به گزارش تحریریه، پروفسور لیو ژونگمین(刘中民)، پژوهشگر برجسته و استاد مؤسسه مطالعات خاورمیانه دانشگاه مطالعات بینالمللی شانگهای، در گفتوگویی با روزنامه وِنهویی(文汇报) درباره جنگ اقتصادی آمریکا علیه ایران سخن گفت.
⭕آیا ایران میتواند «خفهسازی اقتصادی» را تاب بیاورد؟
آمریکا قصد دارد بار دیگر یک ضربه سنگین به ایران وارد کند. اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، روز ۲۹ مرداد تهدید کرد که دولت ترامپ تحریمهایی را علیه ایران اعمال خواهد کرد که «شدیدترین تحریمها در تاریخ» خواهند بود و «بزرگترین و هماهنگترین انزوای اقتصادی ایران در تاریخ» را رقم خواهند زد.
اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، روز ۳۱ مرداد اعلام کرد که ادعای آمریکا درباره اعمال تحریمهای اقتصادی جدید علیه ایران، چیزی فراتر از یک «جنگ اقتصادی غیرقانونی مستمر علیه یک کشور مشخص» است و از منظر حقوق بینالملل، هیچ مبنایی ندارد.
محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی ایران، اظهار داشت که باید طرحی برای مقابله با تحریمها تدوین شود.
محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، نیز به کشورهای منطقه هشدار داد که در جنگ اقتصادی آمریکا علیه ایران مشارکت نکنند؛ در غیر این صورت ایران آنها را دشمن خود تلقی خواهد کرد.

⭕چرا سیاست آمریکا در قبال ایران از حمله نظامی به «خفهسازی اقتصادی» تغییر کرده است؟ آیا ایران از تابآوری اقتصادی کافی برای مقابلهای آرام و مطمئن برخوردار است؟ کشورهای منطقه چه تصمیمی خواهند گرفت؟
چرخش آمریکا بهسوی تحریمهای اقتصادی
کاخ سفید هنوز جزئیات اقدامات موسوم به «شدیدترین تحریمهای تاریخ علیه ایران» را اعلام نکرده است. بااینحال، بر اساس مواضع اخیر مقامهای آمریکایی، به نظر میرسد واشنگتن قصد دارد محدودیتهای بیشتری بر فعالیتهای اقتصادی و تجاری ایران اعمال کند و فشار بر شرکای تجاری تهران را نیز افزایش دهد.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، روز ۲۸ مرداد اعلام کرد که واشنگتن علیه ایران اقدام اقتصادی ویرانگری به راه خواهد انداخت و گفت این اقدام، «جنگ اقتصادی و انزوای اقتصادی» در مقیاسی بیسابقه خواهد بود. او هشدار داد هر کشوری که به مؤسسات مالی، شرکتها، فرودگاهها یا نهادهای دولتی خود اجازه دهد از ایران حمایت کنند، با پیامدهای اقتصادی عظیمی روبهرو خواهد شد.
ترامپ خواستار توقف فوری فعالیتهایی مرتبط با ایران از جمله قاچاق نفت، مبادلات ارزی، انتقال پول نقد، ثبت کشتیها و استفاده از شرکتهای صوری شد و از متحدان آمریکا نیز خواست برای منزوی کردن ایران با واشنگتن همراه شوند.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، نیز هشدار داد که اقدامات بیسابقه واشنگتن برای انزوای اقتصادی ایران، با محاصره تنگه هرمز همراه خواهد شد؛ محاصرهای که به گفته او با هدف جلوگیری از ورود هرگونه کالا به بنادر ایران یا خروج آن از این بنادر انجام میشود.
لیو ژونگمین، معاون رئیس انجمن خاورمیانه چین و استاد مؤسسه مطالعات خاورمیانه دانشگاه بینالمللی شانگهای، اظهار داشت که با توجه به مواضع فوق، آمریکا احتمالاً بیش از هر چیز بر هژمونی مالی جهانی خود و نظام اعمال صلاحیت قضایی فرامرزی تکیه خواهد کرد تا شبکهای چندلایه از محاصره اقتصادی علیه ایران ایجاد کند.

