به گزارش تحریریه، در برنامه «میزگرد دو سوی تنگه» (两岸圆桌派) که به عنوان تریبون اختصاصی نخبگان سیاسی برای بررسی تنشهای استراتژیک در آسیا شناخته میشود، کارشناسان از توقف طرح «اعدام پخش زنده» آغاز کرده و محاسبات سیاسی پشت انتخابات میاندورهای را بررسی میکنند.

شین چیانگ (信强): رئیس مرکز مطالعات تایوان دانشگاه فودان

تانگ شیانگلونگ (唐湘龙): روزنامهنگار و کارشناس رسانه

چِن فِنگشین (陈凤馨): کارشناس ارشد رسانه و مفسر اقتصادی در تایوان
🔴چن فنگشین (مجری): پیش از انتخابات، پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، پیشنهادی مطرح کرد... قرار بود نیدال حسن، سرگرد پیشین ارتش آمریکا که به جرم خیانت به اشد مجازات محکوم شده است، اعدام شود و روند اجرای حکم نیز بهصورت زنده از اینترنت پخش شود. ترامپ در ابتدا با این پیشنهاد موافقت کرد، اما در آخرین لحظه دستور توقف آن را داد؛ چراکه چهرههای سیاسی هر دو حزب دموکرات و جمهوریخواه با آن مخالفت کردند. حتی معاون رئیسجمهور، جیدی ونس، هم گفت: «من این پخش زنده را تماشا نخواهم کرد.»
این عقبنشینی چه معنایی دارد؟ چه تأثیری بر انتخابات میاندورهای خواهد گذاشت؟ و از این پس، باید آینده سیاسی هگست را چگونه ارزیابی کنیم؟
تانگ شیانگلونگ: معنای پخش زنده اینترنتی این است که تصاویر آن برای همیشه در فضای مجازی باقی میمانند. دردسر اصلی اینجاست که ماجرا چیزی نیست که مخاطب همان لحظه ببیند و بعد از ذهنش پاک شود؛ این تصاویر در اینترنت بهطور گسترده و برای مدتی طولانی ذخیره خواهند شد. به بیان دیگر، فرزندانِ فرزندان شما، حتی نسلهای بعدتر، هم این صحنه تیرباران را خواهند دید.
این ماجرا دو جنبه دارد. نخست اینکه، همانطور که فنگشین اشاره کرد، هگست این روزها بهشدت زیر ذرهبین رفته و مورد انتقاد قرار گرفته است. صادقانه بگویم، حتی اگر این حادثه هم رخ نداده بود، چنانچه ترامپ در انتخابات میاندورهای سوم نوامبر شکست بخورد، با توجه به روحیه و شخصیت او، بعید میدانم کابینهاش از موج خونین تغییرات در امان بماند.

فعلاً از سایر مسائل مربوط به هگست میگذریم؛ فقط در مورد جنگ با ایران، او مسئولیت سنگینی بر عهده دارد. همین جنگ است که ترامپ را امروز با چهرهای درهمشکسته و آشفته روبهرو کرده و آمریکا را در آستانه انتخابات میاندورهای در وضعیتی سرگردان، درمانده و بلاتکلیف قرار داده.
همه به یاد داریم که وقتی آمریکا و اسرائیل در ۲۸ فوریه حمله غافلگیرانه مشترکی را علیه ایران آغاز کردند، ابتدا تصور میشد جنگ همان روز اول تمام خواهد شد. بعد گفتند احتمالاً چهار روز طول میکشد؛ سپس صحبت از چهار هفته و بعد چهار ماه به میان آمد. حالا چه مدت گذشته است؟ هنوز نمیتوانند این جنگ را به پایان برسانند. و آنچه در عمل آسیب دیده، خود آمریکا و دولت ترامپ است.
بنابراین، اگر جنبش ماگا این بار با شکستی بیسابقه روبهرو شود، هگست بهاحتمال زیاد به یکی از محورهای اصلی بررسی و بازخواست در داخل آمریکا تبدیل خواهد شد. او قرار نیست صرفاً قربانی ماجرا یا بلاگردان باشد؛ او یکی از کسانی است که مسئول شناخته میشود.
در گذشته، وقتی درباره سیاست ترامپ بحث میکردیم، نخستین نکته این بود که ترامپ در انتخاب افراد، وفاداری را در اولویت قرار میدهد. اما در نظامی که وفاداری در آن بیش از اندازه پررنگ شود، معمولاً نتیجه چیزی جز دمدمیمزاجی در اداره امور و اجرای سیاستها نیست.
آیا شما هم این حس را دارید که بسیاری از اقدامات پرجنجال ترامپ، لزوماً از خود او سرچشمه نمیگیرد، بلکه نتیجه خودسری زیردستانش است؟ درباره هگست هم همینطور است. به نظر من، بسیاری از اقدامات شرورانه و ضدو نقیض او در ارتش از دید ترامپ دور مانده است؛ ترامپ یا از آنها خبر ندارد، یا اساساً در موقعیتی نیست که بتواند دربارهشان اظهارنظر کند، یا بعد از وقوع ماجرا دیگر نمیتواند همهچیز را کنترل کند.
اما این جریان، از آن مواردی است که ترامپ نمیتواند وارد نشود، چون درست پیش از انتخابات رخ داده است.
اما در این مورد، ترامپ ناچار بود شخصاً مداخله کند؛ چون این ماجرا درست پیش از انتخابات رخ داد.

