قمار باخته بن‌سلمان؛ از التماس به آمریکا تا شرط‌بندی روی دیپلماسی چین

موشک‌ها به بیخ گوش فرودگاه ریاض رسیدند، اما واشنگتن تلفن سعودی‌ها را جواب نداد؛ ترامپ خیال فرو رفتن به یک باتلاق تازه را ندارد. حالا با قفل شدن هم‌زمان دریای سرخ و هرمز و جهش قیمت نفت، بازارها روی میانجی‌گری چین شرط‌بندی کرده‌اند و حتی چهره‌هایی مثل هیلاری کلینتون نیز فریاد می‌زنند که باید با چین مذاکره کرد.

به گزارش تحریریه، برنامه تحلیلی «میزگرد دو سوی تنگه» (两岸圆桌派) که به عنوان تریبون اختصاصی نخبگان سیاسی برای بررسی تنش‌های استراتژیک در آسیا شناخته می‌شود، پرونده تشدید تنش‌ها میان عربستان و انصارالله یمن را زیر ذره‌بین برد.

سفر ترامپ به پکن؛ قمار بزرگ برای جبران تحقیر در خلیج فارس

تانگ شیانگ‌لونگ (唐湘龙): روزنامه‌نگار و کارشناس رسانه

قمار باخته بن‌سلمان؛ از التماس به آمریکا تا شرط‌بندی روی دیپلماسی چین

شین چیانگ (信强): رئیس مرکز مطالعات تایوان در دانشگاه فودان چین

قمار باخته بن‌سلمان؛ از التماس به آمریکا تا شرط‌بندی روی دیپلماسی چین

چِن فِنگ‌شین (陈凤馨): کارشناس ارشد رسانه و مفسر اقتصادی در تایوان

🔴چن فنگ‌شین (مجری): اوضاع خاورمیانه این روزها دوباره دستخوش تحولات تازه‌ای شده است. در ۲۸ شهریور، انفجاری در حوالی فرودگاه ریاض، پایتخت عربستان سعودی رخ داد؛ حمله‌ای که مشخصاً کار حوثی‌ها علیه عربستان بود. تا این لحظه شواهد نشان می‌دهد که حتی تمام سامانه‌های پدافند هوایی مستقر در پایتخت عربستان نیز دیگر برای تضمین کامل امنیت این کشور کفایت نمی‌کنند.

در طول این مدت، آتش درگیری میان ریاض و حوثی‌ها مدام تندتر و شعله‌ورتر شده و واقعیت این است که عربستان اکنون بی‌پناه و تنها گرفتار شده است. سعودی‌ها بزرگ‌ترین خریدار سلاح در جهان به شمار می‌روند؛ کشوری که از دهه ۱۹۷۰ به این سو، تمام استراتژی سیاست خارجی خود با واشنگتن را بر پایه خرید چتر امنیتی و حفاظت نظامی آمریکا استوار کرده است. اما حالا، دقیقاً در بزنگاهی که عربستان با تهدید مستقیم امنیتی مواجه شده، آمریکا تا کنون دو بار تقاضای کمک ریاض را رد کرده و به آن‌ها پشت کرده است. این رفتار تحقیرآمیز، چه تأثیری بر آینده روابط عربستان و آمریکا خواهد گذاشت؟ و از آن مهم‌تر، برای نفوذ واشنگتن در خاورمیانه حامل چه پیامی است؟

شین چیانگ: پرسشی که از سمت مجری مطرح شد، به باور من دقیقاً دست روی پارادوکس و بحران عمیق آمریکا میان «توان نظامی» و «اراده عملیاتی» گذاشته است.

