سناریوی امارات برای فشار بر ایران؛ هدف‌گیری اعتماد به ریال

تحلیلگر اماراتی تصریح دارد جنگ اقتصادی علیه ایران وارد جبهه‌ای تازه شده است؛ جبهه‌ای که هدف آن نه تخریب زیرساخت‌های نظامی، بلکه تضعیف ارزش ریال و از بین بردن اعتماد عمومی به پول ملی است. در این سناریو، فشار بر اقتصاد، بی‌ثبات‌سازی بازار ارز و سوق دادن مردم به سمت دلار و طلا می‌تواند به ابزاری برای تبدیل بحران معیشتی به چالشی سیاسی و امنیتی علیه ایران تبدیل شود.

به گزارش تحریریه, تارنمای «ایلاف» عربستان در گزارشی تحلیلی به قلم «سالم الکتبی» تحلیلگر اماراتی، چندی قبل درباره تأثیر فشار اقتصادی و جنگ ارزی (ریال) علیه ایران نوشت: جنگ علیه ریال، جبهه‌ای است که ایران از آن هراس دارد. خطرناک‌ترین چیزی که اکنون ایران با آن روبه‌رو است، حمله هوایی جدید یا حمله موشکی دقیق نیست؛ بلکه لحظه‌ای است که شهروندان ایرانی این اعتماد را از دست بدهند که «ریال» دیگر برای حفظ پس‌اندازهایشان مناسب نیست.

هنگامی که نبرد از بندرها و خطوط مقدم جنگ به فروشگاه‌ها، داروخانه‌ها و بازارهای ارز منتقل شود، پول دیگر صرفاً وسیله‌ای برای پرداخت نیست، بلکه به یکی از ابزارهای حاکمیت دولت و اعتماد جامعه تبدیل می‌شود و اگر این اعتماد فروبپاشد، خودِ حاکمیت پول نیز در معرض آزمون قرار می‌گیرد.

وی افزود: نگرانی از این موضوع در اظهارات «محمدباقر قالیباف»، رئیس مجلس ایران، در عراق به‌طور آشکار دیده شد؛ به‌طوری‌که او توسعه اقتصادی را با امنیت پیوند زد و از یک «جنگ اقتصادی و علمی» سخن گفت. او خواستار گسترش استفاده از ریال ایران و دینار عراق و کاهش وابستگی به دلار شد.

به نظر نمی‌رسد انتخاب دینار عراق تصادفی باشد؛ زیرا عراق نزدیک‌ترین و آماده‌ترین عرصه برای این محاسبات است و شبکه گسترده‌ای از تجارت، انرژی و پرداخت‌ها، دو کشور عراق و ایران را به یکدیگر پیوند می‌دهد.

این تحلیلگر اماراتی نوشت: من از دیدگاه راهبردی، پرداخت با ریال و دینار را صرفاً یک ترتیب تجاری برای تسهیل مبادلات نمی‌دانم، بلکه این اقدام را تلاشی از سوی ایران برای گشودن مسیری جدید جهت دور زدن تحریم‌های مالی و کاهش وابستگی تجارت خود به نقاط تحت کنترل دلار می‌دانم. هنگامی که آمریکا بر بانک‌ها، حواله‌ها و ارزها نظارت شدیدی دارد، طبیعی است که ایران به دنبال فضایی مالی در پیرامون خود باشد تا بتواند بخشی از تجارت خود را از طریق کانال‌هایی با وابستگی کمتر به دلار تسویه کند. اما این راهکار ایران ممکن است به یک ریسک راهبردی برای عراق تبدیل شود. بغداد با دلار تنها به‌عنوان یک ارز خارجی رفتار نمی‌کند، بلکه دلار شریان حیاتی سیستم مالی عراق است که با درآمدهای نفتی و حساب‌های بانک مرکزی عراق در فدرال رزرو آمریکا گره خورده است. از سوی دیگر، بخش بانکی عراق به دلیل پرونده‌های قاچاق دلار و پول‌شویی، به‌شدت تحت نظارت قرار دارد. اگر آمریکا احساس کند بانک‌ها، شرکت‌ها یا ترتیبات مربوط به ریال و دینار به تهران در کاهش آثار تحریم‌ها کمک می‌کنند، احتمال دارد پاسخ خود را با محدود کردن دسترسی نهادهای مالی عراق به دلار و سخت‌تر کردن حواله‌های خارجی اعمال کند.

سالم الکتبی تاکید کرد: همچنین قالیباف اظهار داشت اگر مردم گرسنه باشند و حرکت مالی، رشد و تولید وجود نداشته باشد، قدرت نظامی به‌تنهایی کافی نیست. این سخنان اعترافی به این واقعیت است که خطر دیگر صرفاً خارجی نیست؛ زیرا سلاح نمی‌تواند قیمت نان را کاهش دهد، بیکاری را درمان کند یا اعتماد را به ارزی که مردم از آن روی برمی‌گردانند، بازگرداند. با این وضعیت، اقتصاد به بخشی از نبرد امنیت ملی تبدیل می‌شود.

آمریکا نیز همین هدف سیاسی خود را از فشار مالی پنهان نمی‌کند. «اسکات بسنت»، وزیر خزانه‌داری آمریکا، این مرحله را «روز فرود اقتصادی» نامید و از «بزرگ‌ترین حمله مالی سازمان‌یافته علیه یک دشمن» سخن گفت. او عنوان داشت که این کارزار در ایران موفقیت‌آمیز خواهد بود و نظام فرو خواهد پاشید. اهمیت این سخنان در تعداد شرکت‌ها و واسطه‌های هدف قرارگرفته نیست، بلکه در آن چیزی است که هنگام به اوج رسیدن فشار بر درآمدهای نفتی، ارزهای سخت و خودِ ریال اتفاق می‌افتد؛ زمانی که شهروند ایرانی از ریال به سمت دلار و طلا فرار می‌کند و ماهیت بحران تغییر می‌یابد. در این شرایط، نه‌تنها ارزش پول از بین می‌رود، بلکه توانایی دولت برای حفظ معاملات روزمره در داخل سیستم پولی نیز از دست خواهد رفت.

