به گزارش تحریریه، ژو شیائومینگ (周小明) ، معاون اسبق نمایندگی دائم چین در دفتر سازمان ملل متحد در ژنو و پژوهشگر ارشد اندیشکده جهانیسازی چین (CCG)، از راهبرد پکن برای تلافی تحریمها پرده برداشت.
در چله تابستان ۲۰۲۶، دفتر صنعت و امنیت وزارت بازرگانی آمریکا (BIS) با صدور یک بخشنامه تازه، آتش جنگ هوش مصنوعی میان واشنگتن و پکن را تندتر از همیشه کرد. اینبار، هدف کاخ سفید دیگر صرفاً محدود کردن صادرات سختافزار تراشه نیست؛ هدف آنها، قفل کردن قدرت پردازش است؛ ضربهای زیربنایی با هدف فلج و کند ساختن شتاب توسعه هوش مصنوعی در چین.
📌از «تحریم قطعه» تا «قطع کامل مسیر تنفس هوش مصنوعی»
تیر خلاص این قانون جدید در مفهومی به نام بازرسی و کنترل نفوذی نهفته است. یعنی چه؟ یعنی دایره قدرت و دخالت آمریکا دیگر به این خلاصه نمیشود که یک قطعه کامپیوتری به کجا پست میشود، بلکه دغدغه آنها این شده که مالکیت نهایی شرکت در دست کیست.
از این به بعد فرقی ندارد یک شرکت وابسته به چین در تایلند دفتر زده باشد، در سنگاپور مستقر باشد یا در دبی؛ تا زمانی که رد پای سرمایه و مدیریت چینی پشت آن باشد، هرگونه تقاضا برای اجاره پردازندههای فوقپیشرفته آموزش هوش مصنوعی—مثل تراشههای غولآسای «بلکوِل» و «روبین» انویدیا یا MI۳۵۰X شرکت AMD—پیشاپیش و درجا رد خواهد شد.
فراتر از این، کنگره آمریکا با شتاب در حال پیشبرد «لایحه امنیت دسترسی از راه دور» است. مجلس نمایندگان در ژانویه امسال این طرح را با اکثریت قاطع ۳۶۹ رأی موافق در برابر ۲۲ رأی مخالف به تصویب رساند و نسخه سنا نیز هماکنون برای بررسی به کمیته بانکی ارجاع شده است. این لایحه دسترسی از راه دور را نیز در چارچوب کنترلهای صادراتی قرار میدهد؛ به این معنا که استفاده یا دسترسی به هرگونه توان محاسباتی هوش مصنوعی با مبدا آمریکا—تحت هر عنوانی و به هر شکلی—توسط شرکتهای چینی، ملزم به اخذ مجوز قبلی خواهد بود.
از سد کردن مسیر ورود تراشهها به خاک چین در سال ۲۰۲۲ تا قفل کردن توان پردازش فراسرزمینی در سال ۲۰۲۶، استراتژی آمریکا از یک «تحریم ساده سختافزاری» به «قطع زنجیره رشد و ارتقای مدلها» جهش پیدا کرده تا نگذارد هوش مصنوعی چین حتی یک پله دیگر ارتقا پیدا کند.
در اکتبر ۲۰۲۲، نخستین موج تحریمهای نیمههادی آمریکا علیه پکن، صرفاً قطعات فیزیکی تراشههای پیشرفته هوش مصنوعی را نشانه رفت. در آن دوران، شرکتهای چینی هنوز قادر بودند از طریق مسیرهای فرعی—همچون راهاندازی مراکز داده در خارج از کشور یا اجاره سرورهای فرامرزی—کمبود بازدهی تراشهها در داخل را جبران کنند. اما مقررات مه ۲۰۲۶ واشنگتن، این روزنه تنفس را هم کاملاً مسدود کرد.

منطق کنترلها بهطور بنیادی تغییر کرده است؛ دیگر بحث بر سر این نیست که تراشه به کجا فرستاده میشود، بلکه سوال این است که چه کسی پشت فرمان آن نشسته. هر شرکتی که کنترل عملیاتی آن در دست اشخاص حقیقی یا حقوقی چینی باشد—صرفنظر از کشور محل ثبت آن—برای خرید تراشههای ردهبالای هوش مصنوعی نیازمند مجوز BIS خواهد بود؛ آن هم در شرایطی که سیاست آمریکا از پیش بر مبنای «رد درخواست» تنظیم شده است.
