مهار سقوط ین؛ کمک آمریکایی‌ها به ژاپن یا نجات خودشان؟

ژاپن سال‌ها نماد ثبات اقتصادی، صنعت پیشرفته و اتحاد مطمئن با آمریکا شناخته می‌شد؛ اما سقوط تاریخی ین، افول صنایع کلیدی و مداخله کم‌سابقه واشنگتن، تصویر متفاوتی را آشکار کرده است. آیا آمریکا واقعاً برای نجات متحد آسیایی خود وارد میدان شده است؟

به گزارش تحریریه، در برنامه تحلیلی «میزگرد دو سوی تنگه» که به عنوان تریبون اختصاصی نخبگان سیاسی برای بررسی تنش‌های استراتژیک در شرق آسیا شناخته می‌شود، منطق واقعی نهفته در پس مداخله مشترک آمریکا و ژاپن مورد بررسی قرار گرفت.

مهار سقوط ین؛ کمک آمریکایی‌ها به ژاپن یا نجات خودشان؟

گائو ژی‌کای (高志凯)

استاد دانشگاه سوژو و معاون مرکز اندیشکده جهانی‌شدن چین (CCG)

مهار سقوط ین؛ کمک آمریکایی‌ها به ژاپن یا نجات خودشان؟

جیه وِنجی (介文汲)

دیپلمات ارشد و مقام پیشین وزارت امور خارجه تایوان و تحلیلگر مسائل سیاسی

مهار سقوط ین؛ کمک آمریکایی‌ها به ژاپن یا نجات خودشان؟

سو هِنگ (苏恒)

رئیس هیئت‌مدیره انجمن تبادلات اقتصادی و تجاری دو سوی تنگه در تایوان

⭕سو هِنگ: در ۹ مرداد، آمریکا و ژاپن به‌طور مشترک اقدام به خرید ین کردند تا مانع ادامه سقوط سریع ارزش آن شوند. این مداخله واقعاً هم برای مدتی نتیجه داد؛ نرخ دلار که به حوالی ۱۶۳ ین رسیده بود، به‌سرعت پایین آمد و حتی در مقطعی به محدوده ۱۵۷ ین در برابر هر دلار سقوط کرد.

پس می‌خواهم از آقای جیه بپرسم: چرا آمریکا این‌بار حاضر شد شخصاً وارد میدان شود و به حمایت از ین کمک کند؟ این اقدام در ظاهر شبیه کمک به ژاپن است؛ اما اگر آن را از منظر اتحاد آمریکا و ژاپن و همچنین منافع خود ایالات متحده بررسی کنیم، آیا واشنگتن واقعاً در حال نجات ژاپن بود، یا در اصل می‌خواست از خودش و منافع مالی و اقتصادی‌اش محافظت کند؟

جیه وِنجی: مداخله آمریکا سه دلیل داشت.

نخست اینکه آمریکا نمی‌خواست ژاپن برای نجات ین، مدام اوراق خزانه‌داری آمریکا را که در اختیار دارد، روانه بازار کند و بفروشد.

دوم اینکه واشنگتن نمی‌خواست کاهش مداوم ارزش ین به جهش چشمگیر صادرات ژاپن منجر شود؛ زیرا چنین اتفاقی کسری تجاری از قبل نامتوازن میان آمریکا و ژاپن را وخیم‌تر می‌کرد. سرازیر شدن حجم عظیمی از کالاهای ژاپنی به بازار آمریکا نیز چیزی نیست که واشنگتن حاضر به پذیرش آن باشد.

مهار سقوط ین؛ کمک آمریکایی‌ها به ژاپن یا نجات خودشان؟

سوم اینکه نوسانات شدید ین ممکن بود به یک طوفان یا بحران مالی منجر شود؛ سناریویی که آمریکا در شرایط کنونی به‌هیچ‌وجه مایل به دیدن آن نیست. بنابراین، ورود آمریکا به این ماجرا صرفاً برای تأمین منافع خودش بوده.

در واقع اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، نیز شخصاً افشا کرده بود که در یادداشت خود رقمی بین ۵ تا ۱۰ میلیارد دلار را در نظر گرفته است. این رقم چندان بزرگ نیست. آمریکا صرفاً با بهره‌گیری از شگردهای عملیاتی بانک مرکزی و فدرال رزرو، ترتیبی داد تا ژاپن در قالب وام، برای مدتی کوتاه به منابع مالی لازم برای حمایت از ین دسترسی پیدا کند. به بیان ساده‌تر، واشنگتن مقداری دلار در اختیار توکیو گذاشت.

