روابط تهران-پکن؛ از اعتماد سیاسی تا معماری آینده

اعتماد سیاسی، پایه روابط است؛ شناخت فرهنگی، به آن عمق می‌بخشد؛ همکاری اقتصادی، منافع مشترک ایجاد می‌کند؛ و هم‌آفرینی تمدنی، به این رابطه چشم‌اندازی ماندگار می‌دهد. اگر بتوانیم این چهار عنصر را در کنار یکدیگر قرار دهیم، روابط ایران و چین می‌تواند به الگویی برای همکاری میان تمدن‌ها در جهان چندقطبی آینده تبدیل شود.

پنجاه‌وپنج سال روابط رسمی، بی‌تردید نقطه عطفی مهم در تاریخ معاصر دو کشور است؛ اما پیوند ایران و چین بسیار فراتر از این پنج دهه است. قرن‌ها پیش از آنکه روابط دیپلماتیک به معنای امروزین شکل گیرد، دو تمدن بزرگ ایران و چین از طریق جاده ابریشم با یکدیگر ارتباط داشتند و از این طریق بخشی از تجربه تمدنی خود را مبادله می‌کردند. لذا به نظر می‌رسد تاریخ روابط ایران و چین یکی از نمونه‌های دیرپای گفت‌وگوی تمدن‌ها در آسیا است.

امروز، در پنجاه‌وپنجمین سال روابط دیپلماتیک، این پرسش اساسی پیش روی ماست که چگونه می‌توان میراث این ارتباط تاریخی را به سرمایه‌ای برای ساختن آینده تبدیل کرد؟ به باور من، پاسخ در عبور از همکاری‌های متعارف به سوی مشارکت راهبردی، هم‌افزایی فرهنگی و هم‌آفرینی تمدنی نهفته است.

اگرچه پنجاه‌وپنج سال گذشته، دوران مهمی برای تثبیت و گسترش روابط سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ایران و چین بوده است، اما امروز جهان در شرایطی متفاوت قرار دارد. روابط بین‌الملل و ساختارهای اقتصادی و سیاسی جهان در حال تحول است؛ قدرت‌های جدید در حال ظهورند و کشورهای آسیایی بیش از گذشته در شکل‌دهی به نظم آینده جهانی نقش ایفا می‌کنند. در چنین شرایطی، روابط ایران و چین می‌تواند معنایی فراتر از یک رابطه دوجانبه داشته باشد.

ایران و چین دو کشور مستقل و دو تمدن کهن هستند که هر یک تجربه‌ای عمیق و متفاوت از تاریخ، دولت، جامعه و توسعه در اختیار دارند. این دو تمدن، با وجود تفاوت‌های فرهنگی و تاریخی، در بسیاری از ارزش‌های اجتماعی نیز نقاط مشترک قابل توجهی دارند. احترام به خانواده، جایگاه علم و حکمت، اهمیت آموزش، اخلاق و مسئولیت اجتماعی، احترام به سالمندان، سخت‌کوشی، اعتدال، توجه به منافع عمومی و حفظ میراث فرهنگی، بخشی از این اشتراکات ارزشمند هستند. حال باید پرسید، چگونه می‌توان آنها را به ظرفیت‌های واقعی همکاری تبدیل کرد؟

به نظر می‌رسد اصل مهم برای آینده روابط ایران و چین این است که ارزش‌های مشترک را به همکاری‌های مشترک و همکاری‌های مشترک را به زنجیره‌های ارزش مشترک تبدیل کنیم. این امر می‌تواند یکی از مهم‌ترین ایده‌های راهبردی برای مرحله جدید روابط دو کشور باشد.

در امتداد جاده ابریشم تاریخی، امروز باید جاده ابریشم نوینی از دانش، فناوری، نوآوری، فرهنگ و سرمایه انسانی ایجاد کنیم. امروزه، توانایی خلق ارزش از طریق دانش، فناوری، فرهنگ، خلاقیت و سرمایه انسانی اهمیت روزافزونی یافته است.

ایران با موقعیت جغرافیایی ممتاز، منابع انرژی، ظرفیت‌های علمی و انسانی، بازار منطقه‌ای و میراث فرهنگی گسترده و چین با ظرفیت‌های عظیم صنعتی، فناورانه، زیرساختی، مالی، مدیریتی و جایگاه بین‌المللی برخوردار است. ترکیب این ظرفیت‌ها می‌تواند زمینه‌ساز شکل‌گیری پروژه‌هایی باشد که در آن، همکاری بر اساس خلق ارزش متقابل شکل گیرد. در چنین چارچوبی، همکاری اقتصادی دیگر صرفاً به معنای تجارت کالا نیست؛ بلکه به معنای تولید مشترک، انتقال دانش و فناوری، سرمایه‌گذاری، نوآوری و خلق ارزش افزوده مشترک است.