این یک واقعیت کاملاً آشکار است: اقدام یک ابرقدرت—خواه نظامی، خواه دیپلماتیک یا اقتصادی—پیش و بیش از هر چیز به این بستگی دارد که آیا اصلاً «اراده‌ای برای اقدام» در او وجود دارد یا نه؟

واقعیت صحنه نشان می‌دهد که ترامپ اساساً هیچ رغبتی برای دخالت در ماجراجویی‌های خاورمیانه ندارد؛ چه برسد به اینکه بخواهد در آتش درگیری میان عربستان و حوثی‌ها، توان نظامی خود را به عنوان سپر دفاعی ریاض به خط کند یا مستقیماً وارد گود شود.

اطمینان دارم ترامپ به هیچ وجه چنین قصدی ندارد؛ او پیش‌تر در بحران و درگیری با ایران ضربه سختی خورده و شکست بزرگی را متحمل شده است. از سوی دیگر، در داخل واشنگتن نیز نوعی اجماع دوحزبی در این‌باره شکل گرفته است؛ حتی پایگاه رأی و حامیان خود ترامپ هم متفق‌القول‌اند که پریدن وسط این معرکه، پای آمریکا را مجدداً به یک باتلاق فرسایشی باز خواهد کرد—یا دست‌کم احتمال کشیده شدن به چنین دامی بسیار بالاست.

قمار باخته بن‌سلمان؛ از التماس به آمریکا تا شرط‌بندی روی دیپلماسی چین

اگر آمریکا دوباره وارد جنگ عربستان و حوثی‌ها شود، عملاً جبهه جنگی تازه‌ای گشوده است. از منظر سیاست داخلی آمریکا و از زاویه چینش راهبردی جهان، هزینه‌های سیاسی این قمار برای ترامپ آن‌چنان سرسام‌آور و ویرانگر خواهد بود که به‌هیچ‌وجه جبران‌پذیر نیست. از همین رو، نه شخص ترامپ و نه دولتمردان اطرافش—حتی تندروترین شاهین‌های جنگ‌طلب کاخ سفید—هیچ تمایلی ندارند که دوباره گام در باتلاقی بگذارند که پیشاپیش پیداست در انتظار آن‌ها دهان باز کرده است.

اما روی دیگر سکه این است که توان عملیاتی حتی از اراده هم تعیین‌کننده‌تر است. در ماجرای درگیری با ایران، دیدیم که توان نظامی آمریکا تا آخرین حد ممکن تحت فشار قرار گرفت. در شرایطی که هنوز پرونده تنش با ایران فیصله نیافته، ورود به یک نبرد تمام‌عیار جدید میان سعودی‌ها و انصارالله، برای پنتاگون یک کابوس است؛ وزارت دفاع آمریکا بهتر از هر کس می‌داند که با منابع و تجهیزات فعلی، واشنگتن هرگز از پس تامین نیازها و استهلاک منابع همزمان در دو جبهه سنگین برنمی‌آید.

کینه و تخاصم میان سعودی‌ها و حوثی‌ها داستانی چند دهه‌ای است و اگر ریشه‌هایش را بکاوید، به صدها و حتی هزاران سال گره تاریخی و مذهبی برمی‌خورید؛ کلاف پیچیده‌ای که هیچ بیگانه‌ای از بیرون قادر به باز کردن گره‌های کور آن نیست... به‌ویژه برای افکار عمومی آمریکا که شاید خیلی از آن‌ها حتی نتوانند جای حوثی‌ها را روی نقشه پیدا کنند! شخص ترامپ هم شخصاً کمترین علاقه‌ای به میانجی‌گری یا درافتادن با کینه‌های تاریخی میان سعودی و یمن ندارد.

سردی رفتار کنونی واشنگتن با ریاض اگرچه تعهدات امنیتی آمریکا در قبال متحدانش را با تردید و رسوایی جدی در افکار عمومی مواجه می‌کند، اما برای هیئت حاکمه آمریکا این بی‌آبرویی به‌مراتب ارزان‌تر از هزینه‌های ورود به جنگ است.

