به گزارش تحریریه، «ناصر قندیل»، تحلیلگر لبنانی و سردبیر روزنامه «البناء» لبنان، در بخشی از اظهارات خود درباره تحولات مربوط به جنگ آمریکا علیه ایران و وساطت روسیه میان ایران و آمریکا، به کانال یوتیوبی «مصدر الحدث» گفت: «دونالد ترامپ» رئیسجمهوری آمریکا، برای نخستین بار اعلام کرد که با «ولادیمیر پوتین» رئیسجمهوری روسیه، درباره سه پرونده ایران، اوکراین و انرژی (گازوئیل) مذاکره کرده است.
سه ماه پیش، هنگامی که از ترامپ درباره ارتباط وی با پوتین پرسیده شد، او گفت که با وی درباره اوکراین مذاکره کرده است. «پوتین پیشنهاد داد که روسیه آماده است درباره موضوع ایران میانجیگری کند، اما من به او گفتم که تنها درباره اوکراین مذاکره میکنیم. تو به فکر جنگ خودت باش و من هم به فکر جنگ خودم هستم.» اما اکنون ترامپ بهطور رسمی اعلام کرده است که با پوتین درباره سه موضوع انرژی، اوکراین و ایران مذاکره میکند. همچنین ترامپ اعلام کرده است که پیش از انتخابات میاندورهای آمریکا جنگی رخ نخواهد داد. این نشان میدهد که او به دیپلماسی و میانجیگری روسیه فرصت میدهد.
موضوع دیگر، سفر «سرگئی لاوروف» وزیر امور خارجه روسیه، به ایران است. او از یادداشت تفاهم بهعنوان زمینه و مقدمهای برای هرگونه راهحل صحبت کرده و آمادگی روسیه را برای میانجیگری میان ایران و آمریکا و حل موضوع اورانیوم غنیشده ایران اعلام کرده است. موضوع دیگر، دیدار پوتین با فرستادگان ترامپ، از جمله «ویتکاف» و «جارد کوشنر»، است. هر دو طرف پس از مذاکره تأیید کردند که ایران در این مذاکرات بخش مهمی را به خود اختصاص داده است.
قندیل در بخش دیگری از اظهارات خود گفت: پیش از اینکه جنگ علیه ایران آغاز شود، در رسانهها، مراکز پژوهشی و حتی دولت آمریکا این موضوع مطرح میشد که هدف از حمله به ایران، محاصره و تضعیف روسیه و چین است. ایران قلب آسیاست. ایران قلب منظومه انرژی در منطقه خلیج فارس است. تضعیف ایران بخشی از هدف آمریکا برای دور کردن روسیه و چین از هارتلند جهان است. اگر آمریکا بتواند نظام را در ایران تغییر دهد، روسیه در شمال منزوی خواهد شد و دیگر در معادلات سیاسی و ژئوپلیتیکی نقشی نخواهد داشت. سوریه دیگر پایگاه نفوذ روسیه نیست.
درست است که روسیه در طرطوس حضور نظامی دارد، اما این حضور نظامی محدود است و سبب نفوذ سیاسی روسیه نخواهد شد. روسیه از طریق دریای خکاسپین و ایران میتواند به خلیج فارس نیز دسترسی داشته باشد. این کشور از طریق عراق و سوریه میتواند به مدیترانه هم دسترسی داشته باشد. ایران سبب میشود روسیه در بسیاری از پروندهها نقش مهمی داشته باشد و بهعنوان یک قدرت جهانی شناخته شود. روسیه همچنین از طریق ایران با هند در ارتباط است.
چین نیز از نظر اقتصادی و سیاسی با ایران ارتباط دارد. طرح کمربند و جاده از ایران عبور میکند و به ترکیه و کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس میرسد. چین با کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس و ترکیه روابط قوی دارد. برای ادامه این روابط، چین به محیط جغرافیایی نیاز دارد و این محیط برای چین در ایران فراهم است. هیچ کشوری در جهان از نظر ژئوپلیتیکی مانند ایران و روسیه در برابر هژمونی آمریکا مقاومت نکرده است.
