به گزارش تحریریه، توان نظامی آمریکا طی دهههای گذشته در میدانهای نبرد مختلف، از جنگندهها و بمبافکنهای راهبردی گرفته تا ناوهای هواپیمابر، موشکها و سامانههای پدافندی، بارها به آزمون گذاشته شده است. بررسی تجهیزات و دکترین عملیاتی آمریکا در کنار تجربه این کشور در جنگها و عملیات نظامی در نقاط مختلف جهان، تصویری از نقاط قوت و محدودیتهای قدرت نظامی واشنگتن ارائه میدهد. این پرونده با مرور این تجهیزات و سوابق عملیاتی، در نهایت به جنگ اخیر آمریکا علیه ایران میرسد؛ نبردی که میتواند آزمونی مهم برای سنجش عملکرد واقعی بخشی از این توانمندیها در برابر یک رقیب نظامی منطقهای باشد.
در نخستین گزارش از مجله نظامی، چند مورد از شگفت آورترین عملیات های هوایی که لیبی با تسلیحات شوروی از پس تسلیحات پیشرفته ایالات متحده برآمد، ذکر شده است:
در سالهای جنگ سرد، زمانی که رقابت میان قدرتهای بزرگ به آسمان نیز کشیده شده بود، نیروی هوایی لیبی مجموعهای از جنگندههای میگ-۲۵ را در اختیار داشت؛ هواپیماهایی که برای پرواز در ارتفاعات بالا و سرعتهای بسیار زیاد طراحی شده بودند.
میگ-۲۵ فاکسبت در دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ در مدلهای رهگیری، شناسایی و آموزشی در نیروی هوایی لیبی به کار گرفته میشد. این هواپیما در میان پیشرفتهترین جنگندههایی قرار داشت که لیبی در آن دوره در اختیار داشت و به دلیل ویژگیهای پروازی خود، برای مأموریتهایی طراحی شده بود که نیازمند سرعت و ارتفاع غیرمعمول بود.

سرعت عملیاتی رسمی میگ-۲۵، بر اساس اطلاعات ارائهشده، ۲.۸۳ ماخ بود. اما خاطرات برخی خلبانان لیبیایی تصویری متفاوت از محدودیتهای عملیاتی این هواپیما ارائه میکند: در برخی پروازهای استثنایی، میگ-۲۵ برای مدت کوتاهی از سرعت ۳ ماخ عبور میکرد.
این پروازها بدون هزینه نبودند. افزایش شدید دمای بدنه و احتمال آسیب به موتور، خلبان را مجبور میکرد با دقت و مهارت بالا هواپیما را کنترل کند.
ارتفاع عملیاتی معمول میگ-۲۵ بین ۲۲ تا ۲۴ کیلومتر گزارش شده است. با این حال، برخی خلبانان لیبیایی از پروازهایی سخن گفتهاند که در آنها هواپیما به ارتفاع نزدیک به ۳۰ کیلومتر رسیده است.
در تمرینات آموزشی انجامشده در اتحاد جماهیر شوروی نیز رسیدن میگ-۲۵ به سرعت ۲۴۵۰ کیلومتر بر ساعت و ارتفاع ۲۲۶۰۰ متر ثبت شده بود.
برای خلبانان، این اعداد تنها مشخصات درجشده در دفترچههای فنی نبودند. آنها محدودیتهایی بودند که در شرایط واقعی پرواز با آنها مواجه میشدند.
در میان خلبانانی که نام آنها با عملیات میگ-۲۵ لیبی گره خورده است، محمد البدی قرار دارد. همکاران او گفتهاند که وی در جریان پروازهای شناسایی بر فراز سودان و مدیترانه شرقی به سرعتها و ارتفاعات بسیار بالا دست یافت و در نتیجه فشارهای ناشی از این پروازها با مشکلات شنوایی مواجه شد.
خلبانانی مانند مصطفی الجامعی، العویمری، کامل الکویری و ابو عجیلة ألأصقع نیز پروازهایی را گزارش کردهاند که در برخی از آنها سرعت حدود ۲.۸ ماخ و ارتفاع نزدیک به ۲۴ کیلومتر ثبت شده بود.
نامهای دیگری نیز در خاطرات مربوط به این دوره دیده میشود: نصرالدین خلیفه الفیزقا، محمود عیسی الحاسی، مرحوم المهدی حسن الفزانی، سلیمان شعیب بودینة، محمد أبوبکر ألشریف، علی أبوجریدة الغراری و مرحوم علی صالح أمبیة.
اما پشت سر این خلبانان، مجموعهای از تکنسینها، مهندسان، نیروهای تعمیر و نگهداری و مدیران قرار داشتند که آمادهسازی و بازگشت ایمن هواپیماها به آنها وابسته بود.