اولویت امروز واشنگتن مشخص است: حفظ قوای نظامی، جمع کردن بساط خود و فرار از آشوب خاورمیانه، خروج آبرومندانه از باتلاق درگیری با ایران، حفظ سبد رأی جنبش ماگا (MAGA) و بدنه حامیان ترامپ، مهار خشم عمومی ناشی از جهش قیمت بنزین و تورم کالاها در آمریکا، برنده شدن در انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره، حفظ کنترل جمهوری‌خواهان بر سنا و مجلس نمایندگان، و در نهایت جلوگیری از تبدیل شدن ترامپ به یک «رئیس‌جمهور بی‌خاصیت».

این‌ها دغدغه‌های واقعی و اولویت‌های بی‌چون‌وچرای ترامپ و اتاق فکر او در مقطع فعلی هستند.

قمار باخته بن‌سلمان؛ از التماس به آمریکا تا شرط‌بندی روی دیپلماسی چین

↩۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۴، دونالد ترامپ و محمد بن سلمان در مراسم امضای اسناد توافق در ریاض

🔴چن فنگ‌شین: از یک‌سو آمریکا دست رد به سینه سعودی‌ها زده است؛ اما از سوی دیگر، نباید فراموش کنیم که همین چندی پیش، عربستان سعودی «توافق دفاع مشترک مکه» را با ترکیه و پاکستان امضا کرد. طبق مفاد این پیمان مشترک، اگر عربستان هدف حمله قرار گیرد، ترکیه و پاکستان موظف‌اند آن را به مثابه حمله به خاک خود قلمداد کرده و کمک‌های لازم را روانه ریاض کنند. اما آیا ترکیه و پاکستان واقعاً چنین توانی دارند؟ آیا دست‌آخر معلوم نمی‌شود که این توافق دفاع مشترک هم چیزی جز یک ببر کاغذی نبوده؟

تانگ شیانگ‌لونگ: مسئله «ببر کاغذی» بودن نیست؛ ماجرا این است که هنوز زمان راستی‌آزمایی آن فرا نرسیده است. نقطه ضعف تمام پیمان‌های دفاع مشترک همیشه یک چیز است؛ آن هم اینکه این پیمان‌ها چک سفید امضا نیستند! این‌طور نیست که به محض وقوع هر نوع حمله‌ای، سازوکار دفاع مشترک خودبه‌خود کلید بخورد.

اگر به مناقشه عربستان و انصارالله نگاه کنیم، واقعیت امر این است که آغازگر ماجراجویی و تنش، خود عربستان بوده، نه حوثی‌ها. حملاتی که حوثی‌ها به خاک عربستان انجام می‌دهند، در ذات خود یک پاتک و پاسخ متقابل است.

ناتو هم پیش‌تر با موقعیت‌های مشابهی دست‌به‌گریبان بوده؛ هر نوع سناریوی درگیری مشمول بندهای دفاع جمعی نمی‌شود. بنابراین در حال حاضر، هم ترکیه و هم پاکستان دچار یک سردرگمی حقوقی شده‌اند که آیا اتفاقات فعلی اصلاً زیر چتر تعاریف این پیمان می‌گنجد؟ این لزوماً به این معنی نیست که آن‌ها از تعهد امنیتی خود به ریاض شانه خالی کرده‌اند، بلکه این تعهد اساساً در مختصات و سناریوی بحران حاضر صدق نمی‌کند.

نکته دوم این است که خیلی‌ها قدرت و جایگاه حوثی‌ها را دست‌کم گرفته‌اند. واقعیت این است که حوثی‌ها نفوذ قابل توجهی در گفتمان عمومی جهان اسلام دارند.

تا به امروز، انصارالله عملاً تنها نیرویی بوده که بی‌پروا رو در روی آمریکا سینه سپر کرده است؛ آن‌ها اگرچه با عربستان در جنگ‌اند، اما هم‌زمان این جرأت را داشته‌اند که با اسرائیل نیز وارد نبرد علنی شوند و حتی یک لحظه هم دست از حمایت میدانی از مردم فلسطین نکشیده‌اند. شما چنین موضع قاطع و شجاعانه‌ای را مدت‌هاست که در عربستان و بسیاری از دیگر کشورهای مسلمان پیدا نمی‌کنید.