پس از این اقدام، اروپایی‌ها به‌شدت خشمگین شدند و آمریکا را متهم کردند که برای نجات ین، یورو فروخته است؛ اقدامی که به‌گفته آنان قواعد و عرف رایج میان بازیگران بازار را زیر پا می‌گذارد.

مهار سقوط ین؛ کمک آمریکایی‌ها به ژاپن یا نجات خودشان؟

↩ بسنت علناً فدرال رزرو را خطاب قرار داد و از آن خواست به حمایت از مداخله مشترک آمریکا و ژاپن در بازار ارز ادامه دهد.

البته آمریکا اهمیتی به این اعتراض‌ها نداد؛ چراکه این مداخله دست‌کم در کوتاه‌مدت، واقعاً به هدف خود رسید. از برخی تحلیلگران شنیدم که این اقدام در حقیقت هشداری مستقیم به همان کسانی بود که اصطلاحاً «لاشخورهای بازار ارز» نامیده می‌شوند؛ یعنی همان سرمایه‌های سوداگر بین‌المللی که مانند جورج سوروس در دوران بحران مالی آسیا، یک ارز مشخص را هدف حمله قرار می‌دهند.

پیام آمریکا به این سرمایه‌های سوداگر روشن بود: اگر قصد دارید علیه ین موضع فروش بگیرید و ارزش آن را پایین بکشید، ممکن است به هدفتان نرسید. همین هشدار باعث شد ارزش ین در کوتاه‌مدت به‌سرعت تثبیت شود.

بااین‌حال، بیشتر ناظران معتقدند که کاهش مداوم ارزش ین در شرایط کنونی، نه ناشی از ناتوانی دولت در نجات بازار است و نه به این دلیل رخ می‌دهد که آمریکا برای کمک وارد عمل نشده است. این روند در اصل از دو عامل سرچشمه می‌گیرد.

عامل نخست، شکاف بیش‌ازحد بزرگ میان نرخ بهره دلار و ین است. این اختلاف نرخ بهره، انگیزه و منابع مالی قدرتمندی برای معاملات سوداگرانه و کسب سود از تفاوت نرخ‌ها ایجاد کرده و در نتیجه، فشار سنگینی برای کاهش ارزش ین به وجود آورده است.

مهار سقوط ین؛ کمک آمریکایی‌ها به ژاپن یا نجات خودشان؟

دومین عامل، مشکلات موجود در ساختار اقتصادی خود ژاپن و افول همه‌جانبه قدرت رقابت این کشور است. صنعت خودروسازی ژاپن دیگر توان رقابت با چین را ندارد و صنایع الکترونیک این کشور نیز از ما و کره‌جنوبی عقب افتاده‌اند. درباره انرژی‌های نو که دیگر جای بحثی باقی نمی‌ماند؛ ژاپن عملاً در این حوزه چیزی برای عرضه ندارد و هوش مصنوعی‌اش هم چیزی جز بلوفی توخالی نیست.

از سوی دیگر، سانائه تاکایچی، نخست‌وزیر ژاپن، با تحریک چین، اوضاع را وخیم‌تر کرده است. او حتی در شرایط صلح، به استفاده از نیروی نظامی تهدید کرده و در امور داخلی چین، به‌ویژه مسئله تایوان، دخالت کرده است. این اقدامات باعث شده چین تحریم‌های اقتصادی همه‌جانبه‌ای علیه ژاپن اعمال کند؛ تحریم‌هایی که سایه‌ای سنگین بر اقتصاد ژاپن انداخته و خسارت‌هایی واقعی به این کشور وارد کرده است. همه این‌ها مشکلات ساختاری حل‌نشدنی هستند.

در چنین شرایطی، انتظار اینکه ین دوباره به شکوه گذشته برگردد و پیوسته ارزش خود را بالا ببرد، غیرممکن است. اینکه ارزش ین دیگر سقوط نکند، خود دستاوردی قابل توجه خواهد بود. بنابراین، همین مشکلات ساختاری باعث خواهد شد ین همچنان تضعیف شود.

