به گزارش تحریریه، سرلشکر «اکرم السریوی» کارشناس مسائل نظامی و امنیتی لبنانی، در بخشی از اظهارات خود درباره تحولات مربوط به جنگ آمریکا علیه ایران، به شبکه یوتیوبی «Refision TV» گفت: تردیدی نیست که رئیسجمهوری آمریکا، در تنگنا گرفتار شده است. رسانهها و تحلیلگران آمریکایی میگویند که آمریکا گرفتار شده است. آمریکاییها فکر میکردند طی سه روز یا سه هفته نظام ایران تغییر خواهد کرد.
بر پایه گزارش «سیانان»، «بنیامین نتانیاهو» نخستوزیر رژیم اسرائیل، ترامپ را نسبت به این موضوع متقاعد کرده بود و او را وارد جنگ با ایران کرد. اکنون هفت ماه از حمله آمریکا به ایران سپری میشود و نظام ایران پایدار است و ایران توانسته است آمریکا را با درد و رنجهای بسیاری روبهرو سازد.
آمریکا اکنون نمیتواند اوضاع را از طریق نظامی پیش ببرد. حملههای آمریکا نتوانسته است سرنوشت جنگ را مشخص کند. حمله زمینی به ایران ناممکن است و این ماجراجویی آمریکا را با هزینههای بسیار گزافی روبهرو خواهد کرد. از این رو، اکنون آمریکا به گزینه اقتصادی و تحریم روی آورده است. اما آشکار است که این گزینه هم به نتیجه ایدهآل نخواهد رسید و ایران تسلیم نخواهد شد.
ایران راههای بسیاری برای دور زدن تحریمها دارد. این کشور دوستان و همپیمانان بسیاری دارد و این موضوع خودش را در نشست شانگهای نشان داده است. ترامپ هم بهطور آشکار اعلام کرده است «ولادیمیر پوتین» رئیسجمهوری روسیه، به ایران کمک میکند. کشورهای حاضر در نشست شانگهای، با ایران ابراز همدردی کردند و مخالفت خود را با سیاستهای تحریم آمریکا نشان دادند. آنها اعلام کردند که ایران حق دفاع از سرزمینهای خود را دارد.
آمریکا اکنون نظارهگر این موضوع است که مسئله ایران سبب شده است یک ائتلاف بینالمللی علیه آمریکا شکل گیرد. پس در نتیجه، تحریمهای آمریکا هم شکست خواهد خورد؛ همانطور که آمریکا در عرصه نظامی از ایران شکست خورد. اکنون آمریکا به روش دیگری فکر میکند. این کشور به منهدم کردن نفتکشهای ایران روی آورده است. اما ایران هم در برابر این موضوع ساکت نخواهد نشست. ایران بهطور کامل از مقاصد ترامپ آگاهی دارد. از این رو، هنگامی که آمریکا نفتکشهای ایرانی را هدف قرار میدهد، ایران هم با قدرت عکسالعمل نشان میدهد و در برابر منهدم شدن یک نفتکش خود، دو نفتکش آمریکایی را منهدم میکند.
بنابراین، آمریکا اکنون انگشت به دهان شده است و گزینههای زیادی درباره ایران ندارد. این کشور در تنگه هرمز گرفتار شده است. قبلا مشکل اصلی پرونده هستهای ایران بود، اما اکنون چگونگی بازگشایی تنگه هرمز به یک موضوع و مسئله اساسی تبدیل شده است. رسانههای آمریکایی اعلام کردهاند که تنگه هرمز به سلاح طلایی در دست ایران تبدیل شده است. ترامپ میخواست با محاصره تنگه هرمز اقتصاد ایران را از هم فروبپاشد، اما اکنون معادلات بهگونه دیگری رقم خورده و این تنگه به ابزار فشاری علیه اقتصاد آمریکا و همپیمانان آن تبدیل شده است.
آمریکا با همه ابزارها به دنبال راهی برای اعمال فشار علیه اقتصاد ایران است تا خود را از این مشکل واقعی رهایی بخشد. اکنون بازگشایی تنگه هرمز به مشکل اساسی برای آمریکا تبدیل شده و سازوکار و امکانات نظامی برای بازگشایی این تنگه وجود ندارد. ترامپ ادعا کرده است آمریکا کنترل تنگه هرمز را در اختیار دارد، اما هنگامی که ایران یکی از مدرنترین زیردریاییهای آمریکا را در تنگه هرمز شکار کرد، این موضوع برای آمریکاییها شوکهکننده بود.