به همین خاطر، اگر کشورهایی مانند ترکیه یا پاکستان بخواهند در حمله به حوثی‌ها جانب ریاض را بگیرند، زیر تیغ افکار عمومی جهان اسلام هیچ مشروعیت و توجیهی نخواهند داشت. شاید بنیه نظامی و تسلیحاتی خود حوثی‌ها روی کاغذ چشمگیر نباشد، اما همین که توانسته‌اند تا امروز این‌چنین باصلابت تاب بیاورند و سرپا بایستند، فی‌نفسه اتفاقی حیرت‌انگیز است.

قمار باخته بن‌سلمان؛ از التماس به آمریکا تا شرط‌بندی روی دیپلماسی چین

نکته سوم... شکست دادن حوثی‌ها مگر کار یکی دو روز است؟! به نظر شما قدرت نظامی عربستان از پاکستان یا ترکیه کمتر است؟ ابداً! پس چرا عربستان هر بار به حوثی‌ها برمی‌خورد، کاملاً قفل می‌کند و آچمز می‌شود؟ جوابش ساده است، جنگیدن با حوثی‌ها از بیخ و بن وحشتناک است.

مغلطه همیشگی روایت‌پردازی‌های رسانه‌ای غرب این است که داستان را از وسط قیچی می‌کنند و تمام بستر و تاریخچه رخدادها را دور می‌اندازند. اما ماجرای جنگ عربستان و حوثی‌ها را به هیچ وجه نمی‌شود این‌طور بدون پیش‌زمینه و بریده از تاریخ روایت کرد. وقتی بستر تاریخی را سانسور کنید، تنها چیزی که در قاب دوربین می‌ماند این است که امروز عربستان سراسیمه به این در و آن در می‌زند، به هر کسی التماس می‌کند تا بیاید و میانجی شود و از حوثی‌ها خواهش کند که دیگر موشک شلیک نکنند—طوری که انگار عربستان خودش قربانی بی‌گناه این ماجراست!

عربستان چطور می‌تواند قربانی باشد؟! اصلاً چند نفر واقعاً از ریشه‌ها و سابقه درگیری عربستان و حوثی‌ها سر درمی‌آورند؟ وقتی پدر بن‌سلمان، پادشاه فعلی عربستان، به تخت نشست، اولین پست سیاسی‌ای که به پسرش سپرد، وزارت دفاع بود؛ آن زمان بن‌سلمان تنها ۲۹ سال سن داشت. هنوز نیم‌ماه از تکیه زدنش بر این کرسی نگذشته بود که لشکرکشی به حوثی‌ها را کلید زد.

می‌دانید بن‌سلمان چند سال وزیر دفاع بود؟ نزدیک به ۸ سال؛ و در تمام این هشت سال، شب و روز با حوثی‌ها جنگید! در این هشت سال، آیا حتی یک نفر دلش برای حوثی‌ها سوخت یا صدای آن‌ها را به گوش جهان رساند؟

اما روی دیگر سکه را نگاه کنید... امروز که اسرائیل غزه را با خاک یکسان کرده، آیا سعودی‌ها جرأت دارند دهان باز کنند و حرفی بزنند؟ دقیقاً به خاطر همین پیشینه‌ است که حوثی‌ها تا این حد ضربه خورده اما پولادین و در میدان بسیار جان‌سخت بار آمده‌اند. واقعیت این است که تخاصم میان ریاض و حوثی‌ها، مسئله‌ای کاملاً دوجانبه است و هیچ دولت دیگری نمی‌تواند به این راحتی‌ها سرش را وسط این مهلکه فرو کند.