برخی پیش‌بینی کرده‌اند که ارزش ین تا پایان سال ممکن است به ۱۷۰ ین در برابر هر دلار برسد. بسیاری نیز معتقدند نرخ کنونی، یعنی حدود ۱۶۵، در واقع محدوده‌ای معقول و متناسب با شرایط فعلی است.

بنابراین، ورود آمریکا فقط می‌تواند یک بحران فوری را موقتاً مهار کند؛ اما نمی‌تواند فقر و بیماری مزمن را درمان کند. روند تضعیف ین همچنان ادامه خواهد داشت.

مهار سقوط ین؛ کمک آمریکایی‌ها به ژاپن یا نجات خودشان؟

در نظام سیاسی آمریکا و ژاپن، سیاستمداران عمدتاً به کوتاه‌مدت و میان‌مدت اهمیت می‌دهند. چه کسی به بلندمدت فکر می‌کند؟ تاکایچی سانائه ممکن است تا پایان سال از قدرت کنار برود؛ پس منطق او این است که فعلاً هر کاری از دستش برمی‌آید انجام دهد و بحران را برای مدتی مهار کند؛ چه کسی چشم‌انداز نسل‌ها و قرن‌های آینده را می‌بیند؟

رئیس‌جمهور آمریکا نیز با چنین نگاهی عمل می‌کند. در حال حاضر، تمام سیاست‌های آمریکا بر انتخابات میان‌دوره‌ای ماه نوامبر متمرکز شده است و همه اقدامات برای همین هدف انجام می‌شود. درباره بقیه مسائل هم می‌گویند بعد از انتخابات میان‌دوره‌ای فکری به حالشان خواهیم کرد.

سانائه تاکایچی اکنون می‌کوشد محبوبیت داخلی رو به سقوط خود را نجات دهد؛ محبوبیت او به محدوده چهل‌ و چند درصد کاهش یافته است. به همین دلیل، او نیز فقط به منافع کوتاه‌مدت چشم دوخته است. در شرایطی که بدهی دولت ژاپن به حدود ۲۶۰ درصد تولید ناخالص داخلی رسیده، او همچنان می‌خواهد به وعده انتخاباتی خود برای لغو مالیات بر مصرف در ژاپن عمل کند. این نشان می‌دهد که دغدغه اصلی‌اش حفظ قدرت سیاسی خویش است و اساساً توجهی به آینده بلندمدت کشور ندارد.

وقتی مالیات‌ها را کاهش دهید، بانک مرکزی ژاپن دیگر چه مبنایی برای تنظیم و افزایش نرخ بهره خواهد داشت؟ همان‌طور که پیش‌تر اشاره کردیم، اختلاف نرخ بهره میان ین و دلار تقریباً به ۳ تا ۴ درصد رسیده است. همین شکاف، زمینه معاملات انتقالی و کسب سود از اختلاف نرخ بهره را فراهم می‌کند و به زخمی مرگبار برای ین تبدیل شده است.

اما بانک مرکزی ژاپن چگونه می‌تواند جرأت افزایش نرخ بهره را داشته باشد؟ بدون افزایش نرخ بهره، این مشکل حل نخواهد شد. به همین دلیل، معتقدم ژاپن در یک چرخه باطل گرفتار شده است.

در دل این چرخه باطل، رهبران آمریکا و ژاپن برای تأمین منافع کوتاه‌مدت خود توانستند به یک همکاری موقت و کوتاه‌مدت دست پیدا کنند؛ اما این همکاری نمی‌تواند مسیر توسعه اقتصادی دو کشور را در میان‌مدت و بلندمدت تغییر دهد.

بنابراین به باور من، ارزش ین همچنان به روند نزولی خود ادامه خواهد داد و بسیار محتمل است که تا پایان سال، نرخ آن به ۱ دلار در برابر ۱۷۰ ین برسد.

مهار سقوط ین؛ کمک آمریکایی‌ها به ژاپن یا نجات خودشان؟

⭕سو هِنگ: از تحلیل آقای جیه می‌توان دید که بزرگ‌ترین دلایل کاهش ارزش ین از یک سو افول مستمر توان رقابتی اقتصاد ژاپن است و از سوی دیگر، رفتارهای توسعه‌طلبانه و غیرمسئولانه دولت سانائه تاکایچی در حوزه نظامی و مالی؛ رفتارهایی که باعث شده بازار نسبت به ین ژاپن و توان رقابتی این کشور دچار بی‌اعتمادی عمیق شود.