مسئله در اهمیت زیردریایی و فناوریهای موجود نیست، بلکه اهمیت مسئله در این است که ایران میتواند با دقت، نظارت تنگه هرمز را در اختیار داشته باشد و زیردریاییها را شکار کند. شکار زیردریایی به دست ایرانیها بیانگر قدرت ایران در کنترل تنگه هرمز است.
همه اظهارات ترامپ درباره باز بودن تنگه هرمز و عبور نفتکشها از آن، دروغ از آب درآمده است. در شرایط عادی، روزانه حدود ۱۳۰ تا ۱۴۰ نفتکش از تنگه هرمز عبور میکرد. اما احالا تنها چهار یا پنج نفتکش از این منطقه عبور میکند. اکنون این تنگه تقریباً بهطور کامل بسته است و کشتیها و شرکتها دیگر اهمیتی به اظهارات و ادعاهای ترامپ مبنی بر باز بودن تنگه هرمز نمیدهند. هیچ کشور و شرکتی نمیخواهد ریسک عبور کشتیها و نفتکشها از تنگه هرمز را بپذیرد و امور در دست ایران است.
آمریکا به دنبال انتقال دامنه نبرد به دریاها است. آمریکا خواسته است نفتکشهای ایران را در دریاها شکار کند. این کشور محاصرههایی را اعمال و ادعا میکند ناوهای آمریکایی به تنگه هرمز نزدیک شدهاند. اما این ناوها با موشکها و پهپادهای ایران هدف قرار می گیرند و مجبور شدهاند هزار کیلومتر از تنگه هرمز دور شوند و فرار کنند.
با توجه به این مسائل، ریسک و ماجراجویی نظامی برای بازگشایی تنگه هرمز هیچ سودی به دنبال نخواهد داشت. منهدم کردن نفتکشها هم سودی ندارد و شاید سبب شود اوضاع از کنترل خارج شود و به درگیری فراگیری منجر شود. اکنون تنش در سطح کم و قابل کنترل است، اما در صورت ادامه این وضعیت، هیچ ضمانتی وجود ندارد که اوضاع از کنترل خارج نشود و درگیری فراگیر رخ ندهد. بهویژه این در شرایطی است که ترامپ تهدید میکند تأسیسات نفتی را در جزیره خارک هدف قرار خواهد داد. در این صورت، ایران بهطور گستردهتری پاسخ خواهد داد و شاید اوضاع از کنترل خارج و درگیری مستقیم و گسترده رخ دهد.
این کارشناس مسائل نظامی درباره تلاش رژیم اسرائیل برای ادامه جنگ هم گفت: همه میدانند که رژیم اسرائیل به دنبال ادامه جنگ علیه ایران است و هرگز نمیخواهد توافقی میان این دو کشور شکل گیرد. کوشنر اوضاع را بهطور دقیق توصیف کرده است. او گفت اسرائیلیها انتخابات دیوانهواری را در پیش دارند. این موضوع سبب شده است که آنها به دور از عقلانیت رفتار کنند.
در آمریکا هم شکافهای گستردهای درباره ادامه جنگ با ایران وجود دارد. این موضوع زلزلهای را در داخل آمریکا به وجود آورده است. جنگطلبان، از جمله «مارکو روبیو» وزیر امور خارجه، «پیت هگست» وزیر جنگ و همچنین مدیر «سیا»، هنوز هم طرفدار نظریه ادامه جنگ و حمله به ایران هستند.
هنگامی که ترامپ تفاهمنامهای را با ایران امضا کرد، این جنگطلبان و حامیان آن بهطور گستردهای به وی حمله کردند. آنها گفتند ترامپ در برابر ایران تسلیم شده و امتیازهای بسیاری به ایران داده است. در نتیجه، او مجبور شده از تفاهمنامه چشمپوشی کند.
در برابر این افراد، گروه دیگری از جمله «جیدی ونس» معاون ترامپ، از ضرورت خارج شدن از این جنگ و امضای توافق با ایران صحبت میکنند. این افراد مخالف ادامه جنگ هستند. آنچه در پنتاگون رخ داد، از جمله کنارهگیری افسران بلندپایه نظامی، از جمله «رندی جورج» رئیس ستاد ارتش، موضوع عادی نیست. کنارهگیری فرمانده ارتش و فرمانده منطقه اروپا و آفریقا یک موضوع عادی نیست.