این یعنی شرکتهای چینی حتی برای اجاره یک دیتاسنتر قانونی در تایلند جهت آموزش مدلهای زبانی بزرگ، عملاً هیچ شانسی برای دریافت مجوز نخواهند داشت.
نگرانکنندهتر اینکه «قانون امنیت دسترسی از راه دور» حق استفاده از پردازندههای ابری را هم تحریم کرده است. یعنی حتی اجاره آنلاین سرور یا متصل شدن از طریق اینترنت به منابع پردازشی خارجی هم یکییکی مسدود خواهد شد.
از «نمیتوانی تراشه بخری» تا «نمیتوانی سرور اجاره کنی» و در نهایت «نمیتوانی از خدمات استفاده کنی»؛ سطح محاصره هوش مصنوعی چین از سوی آمریکا مرحلهبهمرحله در حال تشدید است.
این ضربه ویرانگر است. کسانی که در خط مقدم توسعه مدلهای بزرگ در چین هستند، میدانند که آموزش سنگینترین مدلهای پیشرو در کوتاهمدت، بدون تراشههای فوقپیشرفته عملاً غیرممکن است.
تراشههای هوش مصنوعی ساخت داخل اگرچه پیشرفتهای چشمگیری داشتهاند، اما در شاخصهایی مانند توان پردازش تککارت، راندمان ارتباطات درونخوشهای و اکوسیستم نرمافزاری، همچنان با غولهای تراز اولی مثل بلکول (Blackwell) انویدیا فاصلهای نسلی دارند. تا دیروز، پکن با اجاره سرورهای آنسوی آبها این عقبماندگی را دور میزد؛ اما حالا با بسته شدن کامل این راه فرار، سرعت ارتقا و تکامل هوش مصنوعی چین خواهناخواه کند خواهد شد.
پیامد عمیقتر ماجرا این است که این سبک از کنترل نفوذی و بیرحمانه آمریکا، پیامی شفاف به بازار جهانی دیتاسنترها مخابره میکند: «کار کردن با چینیها یعنی دردسر محض و ریسک تحریم.»
از این پس، اپراتورهای مراکز داده و غولهای ابری در خارج از کشور خودخواسته از مشتریان چینی دوری خواهند گزید؛ بهطوریکه حتی اگر شرکتی چینی تمام قوانین را موبهمو رعایت کند، باز هم در عمل با بایکوت و تبعیضی آشکار روبهرو خواهد شد.

📌پاتک زنجیره تأمین در برابر محاصره محاسباتی؛ جواب های، هوی است!
در فرهنگ ما ضربالمثلی هست که میگوید بیپاسخ گذاشتن عمل دیگران، دور از ادب است. وقتی آمریکا اینچنین شمشیر را از رو بسته، پاسخ چین چه باید باشد؟
ایده محوری پکن این است: مهار و خنثیسازی محاصره پردازشی آمریکا، از طریق اعمال کنترل بر شاهرگهای زنجیره تأمین.
این رویکرد دیگر صرفاً یک پاسخ تلافیجویانه ساده و چشم در برابر چشم نیست؛ بلکه انتقال میدان نبرد از زمین بازی آمریکا (یعنی انتهای زنجیره و پردازندهها) به قلمرو حکمرانی بلامنازع چین (یعنی بخشهای بالادستی و میانی زنجیره تأمین) است. آمریکا ورودی توان پردازشی صنعت هوش مصنوعی چین را هدف گرفته است؛ چین نیز میتواند مواد اولیه و نهادههای تولیدی صنعت هوش مصنوعی آمریکا را هدف قرار دهد.
در اینجا جا دارد به دیدگاه تِسای تِسوی هونگ (蔡翠红)، استاد مرکز مطالعات آمریکای دانشگاه فودان، استناد کنیم. به گفته او، آمریکا در طراحی تراشههای پیشرفته هوش مصنوعی مزیت قابلتوجهی دارد، اما برخورداری از توان طراحی بالا به این معنا نیست که کل زنجیره تأمین نیز در داخل آمریکا تحت کنترل این کشور است. او تأکید میکند که برتری چین در حوزه عناصر کمیاب و فرآوری برخی مواد معدنی راهبردی، خود میتواند به عاملی محدودکننده برای زنجیره صنعت هوش مصنوعی آمریکا تبدیل شود. این تحلیل، پشتوانه علمی و استراتژیک محکمی برای دکترین پاتک متقابل چین از مسیر زنجیره تأمین است.

