به گزارش تحریریه، روزنامه The New York Times در تحلیلی از وضعیت ناوگان دریایی ارتش آمریکا نکات قابل توجهی را بیان داشت که به صورت خلاصه به آن پرداخته می شود.
این گزارش نشان میدهد که حملات موشکی و پهپادی ایران زنجیره تأمین و شبکه لجستیکی نیروی دریایی ایالات متحده را در خاورمیانه دچار اختلال و بحرانی عمیق کرده است. استقرار نامحدود شناورهای جنگی برای محاصره بنادر ایران، فشار لجستیکی طاقتفرسایی را بر ناوگان آمریکا تحمیل نموده است.
۱. ابعاد ناوگان رزمی و نیازهای تدارکاتی:
ترکیب شناورها و پرسنل: حدود ۲۰ فروند کشتی جنگی آمریکا با ۲۰,۰۰۰ ملوان و تفنگدار دریایی در منطقه حضور دارند تا محاصره بنادر ایران را اجرا کنند. این ناوگان شامل ۲ ناو هواپیمابر («یواساس جورج اچ. دبلیو. بوش» و «یواساس جورج واشینگتن»)، ۱۲ ناوشکن رزمی (دارای ۳,۷۰۰ خدمه؛ بهطور میانگین ۳۴۰ نفر در هر ناوشکن) و یک گروه آمادهباش دوزیست متشکل از ۳ شناور رزمی با ۵,۰۰۰ تفنگدار دریایی است.
نیازهای عظیم غذایی: در هر ناو هواپیمابر ۵,۰۰۰ نفر بهصورت شبانهروزی فعالیت دارند و روزانه به ۴ وعده غذا نیازمندند. کل ناوگان مستقر در منطقه در طول یک هفته به تأمین بیش از ۴۲۰,۰۰۰ وعده غذایی نیاز مبرم دارد.
مصرف سرسامآور سوخت: ناوهای هواپیمابر با وجود رانش هستهای، برای هواپیماها و بالگردهای خود هفتگی میلیونها گالن سوخت مصرف میکنند. پرندههای هر ناو نیازمند ۲ میلیون گالن سوخت در هفته هستند و مجموع سوخت مصرفی کل ناوگان مستقر به حدود ۸ میلیون گالن در هفته میرسد.
۲. انهدام پایگاه بحرین و مسدود شدن بنادر منطقه:
نابودی مرکز تدارکاتی بحرین: در نخستین روز جنگ (۲۸ فوریه)، حملات ایران پایگاه لجستیکی کلیدی نیروی دریایی آمریکا در بحرین را که مرکز پشتیبانی چند دهه گذشته واشنگتن بود، منهدم کرد.
قرارگیری بنادر در برد موشکی ایران: سایر بنادر منطقه خاورمیانه که ظرفیت پهلوگیری ناوهای هواپیمابر غولپیکر یا شناورهای تدارکاتی را دارند، در برد موشکهای بالستیک و پهپادهای تهاجمی ایران قرار داشته و کاملاً غیرقابل دسترس و ناامن شدهاند.
۳. مسیرهای طولانی چند هزار مایلی برای تدارکات:
پیمودن ۲,۲۰۰ مایل تا دیهگو گارسیا: با بسته شدن بنادر خاورمیانه، کشتیهای تدارکاتی ناچارند برای تهیه غذا و سوخت، مسافتی ۲,۲۰۰ مایلی را تا جزیره دیهگو گارسیا در اقیانوس هند طی کنند تا نیاز ناوهای مستقر در دریای عمان و دریای عرب را برآورده سازند.
مسیر دوردست ۳,۷۰۰ مایلی تا سنگاپور: گزینه دیگر، سفر به سنگاپور در فاصله ۳,۷۰۰ مایلی است که نیازمند گذر از تنگه شلوغ مالاکا است. این مسافتهای بسیار طولانی، زنجیره انتقال تدارکات را به شدت کند، خستهکننده و آسیبپذیر کرده است.
۴. ریسکهای عملیات بازآماد و سوختگیری در دریا (UNREP):
اجرای عملیات هر ۵ الی ۶ روز: قطع دسترسی به بنادر، ناوگان را ناگزیر ساخته تا هر ۵ تا ۶ روز یکبار مأموریت پرخطر الحاق و سوختگیری را در وسط آبهای بینالمللی اجرا کند.
حفظ فاصله خطرناک ۱۵۰ فوتی: ناو جنگی و کشتی تدارکاتی باید چندین ساعت در فاصله نزدیک ۱۵۰ فوت (حدود ۴۵ متر) با سرعت و جهتی یکسان حرکت کنند. وزش باد، تلاطم امواج و جریانات دریایی خطر تصادف این شناورهای عظیم را به دنبال دارد.
نحوه انتقال فیزیکی محموله و سوخت: ملوانان ابتدا با تفنگ طنابها و سپس کابلهای فولادی را میان دو کشتی برقرار میکنند تا لولههای سوخترسانی و پالتهای کالا کشیده شوند. همزمان بالگردها پالتهای غذا، قطعات و مرسولات را در تورهای معلق زیر بدنه حمل مینمایند.
۵. فرسودگی ناوگان و بحران عدم پایداری عملیاتی:
محدودیت ناوهای فعال: از ۱۱ ناو هواپیمابر آمریکا، ۴ فروند به این جنگ اعزام شدهاند و مابقی ناوها سالها درگیر تعمیرات سنگین کارخانهای هستند.
استقرار بیپایان: مأموریت ناوها نامحدود است و بازگشت آنها تنها با دستور رئیسجمهور و وزیر دفاع ممکن است. در حالی که در شرایط عادی ناوها ماهانه یک توقف بندری داشتند، پرسنل اکنون ماهها از استراحت محروماند.
فرسایش ناو آبراهام لینکلن: ناو هواپیمابر لینکلن بیشتر دوره ۹ ماهه استقرارش را بدون توقف بندری گذراند تا در ۲۰ اوت با جورج واشینگتن تعویض شود و پس از توقفی در تایلند به سندیهگو برگردد.
۶. منابع و استنادهای گزارش:
دادههای ناوگان از بخش رصد مؤسسه نیروی دریایی آمریکا و بردهای موشکی از پروژه دفاع موشکی اندیشکده CSIS اخذ شده است.
منبع: کانال ایران در رسانه
پایان/













نظر شما