جایگاه اساسی ایران، مقدرات سیاسی و دیگر مؤلفههای قدرت این کشور و جایگاه آن در بازار انرژی سبب شدهاند که آمریکا وارد جنگ با ایران شود. هدف مهم آمریکا از این جنگ، منزوی کردن روسیه در شمال و منزوی کردن چین در شرق دور است.
اکنون آمریکا به میانجیگری روسیه و ابتکار عمل چین که از سوی پاکستان دنبال میشود، نیازمند شده است. حتی ترامپ بارها اعلام کرد که با رئیسجمهوری چین برای بازگشایی تنگه هرمز صحبت کرده است. این نشان میدهد که آمریکا رویکرد خود را درباره نقشآفرینی روسیه و چین در مسائل بینالمللی، از گذرگاه ایران، تغییر داده است. آمریکا که مخالف نقشآفرینی روسیه و چین در مسائل بینالمللی بود، وارد جنگ با ایران شد و اینگونه فکر میکرد که میتواند با یکسره کردن جنگ در ایران، سرنوشت روسیه و چین را هم یکسره کند.
شکست آمریکا در برابر ایران، عقل راهبردی آمریکا را به این نتیجه رساند که هرگز نمیتواند کار روسیه و چین را یکسره کند. اکنون دیده میشود که شیوه رفتار آمریکا با روسیه و چین تغییر کرده است. آمریکا از روسیه میخواهد که میان ایران و آمریکا وساطت کند. آمریکا رفتار خود را با چین هم تغییر داده است. ترامپ به چین سفر کرده است و پس از آن، «شی جینپینگ» به آمریکا سفر کرد. دیگر ترامپ حرفی از عوارض گمرکی و تحریم علیه چین و روسیه به میان نمیآورد. بلکه برعکس، معافیت از تحریم انرژی روسیه، بهویژه در موضوع گازوئیل، نشان میدهد که آمریکا به دنبال همکاری اقتصادی است.
ترامپ از روسیه و چین میخواهد با همکاری یکدیگر، بازارهای انرژی را از تنشهای سیاسی دور نگه دارند و حتی تحریمهای انرژی روسیه و ایران برداشته شود. این موضوع بسیار مهمی است و روسها این پیام را به ایرانیها رساندهاند و گفتهاند: «هنگامی که موضوع دور نگه داشتن بازارهای انرژی از تنشها مطرح شد، به آمریکاییها گفتیم درباره ایران چگونه رفتار میشود. آنها گفتند این موضوع شامل ایران هم میشود.» این موضوع به تفاهم سیاسی با ایران نیاز دارد. با روسیه هم باید درباره اوکراین به تفاهم سیاسی رسید. موضعگیری جدید آمریکا خارج از چارچوب سلطهگری و هژمونی است. این تحول بزرگ و گستردهای است.
تحلیلگر لبنانی گفت: این مسائل نشان میدهد که جنگ به نتیجه نرسیده است و آمریکا خود را با زیانهای راهبردی جنگ با ایران سازگار میکند. بااینحال، باز هم تلاش میکند به تفاهمهایی برسد که غرور و پرستیژ خود را حفظ کند و اینگونه تبلیغ و وانمود کند که ایران را شکست داده و آن را مجبور به توافق کرده است. ترامپ هنوز هم برای رهایی از جنگ به این شیوه نیاز دارد، اما به نظر نمیرسد که ایران در این زمینه ترامپ را یاری کند. ایران اجازه نخواهد داد ترامپ آبروی خود را حفظ کند. این کشور به دنبال حقوق خود است و از هیچ امتیازی چشمپوشی نخواهد کرد. همکاری ایران با روسیه نیز بر همین اصل استوار خواهد بود.