شمار بسیاری از افسران، از جمله فرمانده نیروهای آمریکا در آمریکای لاتین، فرمانده نیروهای آمریکا در شرق آسیا، فرمانده نیروی دریایی و فرمانده نیروی هوایی، نسبت به ادامه جنگ اعتراض کردند و این موضوع بازتاب گستردهای در رسانههای آمریکایی داشت. آنها گفتهاند این جنگ زمان زیادی طول کشیده و سبب فرسایش نیروها و امکانات آمریکا میشود.
این گزارشها بهطور آشکار نشان میدهند که محبوبیت جنگطلبان به ۲۲ درصد رسیده است و حدود ۶۸ درصد مردم آمریکا ترامپ را مسئول گرانیها و ادامه جنگ میدانند. آنها گفتهاند چرا ما باید برای هزینه جنگافروزیهای اسرائیل مالیات پرداخت کنیم. این اختلافها بهطور اساسی بر روند انتخابات آینده تأثیر خواهد گذاشت.
حقیقتاً برای ترامپ سخت است که از این جنگ رهایی یابد. اگر بار دیگر او به تفاهم با ایران روی آورد، با فشار جنگطلبان روبهرو خواهد شد و اگر هم به جنگ ادامه دهد، باز هم مخالفان جنگ وی را زیر فشار گسترده قرار خواهند داد. از این رو، آمریکا در تنگنا گرفتار شده است و تا کنون راهحلی وجود ندارد.
بیشتر تحلیلگران، رسانهها و افسران بلندپایه آمریکایی میگویند ترامپ بدون هیچگونه راهبرد آشکاری به جنگ در ایران وارد شد. او نه طرحی برای جنگ دارد و نه راهی برای خارج شدن از این جنگ دارد. آمریکا به جنگی وارد شده که نمیتواند سرنوشت آن را یکسره کند. او نمیتواند ایران را تسلیم خواستهها و شرطهای خود کند. همچنین آمریکا نمیخواهد شکستخورده از این جنگ خارج شود.
برخی میگویند بهترین گزینه برای رهایی از جنگ، بازگشت به تفاهمنامه است. بله، درست است؛ این تفاهمنامه راه خروجی از این جنگ بود، اما اکنون بازگشت به تفاهمنامه هم بسیار سخت است. از این رو، آمریکا گرفتار شده است.
شاید پس از انتخابات، اگر دموکراتها مجلس نمایندگان و سنا را به دست گیرند، وضعیت مشخصتر شود و آنها بتوانند جنگطلبان را مهار کنند و از اندیشه بازگشت به تفاهم با ایران حمایت کنند و از این جنگ خارج شوند. اما حتی خود ترامپ هم اکنون در اندیشه رهایی از این جنگ، حتی بهطور کورکورانه، است.
تردیدی نیست که رژیم اسرائیل از موضوع لبنان بهعنوان یک برگه انتخاباتی استفاده میکند. نتانیاهو بهطور ویژه به این موضوع اهمیت میدهد و از آن بهعنوان یک برگه انتخاباتی استفاده میکند. او اینگونه وانمود میکند که در لبنان دستاوردهایی داشته است.
برخی تحلیلگران لبنانی و عرب هم حتی حزبالله را به خیانت متهم و ادعا کردهاند که حزبالله این منطقه را به رژیم اسرائیل تحویل داد و به ارتش لبنان تحویل نداده است. این در حالی است که رژیم اسرائیل گفته است حضور عملیاتی در این منطقه دارد. حضور عملیاتی به منزله اشغال نیست و تنها ورود و خروج در این منطقه را کنترل میکند.
نتانیاهو این موضوع را بهعنوان یک برگ برنده انتخاباتی به شهروندان اسرائیلی ارائه میدهد. اما اوضاع بر پایه خواستههای نتانیاهو پیش نخواهد رفت و اگر این روند ادامه یابد، جنگ گستردهای در جبهه لبنان آغاز خواهد شد و از لبنان موشکها و پهپادهایی به سوی نهاریا، تلآویو، حیفا و تلآویو و... دیگر مناطق صهیونیستنشین شلیک خواهد شد و این موضوع به ضرر نتانیاهو تمام خواهد شد.
از این رو، نتانیاهو هم تلاش میکند امور به یک جنگ گسترده منجر نشود؛ زیرا آغاز هر جنگی در جبهه لبنان تنها به این جبهه محدود نخواهد شد و از دیگر جبههها، بهویژه از سوی ایران، هم به سرزمینهای اشغالشده حمله خواهد شد.
پایان/













نظر شما