↩ نیدال حسن، محکوم به اعدام
پخش زنده اعدام، در وهله نخست، مستقیماً ناقض متمم هشتم قانون اساسی آمریکا است؛ متممی که مجازاتهای خشن و نامتعارف را ممنوع میکند، چه رسد به اینکه چنین مجازاتی در معرض دید عموم قرار بگیرد. چنین کاری به آموزش و تربیت عمومی آسیب میزند و در جامعه هم بازتابی بسیار منفی خواهد داشت.
اینکه جنبش ماگا را جریانی سیاسی با مواضع افراطی و رادیکال توصیف کنیم، درست نیست. بدنه اصلی ماگا، از جمله افرادی مثل جیدی ونس و مجریانی که از فاکسنیوز جدا شدهاند، عموماً مدافع ارزشهای محافظهکارانه و باثباتاند. طبیعی است که آنها با کشتار آشکار، استفاده ابزاری از خشونت و تبدیل صحنه اجرای قانون به سرگرمی موافق نباشند.
اما هگستِ امروز، صحنه اجرای قانون را به نمایشی سرگرمکننده تبدیل میکند، خشونت دولتی را ابزار کارش میسازد، خونریزی را مایه تفریح میداند و کشتن را نوعی تخلیه هیجانی جلوه میدهد. این رویکرد هنوز فاصله زیادی با ارزشهای غالب در جامعه آمریکا دارد. بنابراین اظهارات اخیر هگست نشان میدهد که او درک درستی از فضای اجتماعی آمریکا ندارد و نمیتواند واکنش جامعه را بهدرستی بسنجد.
از واکنش فوری ترامپ هم واقعاً تعجب کردم؛ او در همان ابتدا با این پیشنهاد موافقت کرد. انگار او واقعاً نمیفهمد هر تصمیم یا اظهارنظرش چه واکنشی در جامعه برمیانگیزد.
بااینحال، ماجرا سرانجام با ترمز کشیدن ترامپ تمام شد. البته بهنظرم، از نظر سیاسی دیگر نمیتوان خسارت را جبران کرد؛ آسیب دیگر وارد شده است. در کوتاهمدت، راستش را بخواهید، چه این کار انجام شود و چه نشود، هر دو حالت ضربه بزرگی به ترامپ میزند. تفاوت همهچیز به نتیجه انتخابات میاندورهای بستگی دارد. اگر پس از انتخابات جمهوریخواهان هر دو مجلس را از دست بدهند، ترامپ با آسیب و فشار سنگینی روبهرو خواهد شد. در آن صورت، احتمالاً بهجای آنکه رویکردش را از اساس تغییر دهد، چهرهاش را عوض میکند و برای دو سال پایانی دوره ریاستجمهوریاش دست به تغییرات گسترده در کابینه میزند... هگست هم قطعاً در فهرست برکناریها خواهد بود.