📌چین میتواند صادرات سه قلم از حیاتیترین مواد اولیه و قطعات کلیدی را تحت کنترل دقیق و هدفمند قرار دهد: «پلیسیلیکون با گرید الکترونیکی مخصوص تراشه»، «ماژولهای نوری پرسرعت برای هوش مصنوعی» و «آهنرباهای دائمی بر پایه خاکهای کمیاب».
پکن باید سرعت صدور و سهمیه مجوز صادرات این سه قلم را مستقیماً به میزان عقبنشینی آمریکا از محدودیتهای پردازشی علیه چین گره بزند؛ یعنی یک معامله پایاپای و موازنه ساختاری؛ تا با همان منطق گروکشی خود آمریکاییها، به آنها پاتک بزند:
۱. پلیسیلیکون با خلوص الکترونیکی (گرید تراشه)؛ خشت اول و شالوده ساخت تراشههای پیشرفته:
درجه خلوص این ماده باید به رقم باورنکردنی ۱۱N، یعنی بیش از ۹۹.۹۹۹۹۹۹۹۹ درصد برسد؛ بهطوریکه حتی یک ناخالصی در حد ذره غبار میتواند کل فرآیند تولید تراشه را نابود کند و بازدهی را به صفر برساند. امروز ۹۲.۱ درصد از کل تولید پلیسیلیکون دنیا در قبضه چین است و پکن تسلطی بیچونوچرا بر فناوریهای پیچیده تصفیه و خالصسازی آن دارد. سهم چشمگیری از سیلیکون فوقخالص مورد نیاز کارخانههای تراشهسازی آمریکا، کاملاً به زنجیره تأمین تحت هدایت چین وابسته است.
۲. ماژولهای نوری پرسرعت هوش مصنوعی؛ شاهرگهای ارتباطی در دیتاسنترها:
برای آموزش مدلهای زبانی عظیم، دهها هزار پردازنده گرافیکی (GPU) باید در قالب یک خوشه ابررایانهای همزمان با یکدیگر کار کنند. پیوند دادن این پردازندهها با سرعت نور، تنها از عهده «ماژولهای نوری» برمیآید؛ قطعاتی حیاتی که اگر نباشند، قدرت تراشهها هرز میرود. در سال ۲۰۲۶، بازار جهانی این قطعات با کسری عرضه بیش از ۳۰ درصدی دستبهگریبان است و تنها کشوری که میتواند این کمبود جهانی را در مقیاس عظیم جبران کند، چین است. حال اگر چین برای صادرات ماژولهای نوری پرسرعت به آمریکا شرط و شروط ویژه بررسی کاربرد در هوش مصنوعی بگذارد، دیتاسنترهای در حال احداث آمریکا با یک بحران مضحک اما کشنده روبهرو میشوند: انباری پر از تراشههای گرانقیمت، بدون حتی یک رشته اتصال برای راه انداختن آنها!
۳. آهنرباهای دائمی خاکهای کمیاب؛ ستون فقرات فیزیکی زیرساختهای هوش مصنوعی:
آهنرباهای نئودیمیوم با عملکرد بالا (NdFeB)، از مواد ضروری در سامانههای خنککننده سرورهای هوش مصنوعی، موتورهای پربازده و حسگرهای دقیق هستند. در حال حاضر، حدود ۹۰ درصد از ظرفیت ذوب، جداسازی و فرآوری عناصر نادر خاکی دنیا در دستان چین است و در تولید صنعتی این آهنرباها نیز پکن حاکم مطلق بازار محسوب میشود. اگر چین شیر صادرات این مواد را اندکی ببندد، پروژههای عظیم ساخت مراکز داده هوش مصنوعی در آمریکا، بلافاصله با خطر قحطی قطعات کلیدی و خوابیدن کارگاهها مواجه خواهند شد.