به گفته او، ابزارهای اصلی این سیاست شامل مسدودسازی هدفمند صادرات انرژی ایران، جلوگیری از دسترسی تهران به کانالهای تسویهحساب برونمرزی با دلار، محاصره کامل مواد راهبردی در حوزههای کلیدی تجارت و تشدید روند مسدود کردن داراییهای ایران در خارج از کشور خواهد بود.
لیو ژونگمین معتقد است این تحولات نشان میدهد سیاست دولت ترامپ در قبال ایران از حمله نظامی به خفقان اقتصادی تغییر مسیر داده است؛ تغییری که حاصل تأثیر همزمان عوامل گوناگون است.
از یک سو، جنگ در وضعیتیست که هر دو طرف برای ادامه جنگ یا برقراری صلح با سختی روبهرو هستند. ارتش آمریکا نیز با وضعیت دشواری مواجه شده است؛ ذخایر مهمات آن رو به اتمام است و ظرفیت تولید صنایع نظامی آمریکا پاسخگوی نیازهای جنگی نیست. در چنین شرایطی، در مقایسه با وادار کردن ایران از طریق تهدید و فشار نظامی، هزینههای جنگ اقتصادی برای آمریکا نسبتاً کمتر است.
از سوی دیگر، با ورود انتخابات میاندورهای آمریکا به شمارش معکوس ۱۰۰ روزه، انتقاد افکار عمومی این کشور از سیاست دولت ترامپ در خاورمیانه نیز هر روز شدیدتر میشود. بسیاری از آمریکاییها کاخ سفید را متهم میکنند که در مسئله ایران جنگهای زیادی به راه انداخته، پولهای زیادی هزینه کرده، اما به نتیجهای نرسیده است.
دولت ترامپ اکنون با اتخاذ تدابیر سختگیرانه اقتصادی علیه ایران، میکوشد به رأیدهندگان نشان دهد که همچنان قدرتمند و قاطع است؛ اما در عین حال میخواهد از هزینههای سیاسی ناشی از تشدید درگیری نظامی نیز دور بماند.

بااینحال، آغاز جنگ اقتصادی آمریکا علیه ایران با تناقضی روبهروست که هر روز آشکارتر میشود: هرچه تحریمها شدیدتر شوند، عرضه انرژی در بازارهای جهانی بیشتر تحت فشار قرار میگیرد و هزینهای که مصرفکنندگان و شرکتهای آمریکایی باید بپردازند نیز افزایش خواهد یافت.
آمریکا میکوشد ایران را وادار کند هزینه جنگ اقتصادی را بپردازد؛ اما این صورتحساب ممکن است سرانجام در پمپ بنزینها، سفره خانوادهها و ترازنامه شرکتهای آمریکایی ظاهر شود.
ترامپ قصد دارد از این طریق حمایت عمومی از خود را افزایش دهد؛ اما در عمل، ممکن است محبوبیت او در سایه قیمت بالای نفت و تورم فزاینده بیش از پیش کاهش پیدا کند.
⭕تابآوری اقتصادی ایران همچنان پابرجاست
برای ایران، فشار حداکثری ممکن است در کوتاهمدت اقتصاد کشور را تحتتأثیر قرار دهد، اما بعید است بتواند ایران را بهطور کامل خفه کند. افزون بر این، تهران همچنان اهرم راهبردی مهمی به نام تنگه هرمز را در اختیار دارد و رویارویی دو طرف همچنان ادامه دارد.
لیو ژونگمین میگوید «قدرت واقعی تخریب جنگ اقتصادی فقط در کمتر فروختن نفت خلاصه نمیشود؛ بلکه در فشاری است که بهطور مداوم بر منابع ارزی، درآمدهای دولتی و فضای مصرف مورد نیاز ایران برای حفظ گردش عادی اقتصاد وارد میکند.»
صندوق بینالمللی پول پیشبینی کرده است که تولید ناخالص داخلی واقعی ایران در سال جاری ۵.۴ درصد کاهش یابد و شاخص قیمت مصرفکننده نیز ۶۸.۹ درصد افزایش پیدا کند. این ارقام نشان میدهد که اگرچه اقتصاد ایران در کوتاهمدت با فروپاشی کامل مواجه نخواهد شد، اما همزمان گرفتار رکود و تورم شدید خواهد بود؛ وضعیتی که فشار سنگینی بر اقتصاد کشور وارد میکند.
با وجود این، نباید تابآوری اقتصادی خود ایران را نادیده گرفت. ایران طی چند دهه گذشته همواره زیر فشار تحریمهای شدید آمریکا و غرب قرار داشته است؛ بااینحال، این تحریمها نتوانستهاند شریانهای حیاتی اقتصاد ایران را قطع کنند. برعکس، تهران در این مدت تجربه گستردهای برای مقابله با تحریمها اندوخته و مجموعهای از سازوکارهای جنگ اقتصادی را ایجاد کرده است.
این سازوکارها شامل خودکفایی در صنایع پایه، ایجاد شبکههای تجاری منطقهای، مبادله نفت در برابر کالا و توسعه تجارت غیردلاری است.