قمار باخته بن‌سلمان؛ از التماس به آمریکا تا شرط‌بندی روی دیپلماسی چین

↩۲۲ تیر، صنعا پایتخت یمن؛ لحظه بمباران هوایی فرودگاه بین‌المللی صنعا

امروز، سعودی‌ها به دنبال منطقه‌ای کردن بحران یمن هستند و مدام دست‌وپا می‌زنند تا کشورهای بیشتری را به این گرداب بکشانند. در جناح شرقی عربستان، جنگ‌طلبی آمریکا علیه ایران در نهایت کار را به بسته شدن تنگه هرمز کشاند؛ ماجرایی که هرگز تقصیر ایران نبود.

حال در جناح غربی، حوثی‌ها دقیقاً در همین برهه دست به یک پاتک مرگبار علیه عربستان زده‌اند؛ زمان‌بندی این حمله شاهکار بود و به‌خوبی نشان می‌دهد که انصارالله از دید و شمّ ژئوپلیتیک فوق‌العاده‌ای برخوردار است.

در حالت عادی، وقتی میان حوثی‌ها و عربستان جنگ می‌شد، تا زمانی که خطوط لوله انتقال نفت ریاض مسدود نمی‌شد و گلوگاه صادرات و واردات نفت بسته نمی‌ماند، سعودی‌ها کوچک‌ترین دردی حس نمی‌کردند.

فرض کنید چند فروند موشک شلیک می‌شد و دو تا تأسیسات پالایشگاهی را می‌زد، خب که چه؟ این دست حملات قبلاً هم بارها رخ داده بود. اما حالا ماجرا فرق می‌کند. وقتی راه تنفس از شرق و غرب هم‌زمان بسته می‌شود، تازه کارد به استخوان آل‌سعود می‌رسد و فریاد دردشان بلند می‌شود.

از نگاه حوثی‌ها، اگر امروز آمریکا پیش‌قدم شود و آن‌ها را به‌عنوان طرفی قابل‌مذاکره به رسمیت بشناسد، حدس من این است که موضع انصارالله بسیار انعطاف‌پذیرتر خواهد شد. اگر واشنگتن صراحتاً به حوثی‌ها بگوید «ما بنای حمله به شما را نداریم»، پیام ضمنی‌اش این خواهد بود که: «این دعوا، دعوای خودتان و سعودی‌هاست».

وقتی حتی آمریکا حاضر نیست درگیر شود، دیگر کدام کشور عاقلی حاضر است سرخود وارد معرکه شود و برای خودش دردسر بخرد؟ هیچ دلیلی برای چنین کاری وجود ندارد.

قمار باخته بن‌سلمان؛ از التماس به آمریکا تا شرط‌بندی روی دیپلماسی چین

و در نهایت، یک نکته بنیادین... به نظرم همه رابطه کنونی میان حوثی‌ها و ایران را بیش از حد ساده‌انگارانه تحلیل می‌کنند. امروز روابط ریاض و تهران تا حد زیادی تنش‌زدایی و آرام شده است. اگر رابطه انصارالله و تهران همچنان مثل الگوهای قدیمی گذشته بود—که در آن حوثی‌ها بدون کمک ایران حتی یک روز هم دوام نمی‌آوردند—دیگر نمی‌توانستند با چنین اعتمادبه‌نفسی در منطقه جولان دهند.

حوثی‌ها امروز اندوخته، استقلال عملیاتی و پشتوانه خاص خودشان را ساخته‌اند. بخش زیادی از تجهیزاتی که امروز در میدان به کار می‌گیرند، اصلاً معلوم نیست منبع تأمینش کجاست؛ تا جایی که حتی خود ایران هم چنین تسلیحاتی در زرادخانه‌اش ندارد. بنابراین، نه فشار آوردن بر ایران گرهی از کار عربستان باز می‌کند و نه آویزان شدن به آمریکا دردی را دوا خواهد کرد.

برآورد من این است که سعودی‌ها در مخمصه‌ای بی‌نهایت دشوار و لغزنده گیر افتاده‌اند. تنها راه پیش روی ریاض این است که مانند آمریکا، غرور خود را کنار بگذارد، پشت میز بنشیند و رو در رو با حوثی‌ها وارد بده‌بستان شود.