استاد گائو، می‌دانیم که آمریکا و ژاپن در گذشته نیز بر سر مسئله نرخ ارز بدون اصطکاک نبوده‌اند؛ اما این‌بار وضعیت بسیار ویژه است. آمریکا مستقیماً در مداخله ارزی مشارکت کرد و اسکات بسنت بعدها حتی اعلام کرد که ایالات متحده هر کاری از دستش برآید برای حمایت از ژاپن در تثبیت ین انجام خواهد داد.

به نظر من، این اتفاق بسیار کم‌سابقه است. اینکه آمریکا مستقیماً چنین جمله‌ای را بر زبان بیاورد، واقعاً نادر است و سیگنال بسیار قدرتمندی ارسال می‌کند. بنابراین، آیا این بدان معناست که ادامه کاهش ارزش ین دیگر فقط مشکل خود ژاپن نیست و حتی ممکن است شروع به اثرگذاری بر تجارت آمریکا، بازار اوراق خزانه‌داری این کشور و ثبات کل نظام مالی جهانی کرده باشد؟ گذشته از عوامل اقتصادی و مالی، آیا پشت پرده کمک این‌بار آمریکا به ژاپن، ملاحظات بزرگ‌تر ژئوپلیتیکی و راهبردی نیز وجود دارد؟

گائو ژی‌کای: نخست باید گفت نرخ ۱۵۷ ین، خود یک فاجعه است؛ و رسیدن آن به ۱۶۴ ین، فاجعه‌ای بزرگ‌تر.

نکته دوم این است که آمریکا برای نخستین‌بار در پانزده سال گذشته با ژاپن دست به اقدام مشترک زد تا نرخ برابری ین را نجات دهد. اما به‌جای آنکه بگوییم آمریکا در حال نجات ین است، دقیق‌تر آن است که بگوییم آمریکا در حال نجات خودش است.

تا جایی که من اطلاع دارم، ژاپن در حال حاضر هنوز حدود ۱.۲۲ تریلیون دلار اوراق خزانه‌داری آمریکا در اختیار دارد. ژاپن برای نجات ین قصد داشت بخشی از اوراق بدهی آمریکا را که در اختیار دارد بفروشد؛ اما آمریکا با این کار موافقت نکرد.

برای همین آمریکا نقشه‌ای بسیار جالب طراحی کرد و به ژاپن گفت: «اوراقی که در اختیار داری، چیزی نیست که هر وقت خواستی بتوانی بفروشی؛ من اجازه فروش نمی‌دهم. اما می‌توانی همین اوراق را دوباره نزد من وثیقه بگذاری و من در مقابل، وام دلاری تازه‌ای به تو می‌دهم».

می‌بینید ماجرا چقدر عجیب است؟ ژاپن اوراق خزانه‌داری آمریکا را در اختیار دارد؛ این اوراق در اصل دارایی خود ژاپن است و توکیو باید حق مطلق در تصمیم‌گیری درباره آن داشته باشد. اما اکنون آمریکا اجازه فروش نمی‌دهد. ژاپن باید همچنان این اوراق را نگه دارد، در عین حال همان اوراق را وثیقه بگذارد تا وام دلاری جدید بگیرد و تازه بابت آن نیز بهره اضافه پرداخت کند.

مهار سقوط ین؛ کمک آمریکایی‌ها به ژاپن یا نجات خودشان؟

بنابراین، اقدام آمریکایی‌ها به‌هیچ‌وجه فداکارانه و از سر نوع‌دوستی نیست. نگرانی واقعی آن‌ها این است که اگر ژاپن دست به فروش اوراق خزانه‌داری آمریکا بزند، جایگاه دلار بیش از پیش آسیب ببیند و توان واشنگتن برای انتشار اوراق بدهی جدید نیز ضربه سنگین‌تری بخورد. هدف واقعی آمریکا همین است، نه نجات ین.