🔴چِن فنگشین: نتیجه در سوم نوامبر (۱۲ آبان)، روز انتخابات میاندورهای، روشن میشود. میخواهم نظر شما را بپرسم، آقای شین چیانگ. این روزها در داخل آمریکا، در ارتباط با ترامپ، آشفتگیهایی دیده میشود. برای نمونه، اعضای تیمش شروع کردهاند به اینکه تقصیرها را گردن یکدیگر بیندازند. حالا که وضعیت انتخاباتی جمهوریخواهان تا این اندازه نامطلوب است، مقصر کیست؟
از سوی دیگر، همانطور که همین حالا گفتیم، طرح پخش زنده اعدام پس از مطرحشدن جنجال آفرید و بعد ناگهان متوقف شد. سخنگوی جدید کاخ سفید هم فقط پنج روز پس از آغاز به کارش جای خود را به فرد دیگری داد. سیاست آمریکا در قبال ایران بارها تغییر کرده و دولت برای تعلیق یا لغو تحریمهای روسیه نیز شتابزده عمل کرده است. همه اینها نشان میدهد که جمهوریخواهان در آستانه انتخابات میاندورهای در موضع ضعف قرار دارند.
اگر به نظرسنجیهای شرطبندیمحور پلتفرمهایی مثل پلیمارکت (Polymarket) نگاه کنیم، در صورت ازدستدادن مجلس نمایندگان، مهمترین مسئله برای جمهوریخواهان سنا خواهد بود. اما در حال حاضر، احتمال ازدستدادن کنترل سنا برای جمهوریخواهان ۶۵ درصد برآورد میشود؛ یعنی ممکن است دموکراتها کنترل کامل سنا را در دست بگیرند. اختلاف فعلی احتمالاً در چهار ایالت کلیدی رقم میخورد. براساس تازهترین نظرسنجیهایی که درباره این چهار ایالت دیدهام، نتیجه نهایی ممکن است ۵۳ به ۴۷ باشد؛ یعنی ۵۳ کرسی برای دموکراتها و ۴۷ کرسی برای جمهوریخواهان.
آقای شین، بهنظر شما آیا تیم ترامپ و خود او هنوز فرصت یا راهکاری برای مدیریت وضعیت انتخابات میاندورهای دارند؟
شین چیانگ: از شش ماه پیش، پیشبینی غالب این بود که دموکراتها مجلس نمایندگان را پس بگیرند. این ارزیابی تقریباً هیچ تغییری نکرده و در محافل مطالعات آمریکا نیز همچنان همین دیدگاه غالب است. اما تا سه ماه پیش، بیشتر تحلیلگران بر این باور بودند که جمهوریخواهان میتوانند با اختلافی بسیار ناچیز کنترل سنا را حفظ کنند.
آن ارزیابی بر این فرض استوار بود که اتفاق بزرگی رخ ندهد یا شرایطی پیش نیاید که بهشدت به ضرر جمهوریخواهان تمام شود. عواملی مانند اینکه قیمت نفت به افزایش خود ادامه میدهد یا نه، قیمت کالاها بالا میرود یا نه، ادامه درگیری با ایران چه پیامدهای سرریزی خواهد داشت و برخی تصمیمها و سیاستهای مشخص ترامپ چه اثری بر افکار عمومی میگذارد. اما حالا به نظر میرسد تقریباً همه این شرایط تحقق پیدا کردهاند.
به همین دلیل است که حالا حتی سناتورهای جمهوریخواه نیز عموماً معتقدند احتمال ازدستدادن سنا بسیار بالاست. در چند ایالت که بهطور سنتی پایگاههای سرخ و مستحکم جمهوریخواهان بهشمار میروند، از جمله کانزاس، آلاسکا و تگزاس، و همچنین در ایالت نسبتاً رقابتی اوهایو، نامزدهای جمهوریخواه برای سنا با نبردی سخت و نفسگیر روبهرو هستند.
از این وضعیت میتوان فهمید که نارضایتی و خشم افکار عمومی آمریکا، دستکم بر اساس آنچه ما میبینیم، از افزایش قیمت نفت، بالا رفتن هزینهها و آسیب دیدن اقتصاد و معیشت مردم، با سرعت زیادی در حال انباشته شدن و تشدید است؛ و این نارضایتی حالا به پیامدهای سیاسی آشکاری منجر شده است.
به همین دلیل میبینیم که ترامپ به تکاپو افتاده و واقعاً هم دستپاچه شده است. از دست دادن مجلس نمایندگان طبیعتاً میتواند او را با استیضاحهای متعدد روبهرو کند. اما شاید بتوان گفت آنقدر پرونده استیضاح روی بقیه مشکلات جمع میشود که دیگر یکی بیشتر یا کمتر فرقی نمیکند؛ بههرحال ترامپ در دوره نخست ریاستجمهوریاش نیز دو بار استیضاح شد.
اما اگر جمهوریخواهان سنا را با شکستی سنگین از دست بدهند، معنایش این است که اختیار قانونگذاری بهطور کامل در دست دموکراتها قرار خواهد گرفت.
البته چنین وضعیتی لزوماً ضربهای ویرانگر به ترامپ، بهویژه در حوزه اختیارات سیاست خارجی او، وارد نمیکند. در ساختار قدرت آمریکا، بخش عمده اختیار سیاست خارجی در دست رئیسجمهور است. بااینحال، کنگره همچنان قدرت قانونگذاری و نظارت را در اختیار دارد؛ همان چیزی که معمولاً از آن با عنوان «قدرت مالی» یا «اختیار بر سر کیسه پول» یاد میکنیم.
بنابراین، تقریباً همه طرحهای قانونی داخلی ترامپ و دستورکارهای سیاسیای که برای آنها اهمیت قائل است، بهشدت با مانع روبهرو خواهند شد؛ در این تردیدی نیست.