اما گره کور ماجرا همین‌جاست؛ در حالی که آمریکا قادر است با حوثی‌ها مذاکره کند، عربستان هنوز توان و اراده سیاسی نشستن پای چنین میزی را در خود نمی‌بیند. به همین دلیل معتقدم تا زمانی که آمریکا ابتدا با تهران به یک چارچوب دیپلماتیک برای مدیریت اوضاع خلیج فارس و کل منطقه غرب آسیا نرسد، هیچ آبی گرم نخواهد شد.

در حال حاضر همه بازیگران در حال ارزیابی و محک زدن یکدیگرند. پیش‌بینی من این است که پیش از انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا، ممکن است این فرمول قفل‌گشایی شود. اگر ترامپ بتواند قبل از روز رأی‌گیری، چارچوب صلحی دست‌وپا کند که زمینه خروج کم‌هزینه و آبرومندانه آمریکا از غرب آسیا را فراهم سازد، چنین روزنه‌ای باز خواهد شد؛ و تنها در بستر چنین چارچوبی است که شعله‌های خصومت میان ریاض و حوثی‌ها فروکش خواهد کرد.

آتش این منازعه، به زبان ساده، همان آتشی است که شخص بن‌سلمان در سال ۲۰۱۵ کبریت آن را کشید و دامن خودش را گرفت؛ اما حقیقت تلخ برای ریاض این است به تنهایی نمی‌تواند این آتش را خاموش کند.

🔴چن فنگ‌شین: از زمانی که آمریکا در ۹ اسفند دست به حمله علیه ایران زد، معادلات خاورمیانه به‌طور بنیادین زیر و رو شد. واقعیت این است که اگر واشنگتن خیال کند می‌تواند به تنهایی گره کور خاورمیانه را باز کند—خواه در پرونده ایران، خواه در ماجرای عربستان و حوثی‌ها—سخت در توهم است؛ این مسیر ناممکن است و ناگزیر همه راه‌ها دوباره به همان ‌چارچوب روابط چین و آمریکا ختم می‌شود.

قمار باخته بن‌سلمان؛ از التماس به آمریکا تا شرط‌بندی روی دیپلماسی چین

یادم می‌آید همین چند روز پیش، هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه اسبق آمریکا، در مصاحبه‌ای با رسانه‌های آمریکایی صحبت می‌کرد؛ زنی که نماد بی‌چون‌وچرای جریان حاکم و سمبل نئولیبرالیسم آمریکاست. او نیز به همین نکته اعتراف کرد که ترامپ با حمله به ایران، عملاً خودش را در دامی خودساخته گرفتار کرد و باعث شد واشنگتن در رقابت با پکن در موضع ضعف قرار بگیرد. اما نکته جالب و خنده‌دار آنجا بود که وقتی خبرنگار از هیلاری پرسید: «پس چاره حل بحران ایران چیست؟»، پاسخ او بی‌نهایت تماشایی بود؛ او گفت: «بهترین راه این است که با چین سر میز مذاکره بنشینیم و با لحنی منطقی گفت‌وگو کنیم تا چین به کمک آمریکا بیاید و با هم پرونده ایران را جمع‌وجور کنیم!»

وقتی این اعتراف را از زبان هیلاری شنیدم، واقعاً خنده‌ام گرفت و ماتم برد. با خودم فکر کردم آخر چطور رویتان می‌شود چنین حرفی بزنید؟! آمریکا این‌همه دسته‌گل به آب داده و آشوب به پا کرده، حالا چین دقیقاً تحت چه شرایط و با چه انگیزه‌ای باید بیاید و گندی که زدید را برایتان جمع کند؟!

دست بر قضا، اگر دقت کرده باشید، از اواخر ماه اوت به این سو، بازار جهانی نفت شاهد یک موج جهشی و سنگین صعودی بود. از منظر بازار مالی، قیمت نفت خام از ۴ شهریور بی‌وقفه اوج گرفت و سه هفته پیاپی در مدار صعودی تاخت.