↩ محموله عناصر کمیاب آماده صادرات در بندر لیانیونگانگ، استان جیانگسو
📌زمان طلایی برای پاتک: پنجره فرصتی که درست همین حالا باز است
اینکه پاتک چین تا چه حد کارساز باشد، به یک سوال کلیدی بستگی دارد: آیا آمریکا میتواند در کوتاهمدت جایگزینی پیدا کند؟
پاسخ کوتاه منفی است. یافتن و ساختن جایگزین برای زنجیره تأمین در این حوزهها، برای واشنگتن حداقل بین ۳ تا ۵ سال زمان میبرد. تازه مشکل بزرگتر اینجاست که در طول این چند سال، عطش آمریکا به این مواد نهتنها کم نمیشود، بلکه بهخاطر تب داغ سرمایهگذاری در زیرساختهای هوش مصنوعی، مصرف آنها با شتابی سرسامآور بالا خواهد رفت.
بحران سیلیکون: به عنوان نمونه، شرکت آمریکایی آر ای سی سیلیکون (REC Silicon) که قرار بود تولید پلیسیلیکون مخصوص تراشه را دوباره راه بیندازد، پروژهاش مدام با تأخیر روبهرو شده است. حتی اگر تا سال ۲۰۲۸ بتواند خط تولید را سر پا کند، عبور از فیلترهای فوقسختگیرانه غولهای تراشهسازی داستانی جداگانه است! در صنعت نیمههادی، روند تأیید کیفیت یک تأمینکننده—از ارسال نمونههای آزمایشی گرفته تا آزمایش ضریب خطا و در نهایت ورود به خط تولید انبوه—خودش چندین سال آزگار طول میکشد.

گزینههای جایگزین خارجی هم چندان امیدوارکننده نیستند. کارخانههای ژاپن و آلمان اولویت اول و آخرشان تأمین نیاز کارخانههای خودشان و غول تایوانی یعنی TSMC است و حتی یک گرم سیلیکون اضافه برای فروش به آمریکا ندارند. ظرفیت شرکت کرهای OCI هم از سالها قبل دربست توسط سامسونگ پیشخرید شده است.
باتلاق ماژولهای نوری و خاکهای کمیاب: آمریکا شاید دلش را خوش کرده باشد که تولید این اقلام را با طرحهایی مثل «تأمین از کشورهای دوست» به جنوب شرق آسیا یا مکزیک ببرد؛ اما واقعیت فنی بیرحم است. مراحلی مثل ساخت زیرلایههای فسفید ایندیم یا تفجوشی و ساخت آهنرباهای دائمی، نیازمند دانش فنی پیچیدهای است که یکشبه یا در عرض یکدو سال به دست نمیآید.
از آن بسته حمایتی معروف ۵۲ میلیارد دلاری «قانون تراشه» آمریکا نیز سهمی که به صنعت ارتباطات نوری و فرآوری خاکهای کمیاب رسیده، عملاً در حد پول خرد و ناچیز است!
بنابراین، طی ۳ تا ۵ سال آینده، گلوی صنعت هوش مصنوعی آمریکا در این بخشها درست زیر دستان چین خواهد بود.
📌تجربه موفق پهپادها: جادوی «فشار روی نقاط حساس»
این استراتژی یک خیالپردازی روی کاغذ نیست؛ چین همین حالا یک الگوی موفق، آزمودهشده و زنده از آن در دست دارد.
در اوت ۲۰۲۶، وقتی آمریکا واردات پهپادهای ساخت چین را ممنوع کرد، ما نیز بلافاصله در سیاست صادرات برخی قطعات کلیدی پهپاد بازنگری کردیم.
مجوزهای صادرات سیستمهای هدایت پرواز و بردهای پیشرفته ارسال زنده تصویر به مقصد آمریکا از حالت خودکار خارج و تبدیل به «بررسی موشکافانه» شد؛ یعنی شرکتهای خریدار آمریکایی موظف شدند ثابت کنند این قطعات به هیچ وجه قرار نیست در پهپادهای نظامی یا سامانههای پیشرفته غیرنظامی استفاده شوند.
نتیجه کارمان چه شد؟ تولیدکنندگان پهپاد در داخل آمریکا ماهها بدون قطعه معطل ماندند و خطوط تولیدشان خوابید. آنها یا مجبور شدند قطعات جایگزین را با بیش از ۳۰ درصد قیمت گرانتر بخرند—که باعث سقوط شدید توان رقابتیشان در بازار شد—یا ورشکست شوند. در همین حال، پهپادهای آماده چینی مسیر صادرات خود را از طریق کشورهای ثالث در جنوب شرق آسیا و خاورمیانه باز کردند و آمار صادراتمان کاهش محسوسی نشان نداد.

