۳۱ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۶:۰۰

مانیفست شکست

مهدی خراتیان
مانیفست شکست

اتاق فکر جریانی خاص، با توجه به روند نظرسنجی‌ها، به این نتیجه رسیده است که شکستن کمر «روایت پیروزی» و جاانداختن «روایت شکست» در افکار عمومی تنها راه برای رساندن کشور به شرایط پیش از ۱۸ام دی‌ماه و زمینه‌سازی برای یک توافق جامع با ایالات متحده از موضع ضعف یا تکرار پروژه آشوب است.

اتاق فکر جریانی خاص، با توجه به روند نظرسنجی‌ها، به این نتیجه رسیده است که شکستن کمر «روایت پیروزی» و جاانداختن «روایت شکست» در افکار عمومی تنها راه برای رساندن کشور به شرایط پیش از ۱۸ام دی‌ماه و زمینه‌سازی برای یک توافق جامع با ایالات متحده از موضع ضعف یا تکرار پروژه آشوب است.

اهم دستورکارهایی که باید به شکل موازی از طریق رسانه و شبکه مشاوران در افکار عمومی و دستگاه‌های حساس پیگیری شود به شرح زیر است.

مانیفست شکست

۱. باید هم برای مردم و هم برای مسئولان رده عالی کشور، جا بیفتد که ایران در جنگ فعلی دستاورد خاصی نداشته و قهرا به سمت یک شکست بزرگ در حال حرکت است. این بسیار مهم است که در این روایت مسئله تجاوزگری ایالات متحده و اسرائیل و ماهیت وجودی جنگ به موضوعی ثانویه مبدل شود.

۲. باید اذهان عمومی و نخبگان به این سمت حرکت کند که بسته شدن تنگه هرمز اشتباهی بزرگ بوده و اثر خاصی بر اقتصاد جهانی نداشته است. (این گزاره با سرعت در حال انتشار در دستگاه‌های حساس است).

۳. صداوسیما علی‌رغم کاستی‌های کهنه و پرشمار خود، پس از شوک جنگ موفق شده مرجعیت خود را به شکلی نسبی در حوزه خبررسانی بازیابی کند، و برخی از برنامه‌های تلویزیونی با مخاطب بیش از ده میلیون نفر قدرت جریان‌سازی قابل توجهی (در حد ایران اینترناشنال و بیش از آن) دارند. لذا باید دستورکار صداوسیما در اسرع وقت تغییر کرده و برنامه‌های پرمخاطب آن نیز با هر ابزار ممکن تخریب شوند تا از مرجعیت آن‌ها کاسته شود. برای مثال باید به مقامات ارشد بریده‌هایی از برنامه‌ها و گزارش‌هایی گزینشی از عملکرد سازمان و برنامه‌های مهم ارائه شود که خروجی آن ایجاد حس منفی و حتی تنفر شدید به عملکرد سازمان و برنامه‌های آن باشد.

۴. باید ایران مقصر بر هم خوردن توافق اسلام آباد جلوه داده شود و موارد خلف وعده آمریکا و اسرائیل چه در مورد لبنان و چه در مورد تنگه هرمز و ... تا حد امکان برجسته نشود. این تصور که ایالات متحده در حال عمل به توافق نامه بوده و جریانی «مشکوک و تندرو» این توافق را بر هم زده است، باید در میان مردم و مسئولان به شکلی گسترده ترویج شود.

۵. باید تا حد امکان دوگانه «جنگ-مذاکره» را تقویت و حتی طرفداران «مذاکره از موضع قدرت» را در با انگ‌هایی چون «تندرو»، «ضد معیشت مردم»، «مخالف توافق» و «جنگ طلب» بی‌حیثیت کرد. باید با عباراتی چون «مگر می‌توان تا ابد جنگید» و «باید به صلح شرافتمندانه رسید» و...، طرفداران گفتمان طرفدار صلح عادلانه و پایدار را به حاشیه راند. باید فضا را به گونه‌ای جلوه داد که احتمال وقوع جنگ مجدد و لزوم احیای بازدارندگی در حاشیه قرار گیرند. همچنین از میان منتقدان تفاهم‌نامه باید به کسانی بیشتر وزن داده شود که اساسا با نفس مذاکره و آن هم به شکلی تند و غیرعقلانی مخالفت می‌کنند تا منتقدان توافق‌نامه بی‌منطق و بی‌عقل جلوه داده شوند.