اما باید اذعان کرد که هیچ رابطه راهبردی بدون شناخت متقابل ملت‌ها پایدار نخواهد ماند. روابط پایدار تنها با توافق‌های سیاسی و اقتصادی ساخته نمی‌شوند؛ زمانی عمق و ماندگاری پیدا می‌کنند که ملت‌ها یکدیگر را به‌درستی بشناسند و درک کنند. از این رو، در کنار دیپلماسی رسمی، باید دیپلماسی فرهنگی، علمی و مردمی را بیش از پیش تقویت کنیم.

ما به نسلی نیاز داریم که نه‌تنها زبان یکدیگر را بداند، بلکه منطق فرهنگی، تاریخ و جهان‌بینی یکدیگر را نیز بشناسد. از این منظر، توسعه آموزش زبان فارسی در چین و زبان چینی در ایران، گسترش ایران‌شناسی و چین‌شناسی، ایجاد کرسی‌های مشترک دانشگاهی و افزایش تبادل استاد و دانشجو، صرفاً اقدامات آموزشی نیستند؛ بلکه سرمایه‌گذاری برای آینده روابط دو کشور هستند.

برای آنکه این چشم‌انداز از سطح ایده به مرحله عمل برسد، اجازه دهید هفت راهبرد عملی را پیشنهاد کنم؛ راهبردهایی که می‌توانند بخشی از نقشه راه همکاری‌های فرهنگی، علمی و آموزشی ایران و چین تا افق ۲۰۳۵ باشند.

نخست؛ ایجاد زنجیره ارزش دانش: تشکیل شبکه دانشگاه‌های ایران و چین، توسعه دوره‌های مشترک تحصیلات تکمیلی، حمایت از پروژه‌های پژوهشی مشترک، ایجاد صندوق مشترک پژوهش و انتشار مشترک کتاب‌ها و آثار علمی می‌تواند بنیان یک جامعه علمی مشترک را تقویت کند.

دوم؛ ایجاد زنجیره ارزش فرهنگی: ترجمه و انتشار آثار فاخر فارسی و چینی، دیجیتالی‌سازی میراث فرهنگی، تولید مشترک فیلم و مستند، برگزاری منظم هفته‌های فرهنگی و تمدنی و همکاری در حوزه موزه‌ها و میراث تاریخی می‌تواند شناخت دو ملت از یکدیگر را عمیق‌تر کند.

سوم؛ ایجاد زنجیره ارزش زبان و ارتباطات انسانی: گسترش آموزش زبان فارسی و چینی، تربیت مترجمان حرفه‌ای، تولید منابع آموزشی مشترک و افزایش تبادلات دانشگاهی و مردمی، زمینه ارتباط مستقیم‌تر میان دو جامعه را فراهم خواهد کرد.

چهارم؛ ایجاد زنجیره ارزش فناوری و نوآوری: ایجاد آزمایشگاه‌ها و مراکز پژوهشی مشترک در حوزه‌هایی همچون هوش مصنوعی، اقتصاد دیجیتال، انرژی‌های نو و فناوری‌های پیشرفته و همچنین سرمایه‌گذاری مشترک و حمایت از شرکت‌های دانش‌بنیان و استارتاپ‌های مشترک، می‌تواند پیوند میان دانش و اقتصاد را تقویت کند.

پنجم؛ ایجاد زنجیره ارزش نسل آینده: آینده روابط ایران و چین را جوانان امروز خواهند ساخت. بنابراین افزایش بورسیه‌های تحصیلی، مدارس تابستانی، برنامه‌های تبادل استاد و دانشجو، اردوهای فرهنگی، شبکه جوانان ایران و چین و برنامه‌های مشترک کارآفرینی باید در شمار اولویت‌های دو کشور قرار گیرد.

ششم؛ ایجاد زنجیره ارزش اندیشه و حکمرانی: تشکیل شورای مشترک اندیشکده‌های ایران و چین، توسعه مطالعات آینده‌پژوهانه درباره آسیا و برگزاری گفت‌وگوهای منظم درباره توسعه، حکمرانی، اخلاق فناوری، هوش مصنوعی، محیط زیست و امنیت منابع انسانی می‌تواند به درک عمیق‌تر دو کشور از تحولات آینده کمک کند.