از سوی دیگر، آمریکا فقط چند میلیارد یا نهایتاً ده‌ها میلیارد دلار برای نجات ین اختصاص داده است؛ رقمی که اساساً توان متوقف‌کردن سقوط این ارز را ندارد. چراکه در آمریکا و حتی سراسر جهان غرب، سرمایه مالی به همه‌جا نفوذ می‌کند و جز سود، چیزی نمی‌شناسد. به‌محض آنکه سرمایه‌داران مالی به این نتیجه برسند که ین تحت‌تأثیر عوامل مختلف در مسیری نزولی قرار گرفته است، بی‌درنگ علیه آن موضع فروش می‌گیرند تا از سقوطش سود به جیب بزنند.

از این زاویه باید پرسید: آیا آمریکا آماده است برای نجات ین، ۱۰۰ میلیارد، یک تریلیون یا حتی ۱۰ تریلیون دلار وارد میدان کند؟

پاسخ روشن است: به‌هیچ‌وجه.

امروز خانه خود آمریکا آتش گرفته و واشنگتن حتی از نجات خودش هم عاجز است؛ پس چطور فرصت و توانش را دارد که به فکر نجات دلار یا ین باشد؟ بنابراین، اقدام این‌بار اسکات بسنت و دولت آمریکا در حقیقت برای نجات خودشان است. این نخستین نکته اساسی و بسیار مهم ماجراست.

مهار سقوط ین؛ کمک آمریکایی‌ها به ژاپن یا نجات خودشان؟

↩ «فهرست کارهای بسنت»: خرید ین به ارزش ۵ تا ۱۰ میلیارد دلار / تصویر از گزارش خبرگزاری رویترز

اما وضعیت کنونی اقتصاد ژاپن چگونه است؟ ژاپن کاملاً سردرگم است و نمی‌داند باید در چه مسیری حرکت کند.

همان‌طور که همه می‌دانند، تا پیش از سال ۲۰۱۰، ژاپن به‌مدت ۴۸ سال پیاپی بزرگ‌ترین اقتصاد آسیا و دومین اقتصاد بزرگ جهان بود. اما اکنون حجم اقتصاد چین به پنج برابر اقتصاد ژاپن رسیده است. افزون بر این، اقتصاد چین با قدرت در حال پیشروی است و ظرفیت و نیروی لازم برای ادامه رشد را نیز در اختیار دارد؛ چیزی که ژاپن از آن بی‌بهره است.

بسیاری از صنایعی که زمانی مزیت‌های ژاپن نامیده می‌شدند، اکنون در حال افول‌اند و در مقابل، این کشور در صنایع نوظهور نیز چیزی برای عرضه ندارد. برای مثال، ژاپن می‌خواهد صنعت نیمه‌رسانای خود را احیا کند؛ اما آیا واقعاً قادر است آن را به سرانجام برساند؟ در شرایط کنونی، هزینه تولید نیمه‌رسانا در ژاپن ممکن است حتی از تایوان هم بیشتر باشد.

از این منظر، ژاپن تنها یک راه پیش رو دارد: صلح را در آغوش بگیرد و اجازه ندهد یک قدرت بزرگ از آن به‌عنوان مهره بازی خود استفاده کند.

اگر ژاپن همچنان بخواهد مسیر نظامی‌گری را دنبال کند، آنچه در انتظارش خواهد بود، روبرو شدن با «بند دولت‌های دشمن» در منشور سازمان ملل متحد است.

مهار سقوط ین؛ کمک آمریکایی‌ها به ژاپن یا نجات خودشان؟

↩ مفاد موسوم به «دولت‌های دشمن» در منشور سازمان ملل، ناظر بر کشورهای شکست‌خورده جنگ جهانی دوم، از جمله ژاپن و آلمان است.

برخی در ژاپن به‌دنبال ساخت بمب اتمی هستند. من بارها در محافل بین‌المللی گفته‌ام: روزی که ژاپن به سلاح هسته‌ای دست پیدا کند، همان روز آغاز نابودی ژاپن خواهد بود. زیرا چین هرگز اجازه نخواهد داد ژاپن بمب اتمی بسازد.

