ترامپ در تله‌ای افتاد که رؤسای جمهور پیشین آمریکا را گرفتار کرده بود؛ ایران تسلیم نشد

نشریه مطرح آمریکایی تصریح دارد ترامپ چند ماه بعد از شروع جنگ علیه ایران با همان مشکلی روبه‌رو شده که دولت‌های قبلی آمریکا تجربه کرده بودند. جنگ نه‌تنها ایران را تسلیم نکرد، بلکه هزینه‌های سیاسی و اقتصادی قابل توجهی برای واشنگتن ایجاد کرده است.

به گزارش تحریریه، «نِیت سوانیون» مذاکره‌کننده پیشین آمریکایی در مقاله‌ای در فارن‌افرز نوشته است: رؤسای‌جمهور آمریکا یکی پس از دیگری در برابر مسئله ایران با بحران مواجه شده‌اند، از شکست انتخاباتی جیمی کارتر پس از بحران گروگان‌گیری تا رسوایی ایران-کنترا در دوران رونالد ریگان و مناقشه بر سر توافق هسته‌ای برجام در دوره باراک اوباما.

ترامپ با آغاز جنگ علیه ایران تلاش کرد این الگو را بشکند و مدعی شد که برخلاف رؤسای‌جمهور پیشین، تهدید ایران را با اقدام نظامی و تغییر حکومت از بین خواهد برد.

اما ۶ ماه بعد، ترامپ نیز با همان مشکلی روبه‌رو شده که دولت‌های قبلی آمریکا تجربه کرده بودند. جنگ نه‌تنها ایران را تسلیم نکرد، بلکه هزینه‌های سیاسی و اقتصادی قابل توجهی برای واشنگتن ایجاد کرده است.

سیاست آمریکا در قبال ایران طی دهه‌های گذشته عمدتاً بر دو ابزار استوار بوده است: تهدید نظامی و فشار اقتصادی.

با این حال، این راهبرد نتوانسته رفتار ایران را به شکل مورد نظر واشنگتن تغییر دهد و تشدید فشارها در دوره ترامپ به جای حل تناقض‌های موجود درباره ایران، آنها را عمیق‌تر کرده است.

جمهوری اسلامی حکومتی با دو ویژگی همزمان است: ایدئولوژیک و عمل‌گرا. تهران همچنان بر اصول ضدآمریکایی و ضداسرائیلی خود پایبند است، اما در مواقعی که منافعش ایجاب کند، تصمیم‌های عمل‌گرایانه می‌گیرد، مانند پذیرش محدودیت‌های هسته‌ای در برجام یا عادی‌سازی روابط با عربستان در سال ۲۰۲۳.

جنگ اخیر نشان داد آمریکا توانایی محدودی برای شکست نظامی ایران دارد. حملات آمریکا و اسرائیل به ساختارهای نظامی و سیاسی ایران آسیب زد، اما نتوانست حکومت را سرنگون کند.‌تهران دریافت که آمریکا تمایلی به اعزام نیروهای زمینی به ایران ندارد و همین مسئله قدرت بازدارندگی ایران را افزایش داده است.

ایران توانسته در یک جنگ فرسایشی، محاسبات آمریکا را تحت تأثیر قرار دهد. تهران بر این باور است که تحمل هزینه‌های جنگ و فشار اقتصادی برای حکومت ایران بیشتر از تحمل افکار عمومی آمریکاست، به‌خصوص زمانی که جنگ برای بسیاری از آمریکایی‌ها یک درگیری غیرضروری تلقی می‌شود.

تحریم‌های اقتصادی آمریکا علیه ایران، اگرچه فشار زیادی بر اقتصاد این کشور وارد کرده‌اند، اما در دستیابی به هدف اصلی خود یعنی تغییر رفتار تهران موفق نبوده‌اند.

تحریم‌ها در طول دهه‌های گذشته به یک ابزار ثابت در سیاست خارجی آمریکا تبدیل شده‌اند، اما بیشتر از آنکه ایران را وادار به عقب‌نشینی کنند، به ابزاری نمادین برای نشان دادن واکنش واشنگتن تبدیل شده‌اند.

تلاش اخیر ترامپ برای محاصره اقتصادی ایران ممکن است بیش از آنکه به اقتصاد ایران ضربه بزند، اعتبار آمریکا را تضعیف کند. ایران با استفاده از موقعیت ژئوپلیتیکی خود در تنگه هرمز نشان داده فشار اقتصادی می‌تواند پیامدهایی برای اقتصاد جهانی و بازار انرژی داشته باشد.

جنگ اخیر باعث شده ابزارهای سنتی فشار آمریکا علیه ایران کارایی گذشته را از دست بدهند. در گذشته، لغو تحریم‌ها یک امتیاز مهم برای مذاکره با ایران محسوب می‌شد، اما اقدامات ترامپ نشان داد که واشنگتن حتی بدون دریافت امتیازات مشخص از تهران نیز حاضر به کاهش برخی فشارها شده است.

آمریکا باید از رویکرد مبتنی بر فشار دائمی فاصله بگیرد و سیاستی واقع‌بینانه‌تر در قبال ایران اتخاذ کند.

فشار نظامی و اقتصادی گاهی توانسته‌اند ایران را به تغییرات محدود وادار کنند، اما هرگز نتوانسته‌اند جمهوری اسلامی را سرنگون کنند یا زندگی مردم ایران را بهبود بخشند.

شکست راهبرد فشار حداکثری می‌تواند فرصتی برای بازنگری در سیاست آمریکا باشد چرا که پس از ۴۷ سال تجربه، واشنگتن باید بپذیرد که ایران کشوری است که نمی‌توان آن را صرفاً با تهدید و تحریم وادار به تغییر کرد.

منبع: روایت جهان

پایان/

۳ شهریور ۱۴۰۵ - ۲۰:۰۰
کد مطلب: 35716

برچسب‌ها

اخبار مرتبط

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 0 + 0 =

    نظرات

    • نظرات منتشر شده: 1
    • نظرات در صف انتشار: 0
    • نظرات غیرقابل انتشار: 0
    • IR ۰۹:۴۴ - ۱۴۰۵/۰۶/۰۴
      0 0
      نویسنده مقاله رو اسم نبردی.