این تجربه نشان داد که فشار روی نقاط حساس قطعات کلیدی (یا همان پاتک نقطهای)، میتواند خطوط تولید آمریکا را دچار خونریزی و فلج ناگهانی کند.
همین فرمول برنده را میتوان موبهمو در میدان نبرد هوش مصنوعی نیز پیاده کرد.
اگر آمریکا سهمیه اجاره پردازش ابری برای شرکتهای چینی را محدود میکند، تعرفه روی قطعات هوش مصنوعی ما میبندد یا بازرسیهای سختگیرانه برای تراشهها اعمال میکند، پاسخ چین هم مشخص است: سهمیه صادرات پلیسیلیکون گرید تراشه به آمریکا کاهش مییابد؛ برای صادرات آهنرباهای دائمی خاکهای کمیاب و ماژولهای نوری، فیلتر سختگیرانه گذاشته میشود؛ و یک سیستم ردیابی دقیق ایجاد میشود تا مطمئن شویم این مواد خام حیاتی تنها برای صنایعی غیر از هوش مصنوعی به آمریکا صادر میشوند.
به این ترتیب، مسدود کردن یکطرفه قدرت پردازش از سوی آمریکا، ناگهان تبدیل به یک موازنه وحشت دوجانبه خواهد شد؛ جایی که اگر آنها راه نفس هوش مصنوعی ما را ببندند، کارخانههای خودشان هم از بیآبی خشک خواهند شد.
📌حمله به زنجیره تأمین باید سیستماتیک و نهادینه شود
چین در زنجیره تأمین جهانی بیشماری از صنایع، جایگاهی بیبدیل و غیرقابلجایگزین دارد. آمریکا در حوزههایی حیاتی مانند دارو، انرژیهای نو، صنایع الکترونیک و مواد معدنی استراتژیک، تا مغز استخوان به کارخانههای چین وابسته است.
این واقعیت خندهدار اما تلخی برای کاخ سفید است. هر صنعتی را که آمریکا امروز قصد دارد با آن گلوی چین را بفشارد، اگر پیچبهپیچ باز کنید و به لایههای میانی و زیرین زنجیرهاش نگاهی بیندازید، متوجه میشوید ساخت قطعات، فرآوری مواد اولیه و ماشینآلات تولیدی آن، دقیقاً در خاک چین متمرکز شده است.
نگاهی به این چند نمونه بیندازید:
🔶صنایع نظامی و دفاعی آمریکا: باورکردنی نیست، اما حدود ۶۰ درصد از آهنرباهای بهکاررفته در موتور جنگندههای فوقپیشرفته F–۳۵ و حتی قطعات هدایت موشکهای آمریکایی، به واردات از چین وابستهاند!
🔶رباتهای انساننما: در ساخت قطعات مکانیکی فوقالعاده ظریف مثل «کاهندههای هارمونیک»، «پیچهای غلتکی»، «موتورهای فنجانی توخالی» و سیستمهای حرکتی، تأمینکنندگان چینی نبض بازار را در دست دارند. ایلان ماسک برنامه دارد در سال ۲۰۲۶ بین ۵۰ تا ۱۵۰ هزار ربات انساننمای اپتیموس تولید کند؛ جالب است بدانید بین ۶۰ تا ۷۰ درصد از کل قطعات این رباتها را کارخانههای چینی میسازند!

🔶دارو و سلامت عمومی: مدتی پیش، اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، در مصاحبهای با نگرانی آشکار به وابستگی شدید آمریکا به پکن در تأمین آنتیبیوتیک سادهای مثل آموکسیسیلین اعتراف کرد. گزارش نهادهای معتبر آمریکایی نشان میدهد که بخش عمدهای از «مواد موثره دارویی» (API) و مواد میانی برای پرمصرفترین داروهای جهان—از استامینوفن و ایبوپروفن گرفته تا پنیسیلین و هیدروکورتیزون—وابسته به چین است. برآوردها حاکی از آن است که حدود ۷۰ درصد استامینوفن آمریکا و بین ۸۰ تا ۹۰ درصد مشتقات پنیسیلین و کورتونها مستقیماً به شاهرگهای دارویی چین وابستهاند!