پس خانم سانائه تاکایچی، هرچند نام خانوادگی تو هم مانند من «گائو» است، اما اعمال و رفتارت مرا به‌شدت خشمگین کرده است. از میان این‌همه نام خانوادگی، چرا باید نامت گائو باشد؟ واقعاً عقل و هوشت را از دست داده‌ای؟ مگر فراموش کرده‌ای که ژاپن کشوری شکست‌خورده در جنگ است؟ مگر یادت رفته که در منشور سازمان ملل متحد هنوز «بند دولت‌های دشمن» وجود دارد؟

اگر واقعاً بخواهی با آتش بازی کنی، سرانجام کاری خواهی کرد که وجب‌به‌وجب خاک ژاپن به دریایی از آتش تبدیل شود و تمام ۱۲۰ میلیون شهروند این کشور، قربانی تو شوند.

به باور من، چین و آمریکا قطعاً راهی پیدا خواهند کرد تا به ژاپن بگویند این خیال را برای همیشه از سرت بیرون کن؛ به فکر ساخت بمب اتمی نباش. مگر از ساخت سلاح هسته‌ای چه هدفی داری؟ می‌خواهی انتقام بمباران اتمی هیروشیما و ناگازاکی را بگیری، یا نقشه دیگری در سر داری؟

ژاپن مدام دست به تحرکات تازه می‌زند و اخیراً حتی چیزی به نام «یگان عملیات فضایی» راه انداخته است. این کشور روی زمین هم حق انجام عملیات نظامی ندارد؛ حالا می‌خواهد به فضا برود و آنجا عملیات رزمی به راه بیندازد؟ همین مسئله نشان می‌دهد ذهنیت ژاپن به چه مرحله خطرناکی رسیده است.

مهار سقوط ین؛ کمک آمریکایی‌ها به ژاپن یا نجات خودشان؟

↩ قربانیان غیرنظامی چین در جریان تجاوز ژاپن و جنگ دوم چین و ژاپن؛ برآوردها از کشته‌شدن حدود ۱۵ تا ۲۰ میلیون چینی در این دوره حکایت دارد.

ژاپن فقط یک راه پیش رو دارد: باید هوشیارانه این واقعیت تاریخی را بپذیرد که در سال ۱۹۴۵ بدون هیچ قیدوشرطی تسلیم شد؛ از جمله در برابر چین. ژاپن دیگر هرگز نمی‌تواند به تهدیدی نظامی علیه چین تبدیل شود؛ زیرا اگر بار دیگر چنین تهدیدی ایجاد کند، با خطر نابودی کامل روبه‌رو خواهد شد.

چرا ژاپن به‌جای این ماجراجویی‌ها، بر توسعه درست و اصولی اقتصاد خود تمرکز نمی‌کند؟ در غیر این صورت، همان‌طور که آقای جیه گفت، ممکن است نرخ تا پایان سال به ۱۷۰ ین سقوط کند. حتی به نظر من، اگر آن زمان مؤسسات مالی غربی دسته‌جمعی به ین حمله کنند، بعید نیست نرخ آن را تا ۲۰۰ ین نیز پایین بکشند. باید تا پایان امسال صبر کنیم و ببینیم چه اتفاقی خواهد افتاد.

در آینده، اقتصاد ژاپن تا چه جایگاهی در رتبه‌بندی اقتصادهای جهان سقوط خواهد کرد؟ به گمان من، هنگامی که آمار نهایی اندازه اقتصادها در سال ۲۰۲۶ تا پایان امسال منتشر شود، غرور و احساس برتری ژاپنی‌ها به‌طور کامل درهم خواهد شکست.

اکنون آمریکا می‌خواهد ژاپن را به نیروی نیابتی خود تبدیل کند؛ می‌خواهد فیلیپین را نیز در نقش نیابتی به میدان بیاورد و حتی مهره‌های دیگری را وارد بازی کند. اما هیچ‌یک از این ترفندها نمی‌تواند کارساز باشد.

زیرا همان‌طور که آقای جیه به‌درستی اشاره کرد، انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا در پیش است و احتمال زیادی وجود دارد که حزب دموکرات بار دیگر کنترل مجلس نمایندگان را به دست بگیرد. اگر چنین اتفاقی رخ دهد، ممکن است دونالد ترامپ به یک رئیس‌جمهور بی‌خاصیت تبدیل شود؛ رئیس‌جمهوری که دیگر قدرت و فضای مانور سیاسی گذشته را نخواهد داشت.

پایان/

منبع: https://m.guancha.cn/gaozhikai/2026_08_12_827024.shtml

۲۸ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۲:۰۰
کد مطلب: 35646

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 0 + 0 =