و هفتم؛ ایجاد زنجیره ارزش تمدنی: پیشنهاد می‌کنم دو کشور با تدوین یک «نقشه راه همکاری‌های فرهنگی، علمی و آموزشی ایران و چین تا افق ۲۰۳۵»، ایجاد دبیرخانه دائمی همکاری‌های تمدنی و برگزاری منظم گفت‌وگوهای تمدنی، این حوزه را به یکی از ارکان روابط راهبردی خود تبدیل کنند.

در این میان، ابتکارات بین‌المللی چین، از جمله ابتکار تمدن جهانی، ابتکار توسعه جهانی، ابتکار حکمرانی جهانی و ابتکار امنیت جهانی، به‌ویژه اهداف پانزدهمین برنامه پنج‌ساله این کشور، زمینه‌های جدیدی برای گفت‌وگو و همکاری فراهم کرده‌اند.

هدف نباید صرفاً این باشد که ایران و چین در پروژه‌های مختلف با یکدیگر همکاری کنند؛ بلکه باید بتوانند در تولید ایده، دانش، فناوری و الگوهای همکاری میان تمدن‌ها نیز شریک یکدیگر باشند.

مراسم پنجاه‌وپنجمین سالگرد روابط دیپلماتیک ایران و چین تنها فرصتی برای بزرگداشت گذشته نیست؛ بلکه باید آغاز گفت‌وگویی درباره پنجاه سال آینده باشد. ما به گذشته افتخار می‌کنیم، اما وظیفه ما ساختن آینده است. اگر گذشته، میراث مشترک ماست، آینده می‌تواند پروژه مشترک ما باشد. با این نگاه، آینده روابط ایران و چین را می‌توان بر چهار واژه استوار کرد:

اعتماد، شناخت، همکاری و هم‌آفرینی

اعتماد سیاسی، پایه روابط است؛ شناخت فرهنگی، به آن عمق می‌بخشد؛ همکاری اقتصادی، منافع مشترک ایجاد می‌کند؛ و هم‌آفرینی تمدنی، به این رابطه چشم‌اندازی ماندگار می‌دهد. اگر بتوانیم این چهار عنصر را در کنار یکدیگر قرار دهیم، روابط ایران و چین می‌تواند به الگویی برای همکاری میان تمدن‌ها در جهان چندقطبی آینده تبدیل شود؛ الگویی که در آن تفاوت‌های فرهنگی نه مانع همکاری، بلکه عاملی برای غنای آن هستند.

از این رو، مهم‌ترین پیام پنجاه‌وپنجمین سال روابط ایران و چین می‌تواند این باشد: ما تنها وارثان یک تاریخ مشترک نیستیم؛ می‌توانیم معماران یک آینده مشترک نیز باشیم. پنجاه‌وپنجمین سالگرد روابط دیپلماتیک، پایان یک دوره نیست؛ بلکه آغاز فصل تازه‌ای از روابط بین دو تمدن است؛ فصلی که باید آن را با اعتماد بیشتر، شناخت عمیق‌تر، همکاری گسترده‌تر و نگاهی مشترک به آینده ترسیم کنیم.

*عضو شورای علمی اندیشکده تین شیا و رایزن فرهنگی اسبق ایران در چین

پایان/

۲ شهریور ۱۴۰۵ - ۲۰:۰۰
کد مطلب: 35712

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 0 + 0 =

    نظرات

    • نظرات منتشر شده: 1
    • نظرات در صف انتشار: 0
    • نظرات غیرقابل انتشار: 0
    • سعیدجلیلی IR ۰۸:۳۶ - ۱۴۰۵/۰۶/۰۳
      0 0
      وزیر امور اقتصادی و دارایی با اشاره به توافق انجام‌شده پس از دوره محاصره گفت: بحمدالله دیدیم که با توافقنامه‌ای که امضا شد، سند پیروزی، عزت و سربلندی ایران به دست آمد. مدنی‌زاده افزود: آن توافق، آنچه را که ما می‌خواستیم برایمان محقق کرد؛ ما یک جنگ نظامی تمام‌عیار داشتیم و در میدان اقتصاد و میدان دیپلماسی نیز آنها را شکست دادیم.