، جنگنده‌های پیشرفته‌تر و بودجه نظامی بسیار بزرگ‌تری در اختیار دارد؛ هیچ‌یک از این واقعیت‌ها تغییر نکرده‌اند.

اما اگر آمریکا نتواند ایران را وادار کند مطابق جدول زمانی واشنگتن تسلیم شود، حفظ تمام این برتری‌ها هر روز به پول و منابع بیشتری نیاز خواهد داشت. بی‌رحمانه‌ترین واقعیت جنگ دقیقاً همین است: قدرت برتر شاید بتواند زمان آغاز جنگ را تعیین کند، اما الزاماً نمی‌تواند برای همیشه زمان پایان آن را نیز در اختیار داشته باشد.

اکنون که ایران تنگه هرمز، پایگاه‌های برون‌مرزی آمریکا، فرسایش ذخایر موشکی و انتخابات میان‌دوره‌ای ایالات متحده را به حلقه‌های یک زنجیر واحد تبدیل کرده است، حریف واقعی ترامپ دیگر فقط تهران نیست؛ بدتر از همه تقویمی وجود دارد که هر روز، یک ورق به نوامبر نزدیک‌تر می‌شود.

پایان/

منبع: 【! 锐武评:伊朗撂下狠话!美国若敢动核,全球美军基地都将化为火海】
https://m.toutiao.com/is/QswuKBZrMsQ/

۲۷ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۸:۰۰
کد مطلب: 35666

برچسب‌ها

اخبار مرتبط

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 0 + 0 =

    نظرات

    • نظرات منتشر شده: 3
    • نظرات در صف انتشار: 0
    • نظرات غیرقابل انتشار: 0
    • یونیک IR ۱۹:۴۴ - ۱۴۰۵/۰۵/۲۷
      0 0
      بی منطق و غیر واقع بینانه بود فرض کنید که (خدای ناکرده) امریکا به یکی از شهرهای ایران حمله اتمی صورت دهد (مثل هیروشیما یا ناکازاکی) و تهدید کند که اگر ظرف ۴۸ ساعت تسلیم نشوید به شهر دیگری حمله صورت خواهد گرفت طبق این مقاله و احیانا صحبت های جناب نقدی، مثلا کویت را اشغال می کنیم ! فایده ای دارد؟ خیر، تهدید اتمی صرفا با تهدید اتمی قابل رفع است مثلا تهدید حمله اتمی به پایگاه های امریکا در حاشیه خلیج فارس (که اگر اهداف کشورهای کوچک و حاشیه خلیج فارس باشند) شهرهای خودمان نیز دچار آلودگی اتمی می گردند می ماند عمق خاک عربستان که فکر می کنم آن هم کار منطقی نباشد می ماند اسراییل که در این صورت فلسطینی ها شاید هم اردنی ها ، سوری ها و خصوصا لبنانی ها آسیب می بینند که باز هم مطلوب ایران نیست پس باید بازدارندگی هسته ای ایجاد نمود (با آزمایش موشک های دوربرد و همچنین آزمایش هسته) و ایجاد زراتخانه هسته ای تا اساسا دیگران به حمله اتمی به ایران نیاندیشند که ما مجبور به تلافی به شیوه ای نامطلوب باشیم! بمب هسته ای برای حفظ امنیت و ایجاد بازدارندگی طولانی مدت برای ایرانیان، مثل نان شب واجب و ضروری است
    • IR ۱۱:۲۹ - ۱۴۰۵/۰۵/۲۸
      2 0
      جوابی که می توانست بدهد این بود اگر سلاح هسته‌ای علیه ما استفاده کند ما نیز علیه اسرائیل استفاده خواهیم کرد. اگر خطوط قرمز قرار است بشکند برای همه می شکند.
    • IR ۱۱:۳۳ - ۱۴۰۵/۰۵/۲۸
      0 0
      اقای نقدی با کمال احترامی که برای ایشان قائلم اما نمی بایست با رسانه‌هاي خارجی صحبت کند ایشان تفکر استراتژیک ندارد. می بایست به ته خط را دید.