ایران اورانیوم غنیشده خود را به روسیه تحویل نخواهد داد و این اورانیوم در ایران باقی خواهد ماند. اگر تفاهمی صورت گیرد، باید ضمانت اجرایی داده شود و این تفاهم به اجرا درآید. آمریکا که به دنبال محاصره روسیه و چین بود، اکنون پس از شکست در برابر ایران، از چین و روسیه میخواهد که برای پایان دادن به جنگ در ایران وساطت کنند. پافشاری بر ادامه ارتباط با روسیه، بیانگر گرفتاری آمریکا در تنگنا و باتلاق ایران است. حتی موضوع خرید انرژی از روسیه نیز فراتر از خرید انرژی است. ایران در این زمینه به روسیه و چین هم هیچ امتیازی نخواهد داد. ایران به دنبال تدوین معادلهای جدید در مذاکره است. آمریکا باید بهطور عملی تحریمها را از ایران بردارد. ایران نیز پس از آن ضمانت خواهد داد که به دنبال سلاح هستهای نیست.
بسیاری از شاخصها نشان میدهند که اگر این بار موضوع ایران حل نشود، ایران بمب اتمی را آزمایش خواهد کرد. حتی برخی از مراجع تقلید میگویند فتوای حرام بودن دستیابی به سلاح هستهای با شهادت آیتالله خامنهای به پایان رسیده است و اکنون میتوان در این زمینه فتوای جدیدی صادر کرد. شاید فتوای دستیابی ایران به سلاح هستهای صادر شود. شاید پیش از انتخابات میاندورهای آمریکا یا پس از آن، نشست سهجانبهای میان رؤسایجمهوری روسیه، چین و آمریکا برای بررسی پرونده هستهای ایران برگزار شود.
به گفته این تحلیلگر لبنانی، آمریکا در این مدت به ایران حملهای نخواهد کرد و کسی که پیش از انتخابات به ایران حمله نکند، پس از انتخابات هم حمله نخواهد کرد. اگر هم نتانیاهو به ایران حمله کند، این بهمنزله خودکشی است. اگر نتانیاهو در انتخابات شکست بخورد و «ایزنکوت»، رقیب وی، پیروز شود، مصونیت نتانیاهو از بین خواهد رفت و به او گفته خواهد شد: «بفرما زندان!» همچنین کمیته جنگ علیه ایران هم او را به زندان محکوم خواهد کرد و به او خواهند گفت که تو آمریکا و اسرائیل را وارد جنگی دیوانهوار در ایران کردی که در آن شکست خوردند.
ترامپ هم دیگر به فکر جنگ نیست زیرا او قادر به ادامه جنگ نیست. قیمت انرژی در آمریکا بالا رفته و اوضاع معیشتی ناگوار شده است. عربستان سعودی، که آمریکا آن را ذخایر موشکی خود به شمار میآورد، بخش بزرگی از سلاحها و جنگافزارهای خود را در جنگ با یمنیها هدر داده است و انبارهای آن خالی شدهاند. ترامپ از جنگ فرار میکند و گزینه جنگ دیگر روی میز نیست. در مسیر دیپلماسی، او باید از چین و روسیه کمک بگیرد. آمریکا نیز باید به روسیه و چین، بهعنوان دو قدرت جهانی، ضمانتهایی بدهد تا به ایران امتیازهایی داده شود. روسیه و چین هم از آنچه منافع ایران را تأمین کند، چشمپوشی نخواهند کرد و این بیانگر همکاری راهبردی چین و روسیه با ایران است.
سردبیر روزنامه «البناء» لبنان در بخش پایانی اظهارات خود گفت: ایران قدرتمند است و معادلات مجهولی دارد. این کشور دارای مؤلفههای قدرتی است که میتواند طرف مقابل را آزار دهد؛ خودش مقاومت کند اما آمریکا چنین مؤلفههایی را ندارد. موشکهای ایران برای این کشور کافی است و میتوانند با شدت بیشتری به بمب مادر و دیگر سلاحهای آمریکایی پاسخ دهند.
پایان/













نظر شما