این وابستگی ساختاری عمیق، بزرگترین برگ برنده در دستان پکن است. اینکه آمریکا و اروپا این روزها با سراسیمگی مدام از جدایی اقتصادی (Decoupling) و ریسکزدایی دم میزنند، دقیقاً از روی مثل معروف «کافر همه را به کیش خود پندارد» است؛ چون خودشان سابقه طولانی در سلاحسازی از اقتصاد دارند، از سلاح شدن این زنجیره تأمین علیه خودشان وحشت کردهاند.
حال که ماجرا چنین است، چین باید با تمام قوا از این برتری استفاده کند و سد محکمی در برابر محاصره اقتصادی واشنگتن بسازد. ما باید هرچه سریعتر سامانه پاسخ متقابل زنجیره تأمین را طراحی و مستقر کنیم. قطعات استراتژیک، مواد اولیه کمیاب و تجهیزات پیشرفته فرآوری باید به عنوان ابزارهای رسمی بازدارندگی وارد میدان شوند تا مهار فنی آمریکا را مهار کنیم. هر بار که آمریکا به سمت دکمه تحریم تکنولوژی دست دراز کند، ما با اتکا به همین زنجیره تنیدهشده، ضربهای هموزن و متقابل وارد خواهیم کرد تا تعادلی پایدار بسازیم.
هر بار که واشنگتن شیر دسترسی به تراشهها یا اجاره پردازندههای گرافیکی را برای چین ببندد، پکن نیز بیدرنگ سهمیه و خروجی زنجیره تأمین خاکهای کمیاب خود را به همان اندازه کاهش خواهد داد. تنها با اجرای این گروکشی هدفمند است که میتوان غول فناوری آمریکا را پای میز حساب و کتاب کشاند و جلوی یکهتازی آنها در عصر هوش مصنوعی را گرفت.
📌برای پیادهسازی این پاتک، چین باید سه گام استراتژیک بردارد:
۱. چشم در برابر چشم؛ توازن در وابستگی ساختاری
آمریکا به برتریاش در طراحی تراشه و نرمافزار مینازد، اما یادش رفته که خشت اول همین تراشهها—از مواد فوقخالص تا عناصر کمیاب—در مشت چین است. اگر واشنگتن جلوی خرید تراشه را میگیرد، پکن هم شریان مواد اولیه همان کارخانهها را میبندد. این یک لجبازی احساسی نیست؛ یک ضربه دقیق به پاشنه آشیلی است که آمریکا تا سالها راهی برای دور زدنش ندارد.
۲. سهمیه قطرهچکانی به جای تحریم کور
پاسخ چین نباید یک تحریم سراسری و شتابزده باشد، بلکه باید مانند آبیاری قطرهای عمل کند؛ یعنی هر محموله صادراتی به آمریکا باید ردگیری شود تا تضمین دهد در صنایع هوش مصنوعی مصرف نمیشود. فرمول بازی خیلی ساده است، واشنگتن اگر دسترسی چین به سرورها را باز کند، پکن هم شیر صادرات خاکهای کمیاب را بازتر میکند؛ اگر فشار را بیشتر کند، محمولهها پشت سد دیوانسالاری خاک خواهند خورد. از این پس، هر تحریم تازه برای کاخ سفید یک فاکتور سنگین به همراه دارد.
۳. موازنه وحشت؛ تبدیل فشار یکطرفه به بازی مرگ و زندگی
آمریکا میخواهد با تحریم تراشه، هوش مصنوعی چین را از گرسنگی بکشد، اما غافل است که چین میتواند کل اجاق صنایع پیشرفته آمریکا را خاموش کند! این پاتک متقابل، فشار یکطرفه واشنگتن را به یک توازن قدرت فلجکننده تبدیل میکند؛ جایی که آمریکا ناچار است برای نجات پروژههای خودش هم که شده، پای میز عقلانیت بنشیند.
در جنگ جهانی بر سر تاج و تخت هوش مصنوعی، این چین است که با گروگان گرفتن زنجیره تأمین، میتواند بازی را به نفع خود برگرداند و قواعد آینده فناوری را بازنویسی کند.
پایان/
منبع: https://m.guancha.cn/ZhouXiaoMing/2026_09_15_900580.shtml













نظر شما