تحلیلگر اماراتی افزود: ونزوئلا نمونه‌ای برای عبرت‌گیری و هشداری است که نباید آن را نادیده گرفت. پول ملی ونزوئلا، «بولیوار»، با یک تصمیم از بین نرفت، بلکه به‌تدریج کارکرد خود را در حفظ ارزش از دست داد، قیمت‌گذاری با آن دشوار شد و استفاده از دلار در پس‌انداز و تجارت گسترش یافت. در نهایت، جامعه بدون آنکه منتظر تصمیمی رسمی باشد، یک سیستم پولی موازی ایجاد کرد. هزینه‌ها فقط به پول محدود نشد و تا پایان سال ۲۰۲۴، شمار پناه‌جویان و مهاجران ونزوئلایی به ۷.۹ میلیون نفر رسید. بی‌شک، پول تنها دلیل مهاجرت نبود، اما بخشی از فروپاشی عمیق‌تر اعتماد به آینده به شمار می‌رفت.

قطعاً ایران ونزوئلا نیست و سقوط ریال ضرورتاً به معنای سقوط نظام ایران نخواهد بود. ایران تجربه‌ای طولانی در خنثی‌سازی ضربات تحریم، بازتوزیع هزینه‌ها و محافظت از نهادهای ضروری برای بقای خود دارد و این تجربه، حاشیه امن واقعی برای ایستادگی در اختیار این کشور قرار می‌دهد. اما این به معنای مصونیت مطلق نیست. هرچه نظام برای جبران هزینه‌های محاصره و جنگ، از طریق غذا، دارو و پس‌انداز، مطالبات بیشتری از مردم داشته باشد، به منطقه‌ای نزدیک‌تر می‌شود که در آن بحران معیشتی به بحران اعتماد و خشم و سپس به یک پرونده امنیتی داخلی تبدیل می‌شود؛ پرونده‌ای که قدرت سرکوب نیز به‌راحتی از پس آن برنمی‌آید.

بحران اینجاست که فشارها به‌صورت جداگانه وارد نمی‌شوند؛ یک جنگ فرسایشی، زیرساخت‌های آسیب‌دیده، درآمدهای پایین‌تر، تورم بالا، ارز بی‌ثبات و هزینه‌های فزاینده دفاع و بازسازی وجود دارند که همگی این فشارها از یکدیگر تغذیه می‌کنند. شاید حکومت ایران موفق شود با تحمیل هزینه‌های بیشتر بر دوش جامعه، وقوع بحران و انفجار را به تأخیر بیندازد، اما نمی‌تواند آثار آن را از بین ببرد. هنگامی که ایرانی‌ها احساس کنند دولت از آن‌ها می‌خواهد بقای خود را از طریق غذا، دارو و پس‌اندازشان تأمین کنند، تنگنای اقتصادی به پرسشی سیاسی درباره آینده تبدیل می‌شود.

از این رو، تهران از افزایش نرخ دلار به‌خودی‌خود واهمه‌ای ندارد، بلکه بیم آن را دارد که تضعیف ریال به رفتاری جمعی تبدیل شود که دولت قادر به مهار آن نباشد و حفظ پس‌اندازها، قیمت‌ها و معاملات به مرجع پولی دیگری وابسته شود. در آن شرایط، دولت نه‌تنها ارزش پول ملی خود را از دست می‌دهد، بلکه بخشی از اقتدار خود را در مدیریت فضای اقتصادی تحت حاکمیتش نیز از دست خواهد داد. از این رو، گرایش تهران به سوی دینار عراق و مسیرهای جایگزین تسویه‌حساب، نه به‌مثابه راهکارهایی اقتصادی و ملموس، بلکه به‌عنوان خطوط دفاعی برای جلوگیری از تبدیل فشارهای خارجی به بحران نقدینگی داخلی درک می‌شود.

تحلیلگر اماراتی در پایان مدعی شد: به باور من، این اقدامات آشکار می‌سازد که رهبران ایران تنها نگران کمبود دلار نیستند، بلکه از شرایطی واهمه دارند که در آن تضعیف ریال به بحران بی‌اعتمادی تبدیل شود؛ بحرانی که دستگاه‌های امنیتی قادر به مهار آن نباشند. بی‌شک، تهران می‌تواند با موشک‌ها، گسترش شبکه‌های دور زدن تحریم‌ها و تشدید فضای امنیتی در خیابان‌ها واکنش نشان دهد، اما نمی‌تواند شهروند ایرانی را وادار به اعتماد به ارز ملی‌ای کند که توانایی محافظت از آن را از دست داده است.

هنگامی که دلار و طلا به پناهگاه‌های اصلی تبدیل شوند، نبرد تنها به صفحات نمایش صرافی‌ها محدود نخواهد ماند، بلکه به بازارها، خانه‌ها و سپس خیابان‌ها کشیده خواهد شد. در آن هنگام، نبرد بر سر ریال به نبردی برای بقای نظام ایران تبدیل می‌شود.

پایان/

۱۲ آبان ۱۴۰۵ - ۰۸:۰۰
کد مطلب: 36144

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 0 + 0 =