همزمان، پروندههای تحقیق درباره فساد ترامپ، اعضای خانوادهاش و نزدیکانش نیز بخش بزرگی از توجه سیاسی او را به خود مشغول خواهد کرد و منابع سیاسیاش را تحلیل خواهد برد. جمهوریخواهان هم دیگر نمیتوانند مانند دو سال گذشته در برابر ترامپ سر فرود بیاورند و بیچونوچرا از دستوراتش اطاعت کنند.
در چنین شرایطی، دوره ریاستجمهوری برای ترامپ به دورانی بسیار پرتنش، محدودکننده و تحقیرآمیز تبدیل خواهد شد؛ چیزی که با توجه به روحیه و شخصیت او، بههیچوجه قابلتحمل نیست.
او حالا برنامهای بسیار فشرده برای حضور در گردهماییها و کارزارهای انتخاباتی جمهوریخواهان آغاز کرده است. از سوی دیگر، با توجه به ویژگیهای شخصیتی ترامپ، به نظر میرسد او از همین حالا انداختن تقصیرها به گردن دیگران را شروع کرده است: اگر شکست بخوریم، تقصیر «اعلیحضرت» نیست؛ تقصیر دیگران است، بهخصوص زیردستانی که بهجای کمک، کار را خراب کردهاند.
اما اطرافیان ترامپ هم نمیخواهند در نهایت خودشان قربانی این ماجرا شوند و تقصیرات را به دوش بکشند. بنابراین، بازی پاسدادن مسئولیت از همین حالا شروع شده است. آنها جرأت ندارند تقصیر را مستقیماً گردن رئیس بیندازند؛ اما دستکم میتوانند آن را به گردن دیگران یا همکارانشان بیندازند تا خودشان زیر بار ننگین شکست در انتخابات میاندورهای یا خطاهای سیاستگذاری نروند.
همانطور که مجری اشاره کرد، سخنگوی کاخ سفید فقط پنج روز پس از آغاز به کارش برکنار شد. جایگاه سخنگوی کاخ سفید، برخلاف تصوری که ممکن است داشته باشیم، جایگاه کماهمیتی نیست. اینکه فردی را با چنین شتابی برای این سمت منصوب کنند و بعد هم با همان شتاب کنار بگذارند، صادقانه بگویم، در تاریخ سیاست آمریکا بسیار نادر است.
از همین میتوان دریافت که اداره درون کاخ سفید آشفته است و اختلافات و درگیریهای درونی روزبهروز تشدید میشود. برخی خبرها حاکی است آنکه سخنگوی تازهکار را از میدان به در کرده، سوزی وایلز، رئیس دفتر کاخ سفید بوده است. البته این فعلاً شایعهای تأییدنشده است، اما میتوان آن را تنها گوشهای از واقعیت پشت پرده دانست.
حالا ترامپ واقعاً نگران شده و جمهوریخواهان هم بهراستی مضطرباند. هر تعداد کرسی را که بتوانند حفظ کنند، برایشان غنیمت است؛ شاید در صورت خوششانسی، حتی بتوانند کنترل سنا را هم نگه دارند. از دستدادن هر دو مجلس برای ترامپ به معنای پرداخت هزینهای سنگین در عرصه سیاسی طی سالهای آینده خواهد بود. این همان چیزی است که اکنون بیش از همه او را نگران و درمانده کرده.