۶. هم مردم و هم مسئولان باید به این جمع‌بندی برسند که ایران از طریق توسعه و تعمیق روابط با چین و روسیه به هیچ‌جایی نمی‌رسد و تنها راه نجات کشور، ایجاد یک معامله جامع با آمریکا در حوزه هسته‌ای، موشکی و منطقه‌ای و فراتر از آن است. باید اخبار منفی در حوزه روابط تهران-پکن تا حد ممکن بزرگنمایی شده و اخبار مثبت نظیر مخالفت بی‌سابقه چین با آمریکا در کمیته ۱۷۳۷ سازمان ملل و فعال‌شدن فرایند اسنپ‌بک، وتوی قطعنامه‌های ضد ایرانی ناظر به تنگه هرمز و مخالفت علنی با کمپین تحریمی بسنت و ... نباید در صدر اخبار قرار گیرند. هم‌چنین تمام جلسات با مقامات ارشد چین و روسیه باید در سطح نمادین و حفظ وضع موجود برگزار شوند تا گزاره «بن بست» در روابط روزبه‌روز در دستگاه‌های حساس تقویت شود.

۷. اخبار پایین رفتن قیمت نفت و پیشروی‌های اسرائیل در لبنان باید تا حد امکان بزرگ‌نمایی شده و دستاوردهای مقاومت (مثلا پیشروی اخیر انصارالله و تسلط بر باب‌المندب) باید تا حد امکان ضریب کمی در اخبار و تحلیل‌ها پیدا کرده و به تدریج بی‌اهمیت جلوه داده شوند.

۸. بساط تجمعات خیابانی باید برچیده شود.

۹. باید تا حد امکان میان قالیباف و شبکه حامیانش و جلیلی و شبکه حامیانش اختلاف ایجاد شود. همچنین باید جو بدبینی به فرماندهان ارشد جنگ میان شبکه حامیان جلیلی ترویج شود. شبکه حامی قالیباف باید به منتقدان توافق‌نامه به چشم «دشمن» بنگرند.

۱۰. باید نامه علی‌الاصول رهبری جدید به عنوان یک خبط راهبردی از جانب وی و کاری که «توافقی خوب و در دسترس» را از «ملت ایران» گرفت، جلوه داد. همچنین باید اختلافات پزشکیان و رهبری جدید را تا حد امکان تقویت و در آن دمید؛ و در نهایت این را مطرح کرد که رهبری جدید فاقد توان اداره کشور است، که البته مورد اخیر نیازمند تسلط بر سازمان صداوسیما است.

۱۱. به موازات بالارفتن قیمت دلار و افزایش فشار اقتصادی بر مردم، باید جریان «تندرو» و در راس آن رهبری فعلی مقصر اصلی این اقدامات دیده شوند و نقش ایالات متحده و اسرائیل در اعمال تحریم‌ها به شکلی ثانویه و حاشیه‌ای مورد بررسی قرار گیرند.

۱۲. در روایت‌ها باید تهدیدات اسرائیل برای کشورهای منطقه کوچک‌نمایی شود و فضا به شکلی جلوه داده شود که اسرائیل خواهان هم‌زیستی مسالمت‌آمیز با کشورهای منطقه است و این ایران است که با اقدامات خود عامل خرابی و گرفتاری در منطقه خاورمیانه بوده است.

۱۳. باید در ذهن مردم این گزاره تقویت شود که ترامپ در نهایت خواستار صلحی پایدار است و فشارهای ماقبل توافق اسلام‌آباد برای منصرف کردن وی از جنگ الی‌الابد کافی بوده است.

پایان/

۳۱ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۶:۰۰
کد مطلب: 35872

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 0 + 0 =