یک عامل اصلی آن، تغییر موازنه در تنگه هرمز بود؛ جایی که ایران ابتکار عمل را در دست گرفت و دست به اقدامات متقابل علیه آمریکا زد. متغیر تعیین‌کننده دیگر، بی‌شک حوثی‌ها بودند. آن‌ها خطوط لوله انتقال نفت شرق به غرب عربستان را هدف قرار دادند و هم‌زمان، گلوگاه خروجی دریای سرخ، یعنی جزیره استراتژیک پریم در تنگه باب‌المندب را تحت کنترل خود درآوردند.

به این ترتیب، شاهرگ‌های ترانزیت نفت سعودی از هر دو طرف—هم از شرق و هم از غرب—کاملاً به بن‌بست خورد و با ضمیمه شدن حملات مستقیم به عمق خاک عربستان، بهای نفت خام سر به فلک کشید و از حوالی بشکه‌ای ۸۰ دلار تا بالای ۱۰۰ دلار اوج گرفت.

اما چطور شد که درست در همین چند روز اخیر، قیمت نفت ناگهان روندی ریزشی و نزولی به خود گرفت؟ اگر گزارش‌های تحلیل‌گران ارشد نفت در بازارهای مالی جهان را با دقت ورق بزنید، تقریباً همگی روی یک دلیل انگشت می‌گذارند: آن‌ها روی احتمال ورود و مداخله چین شرط بسته‌اند.

البته منظور از این مداخله، لشکرکشی یا ورود نظامی پکن نیست؛ بلکه اخباری به بیرون درز کرده مبنی بر اینکه ریاض با عجز و التماس به پکن متوسل شده و از رهبران چین خواسته است میانجی‌گری کنند؛ به این امید که پکن با نفوذ خود بر تهران اثر بگذارد و تهران نیز به نوبه خود حوثی‌ها را ترغیب کند تا آتش حملاتشان به عربستان را مهار کنند.

مسلماً در عالم واقعیت، مناسبات دیپلماتیک تا این حد خطی و ساده نیست و بازی‌های پشت پرده بسیار پیچیده‌تر از این حرف‌هاست. با این حال، واکنش بازارهای مالی بین‌المللی نشان می‌دهد غول‌های سرمایه‌گذاری جهان عمیقاً باور دارند که چین در این پرونده از وزن، نفوذ و اعتبار فوق‌العاده‌ای برخوردار است.

بنابراین شاهدیم که قمار نظامی آمریکا علیه ایران، عملاً نفوذ و هژمونی واشنگتن در خاورمیانه را با افولی تاریخی و تکانه‌ای تازه روبه‌رو کرده است. در این میان، اگر چین بخواهد پای خود را در خاورمیانه محکم‌تر کند و ضریب نفوذش را بالا ببرد، اهرم اصلی او نه ناوها و باروت‌های نظامی، بلکه قدرت اقتصادی و تجاری‌اش خواهد بود.

البته تبدیل این اهرم تجاری به نفوذ پایدار ژئوپلیتیک، نیازمند مانورهای دیپلماتیک ظریف و گسترده در پشت پرده است—بخشی که دست‌کم از نگاه وال‌استریت و بازارهای مالی، چشم‌انتظاری بسیار بالایی برای آن شکل گرفته است.

به نظرم این پارادوکس فوق‌العاده جالب است؛ همان‌طور که می‌گویند: «پول دروغ نمی‌گوید».

نوسانات امروز تابلوی بازارهای مالی جهان در واقع آینه‌ای از یک انتظار روانی است؛ بازارها به انتظار نشسته‌اند تا چین معادلات خاورمیانه را بازتعریف کند.

پایان/

منبع: https://m.guancha.cn/tangxianglong/2026_09_25_901745.shtml

۱۱ مهر ۱۴۰۵ - ۰۸:۰۰
کد مطلب: 35946

برچسب‌ها

اخبار مرتبط

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 0 + 0 =