↩رئیس دفتر کاخ سفید، سوزی وِیلز در سمت چپ، و کیتی زکریا، سخنگوی کاخ سفید که تنها پنج روز در این سمت بود، در سمت راست
البته برخی این پرسش را مطرح میکنند که آیا ترامپ ممکن است راهبردش را تغییر دهد و بهجای جلب رضایت کامل پایگاه اصلی رأیدهندگانش، برای جذب رأیدهندگان میانهرو تلاش کند؟ بهنظر من، با توجه به شخصیت ترامپ، چنین کاری بعید است. این مسئله بیش از هر چیز به ویژگیهای شخصیتی او بازمیگردد.
از سوی دیگر، میزان مشارکت در انتخابات میاندورهای معمولاً پایینتر است. حتی در انتخابات ریاستجمهوری آمریکا نیز نرخ مشارکت حدود ۵۰ درصد است. بنابراین، بهنظر من مهمترین راهبرد انتخاباتی ترامپ در مرحله بعد این خواهد بود که همچنان پرچم ماگا را بالا نگه دارد، پیوسته احساس خطر و اضطراب را در میان هواداران اصلیاش تحریک کند و افراد بیشتری را به پای صندوقهای رأی بکشاند.
هرچه شمار بیشتری از هوادارانش رأی بدهند، احتمال پیروزی یا دستکم ایجاد یک فرصت نجات برای او بیشتر خواهد شد. برای ترامپ و تیم انتخاباتیاش، این یکی از ابتداییترین و شناختهشدهترین تاکتیکهای سیاسی است. بنابراین، در آینده احتمالاً شکاف، کشمکش و چندپارگی میان دو حزب دموکرات و جمهوریخواه آمریکا نهتنها کاهش نخواهد یافت، بلکه بیشتر هم خواهد شد.
🔴چن فنگشین: موافقم. در واقع، بهنظر من این پرسش مطرح است که آیا پس از پایان انتخابات میاندورهای، شخصیت ترامپ تغییر خواهد کرد؟ قطعاً چنین اتفاقی رخ نمیدهد. رویکرد ضدنظام و ضد ساختار سیاسی او همچنان ادامه خواهد داشت. در حقیقت، جریان ماگا از ابتدا نیز در مسیر مخالفت با ساختار سیاسی حاکم حرکت کرده است.
نکته کلیدی اینجاست که اگر ترامپ سنا را از دست بدهد، برای او یک شکست تمامعیار خواهد بود. در آن صورت، مسئولیت شکست طبیعتاً بر عهده خود او گذاشته میشود؛ حتی ممکن است این مسئولیت مستقیماً به جنگی نسبت داده شود که او علیه ایران به راه انداخته است. بنابراین، اینکه جنگ بعدی میان آمریکا و ایران سرانجام به چه شکلی پایان خواهد یافت، بیش از پیش اهمیت پیدا میکند و باید با دقت زیر نظر گرفته شود.

اینکه ترامپ و اعضای خانوادهاش چگونه در معرض استیضاح و تحقیر قرار خواهند گرفت، خود موضوع مهمی است. البته بهنظر من بعید است ترامپ واقعاً استیضاح شود، اما تحقیرشدن او اجتنابناپذیر خواهد بود. بااینحال، ترامپ پوستکلفت است و حتماً تلاش خواهد کرد این وضعیت را به روایتی متفاوت تبدیل کند و شکست را به شکل دیگری برای افکار عمومی توضیح دهد.
اما در نهایت، به گمان من «دوران پسا ترامپ» زودتر از آنچه تصور میشود خواهیم دید. اگر ترامپ شانسی برای نجات سنا بیابد، نفوذش همچنان بسیار بزرگ خواهد بود. اما اگر سنا را از دست بدهد، تأثیرش با سرعتی چشمگیر کمرنگ خواهد شد.
در چنین شرایطی، جمهوریخواهان حمایت خود را بر سر چه کسی متمرکز خواهند کرد؟ در حال حاضر، رقابت اصلی عملاً میان جیدی ونس، معاون رئیسجمهور، و مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، جریان دارد. اگر این حمایت حول ونس متمرکز شود، نفوذ جریان ماگا همچنان ادامه خواهد یافت. اما اگر روبیو به کانون حمایت جمهوریخواهان تبدیل شود، بخش قابلتوجهی از جریان سنتی و ساختارگرا بار دیگر به صحنه بازخواهد گشت.
بهنظر من، عصر پسا ترامپ احتمالاً در بلندمدت تأثیر بسیار بزرگتری بر آمریکا خواهد گذاشت.
پایان/
منبع: https://www.guancha.cn/xinqiang/2026_10_22_905265.shtml













نظر شما