از سوی دیگر، ایران قرار نیست دست روی دست بگذارد. تنگه هرمز همچنان یک اهرم مؤثر در چانهزنی ایران و یکی از ابزارهای کلیدی تهران برای مقابله با آمریکا به شمار میرود. از نگاه ایران، بستن تنگه هرمز هزینه اقتصادی سنگینتری بر آمریکا تحمیل خواهد کرد؛ هزینهای که ممکن است از زیانهای ناشی از تحریمها برای ایران بیشتر باشد. به همین دلیل، تهران احتمالاً با واشنگتن وارد «جنگ ارادههای اقتصادی» خواهد شد تا آمریکا را وادار کند زودتر از مواضع خود عقبنشینی کند.
افزون بر این، ایجاد مسیرهای متنوع برای ارتباطات و مبادلات فرامرزی نیز میتواند به یکی از گزینههای ایران برای خنثی کردن فشارها تبدیل شود. برخی کارشناسان ایرانی گفتهاند که تهران در حال آمادهسازی چندین طرح مقابلهای است؛ از جمله حفظ ارتباطات خارجی از طریق دیگر گذرگاههای زمینی و دریایی و ایجاد مسیرهای جایگزین تجاری با اتکا به کشورهای پیرامونی.
لیو ژونگمین معتقد است با توجه به چرخه زمانی رویارویی ایران و آمریکا، اگر خفهسازی اقتصادی واشنگتن در کوتاهمدت نتیجه ندهد، بهویژه اگر آمریکا نتواند به هدف خود برای باز نگه داشتن تنگه هرمز دست یابد، این سیاست احتمالاً در نهایت با شکست مواجه خواهد شد.

⭕کشورهای منطقهای با یک دوراهی روبرو هستند
این کشورها یکی از متغیرهای کلیدی در تعیین سرنوشت جنگ اقتصادی هستند و آمریکا و ایران هر دو بهشدت در تلاشاند حمایت آنها را به دست آورند. ترامپ از همه متحدان آمریکا خواسته است در کنار واشنگتن، ایران را منزوی کرده و تهدید ایران را شکست دهند. در مقابل، محسن رضایی هشدار داده است که اگر کشورهای پیرامون ایران در این جنگ اقتصادی در کنار آمریکا بایستند، «از خلیج فارس و تنگه هرمز حتی یک قطره نفت نیز خارج نخواهد شد».
لیو ژونگمین اظهار داشت که کشورهای منطقه، بهویژه اعضای شورای همکاری خلیج فارس، از یک سو با تهدیدهای آمریکا و از سوی دیگر با فشارهای ایران روبهرو هستند و در موقعیتی دشوار و دوگانه قرار گرفتهاند. ازاینرو، رویکرد آنها در عمل نیز تفاوتهای آشکاری خواهد داشت.
کشورهایی مانند امارات متحده عربی، بحرین و کویت که از سوی ایران آسیب بیشتری دیدهاند―بهویژه امارات و بحرین که به پیمانهای ابراهیم پیوستهاند―سیاستی مبتنی بر همکاری فعال با آمریکا در پیش خواهند گرفت. امارات پیشتر نیز بهصراحت اعلام کرده بود که روابط اقتصادی خود با ایران را قطع خواهد کرد.
کشورهایی مانند عربستان سعودی، قطر و عمان نیز تا اندازهای با سیاستهای آمریکا همراهی خواهند کرد؛ اما همزمان همچنان نقش میانجی در درگیری آمریکا و ایران را بر عهده خواهند داشت و برای بازگرداندن تهران و واشنگتن به مسیر مذاکره تلاش خواهند کرد.
اما درباره کشورهایی مانند عراق، کشورهای قفقاز جنوبی و افغانستان که با ایران مرز مشترک دارند، حتی در صورت همکاری با آمریکا، بستن کامل مسیرهای زمینی ارتباطی آنها با ایران و متوقف کردن تجارت خاکستری میان این کشورها و تهران بسیار دشوار خواهد بود.
همین مسئله نیز فضای تنفسی معینی برای ایران فراهم میکند. حتی اگر تهران با فشار بسیار شدیدی روبهرو شود، باز هم راهی برای ادامه حرکت رو به جلو پیدا خواهد کرد.
پایان/
منبع: https://mideast.shisu.edu.cn/37/33/c3991a210739/page.htm













نظر شما