پروازی در ارتفاع ۳۰ کیلومتری
یکی از مهمترین روایتهای مربوط به توانایی عملیاتی میگ-۲۵ لیبی به سال ۱۹۷۹ بازمیگردد.
در آن سال، سرهنگ دوم خلبان محمد البدی مأموریت شناسایی هوایی را بر عهده داشت. او فرمانده اسکادران ۱۰۶۰ مجهز به جنگندههای فرانسوی میراژ بود و بعدها فرماندهی اسکادران ۱۰۲۵ مجهز به میگ-۲۵ را بر عهده گرفت.
مأموریت، شناسایی مواضع دارای اهمیت استراتژیک در مدیترانه و خاورمیانه بود.
پرواز از پایگاه هوایی بنینة آغاز شد. هواپیما سپس به پایگاه هوایی جمال عبدالناصر در طبرق رفت تا برای ادامه مأموریت استراحت، تجدید قوا و سوختگیری هوایی انجام شود.
خلبان برای مقابله با شرایط فشار و ارتفاع، لباس پرواز VKK را بر تن داشت و از هلمت GSH-6 استفاده میکرد.
مسیر پرواز از لیبی به سمت دلتای نیل، سینا، فلسطین، لبنان و سوریه ادامه یافت. سپس هواپیما از حریم هوایی یونان عبور کرد، از مسیر مدیترانه بازگشت و در پایگاه هوایی القرضابیه فرود آمد.
بر اساس این روایت، میگ-۲۵ در این مأموریت به ارتفاع ۹۸ هزار فوت، معادل حدود ۳۰ کیلومتر، رسید و با سرعتی بیش از ۲.۸ ماخ پرواز کرد.
مدت حضور در حداکثر ارتفاع کوتاه بود، اما برای تکمیل مأموریت شناسایی کافی توصیف شده است.
در این روایت، تصاویر با وضوح بالا از مواضع نظامی استراتژیک، از جمله راکتور هستهای دیمونا، تهیه شد. همچنین ادعا شده است که جنگندههای فانتوم F-4 اسرائیل و سامانههای دفاع هوایی به دلیل سرعت و ارتفاع پرواز قادر به شناسایی یا رهگیری هواپیما نبودند.
بازگشت هواپیما بدون آسیب نبود. مقاومت هوا و حرارت ایجادشده در طول پرواز موجب آسیبهای ساختاری جزئی، از جمله شلشدن برخی پیچها و پوستهشدن رنگ بدنه شد.
روایت رهگیری SR-71
شش سال بعد، در سال ۱۹۸۵، روایتی دیگر از رویارویی میگ-۲۵ لیبی با یکی از شناختهشدهترین هواپیماهای شناسایی آمریکا شکل گرفت.
بر اساس این روایت، یک میگ-۲۵ لیبیایی هواپیمای شناسایی SR-71 آمریکایی را بر فراز آبهای بینالمللی رهگیری کرد. این حادثه به خلبانی مسعود الورفالی نسبت داده شده و در خاطرات خلبانان و روایتهای مرتبط با تاریخ هوانوردی لیبی بازگو شده است.

با این حال، درباره این روایتها باید میان مشخصات فنی ثبتشده و خاطرات افرادی که با هواپیما پرواز کردهاند تفاوت قائل شد.
سرعت عملیاتی استاندارد میگ-۲۵، ۲.۸۳ ماخ عنوان شده است. امکان عبور کوتاهمدت از این سرعت در شرایط استثنایی نیز در متن مورد اشاره قرار گرفته است. بیشتر پروازهای عملیاتی هواپیما نیز در ارتفاع کمتر از ۳۰ کیلومتر انجام میشدند.
در مقابل، روایت رسیدن به سرعت بیش از ۳ ماخ یا ارتفاع نزدیک به ۳۰ کیلومتر عمدتاً بر شهادت خلبانان لیبیایی استوار است.
همین تفاوت میان مشخصات رسمی و خاطرات عملیاتی، اهمیت مستندسازی شهادت خلبانان و تکنسینهایی را که با میگ-۲۵ کار کردهاند افزایش میدهد.
برای نیروی هوایی لیبی، میگ-۲۵ صرفاً یک جنگنده سریع و بلندپرواز نبود. این هواپیما بخشی از دورهای بود که قابلیتهای رهگیری و شناسایی هوایی لیبی به یکی از پیشرفتهترین سطوح خود رسیده بود؛ دورهای که خلبانان، تکنسینها و مهندسان لیبیایی تلاش کردند از ظرفیتهای یک هواپیمای پیچیده در مأموریتهای عملیاتی استفاده کنند.
بخش مهمی از این تاریخ اکنون در خاطرات همان افرادی باقی مانده است که در کابین هواپیما یا در واحدهای فنی آن حضور داشتند. ثبت این خاطرات، بهویژه درباره پروازهای ارتفاع بالا و مأموریتهای شناسایی، میتواند تصویر دقیقتری از نحوه بهرهبرداری لیبی از میگ-۲۵ در دوران جنگ سرد ارائه کند.
منبع: خاطرات خلبانان و تکنسینهای میگ-۲۵، خلبانان همکار و علاقهمندان به هوانوردی لیبی که در دوره مورد اشاره حضور داشتهاند.
پایان/













نظر شما