به گزارش تحریریه، پل کروگمن در یادداشتی با عنوان «ورشکستگی سیاسی؛ بسیار بترسید» که در شبکه خبری سیانان منتشر شده، با اشاره به گزارشها درباره تدوین طرحهای جدید نظامی آمریکا برای حمله مجدد به ایران، نسبت به احتمال ازسرگیری جنگ در آستانه انتخابات میاندورهای کنگره هشدار داده است.
بر اساس گزارش سیانان، ارتش آمریکا طرحهای تازهای برای ازسرگیری عملیات نظامی علیه ایران تدوین کرده که استفاده احتمالی از بمب موسوم به «مادر همه بمبها» برای هدف قرار دادن زیرساختهای انرژی و تأسیسات هستهای ایران را نیز شامل میشود. این طرحها در صورت صدور دستور از سوی دونالد ترامپ، چه پیش از انتخابات میاندورهای و چه پس از آن، قابل اجرا خواهند بود.
اگرچه ترامپ اعلام کرده است که پیش از انتخابات میاندورهای دستور حمله جدیدی صادر نخواهد کرد، رابرت پیپ، نویسنده خبرنامه «دام تشدید تنش»، معتقد است نباید به این وعده اطمینان کرد و احتمال دارد حملات حتی پیش از برگزاری انتخابات از سر گرفته شوند.
کروگمن با اشاره به اینکه متخصص راهبرد نظامی نیست، استدلال پیپ را از منظر اقتصاد سیاسی قابل توجه میداند. او برای توضیح این وضعیت به رفتار صاحبان شرکتهایی اشاره میکند که در آستانه ورشکستگی قرار دارند و ممکن است برای نجات کسبوکار خود به تصمیمهایی بسیار پرخطر و مخرب روی بیاورند.
این اقتصاددان معتقد است ترامپ نیز با نوعی ورشکستگی سیاسی مواجه شده است. به گفته او، اگرچه رئیسجمهور آمریکا از نظر مالی با مشکلاتی روبهرو نیست و از طریق فساد به ثروت هنگفتی دست یافته است، اما موقعیت سیاسی او در معرض خطر قرار دارد و همین مسئله میتواند انگیزههایی برای اتخاذ تصمیمهای پرمخاطره ایجاد کند.
قمار سیاسی برای فرار از شکست
کروگمن استدلال رابرت پیپ را با مفهوم اقتصادی «قمار برای احیا» توضیح میدهد؛ وضعیتی که در آن صاحبان شرکتهای در آستانه شکست، به جای پذیرش زیان، سرمایهگذاریهای بسیار پرریسکی انجام میدهند که احتمال شکست آنها بالاست، اما در صورت موفقیت میتوانند شرکت را از ورشکستگی نجات دهند.
در چنین شرایطی، صاحب شرکت در صورت موفقیت از منافع تصمیم خود بهرهمند میشود، اما در صورت شکست، بخش عمده زیان متوجه طلبکاران خواهد بود.
از نگاه کروگمن، موقعیت سیاسی ترامپ نیز میتواند چنین الگویی پیدا کند. او معتقد است نشانهها حاکی از آن است که حزب جمهوریخواه در انتخابات میاندورهای با خطر شکست مواجه است. در شرایط عادی، یک رئیسجمهور میتواند با کنگرهای که در اختیار حزب مخالف قرار دارد به فعالیت خود ادامه دهد، اما به باور این اقتصاددان، حجم فساد و تخلفاتی که طی دو سال گذشته رخ داده، شرایط را برای ترامپ متفاوت کرده است.
به نوشته کروگمن، پیروزی دموکراتها و در اختیار گرفتن کنترل کنگره، به این حزب امکان میدهد از ابزارهای نظارتی، احضار افراد و انجام تحقیقات گسترده استفاده کند؛ موضوعی که میتواند پیامدهای بسیار سنگینی برای ترامپ و اطرافیانش داشته باشد.
او بر همین اساس معتقد است ترامپ انگیزه دارد هر اقدامی را که ممکن است نتیجه انتخابات میاندورهای را تغییر دهد، در دستور کار قرار دهد. ازسرگیری حمله به ایران ممکن است در نهایت به شکست بزرگتری برای جمهوریخواهان منجر شود، اما از نظر ترامپ این احتمال نیز وجود دارد که چنین اقدامی پایگاه هوادارانش را بسیج کند و نتیجه انتخابات را تغییر دهد.
کروگمن تأکید میکند رئیسجمهوری که منافع آمریکا برایش اهمیت داشته باشد، نباید صرفاً برای نجات موقعیت سیاسی شخصی خود به سیاستهایی فاجعهبار روی بیاورد، اما به اعتقاد او، نمیتوان رفتار ترامپ را با منطق متعارف سیاسی ارزیابی کرد.
از قمار برای احیا تا غارت سیاستی
با این حال، کروگمن معتقد است پیامدهای ورشکستگی سیاسی ترامپ ممکن است حتی فراتر از آن چیزی باشد که رابرت پیپ پیشبینی کرده است و پس از انتخابات میاندورهای نیز ادامه یابد.
او برای توضیح این وضعیت به مقاله کلاسیک سال ۱۹۹۳ جورج اکرلوف و پل رومر با عنوان «غارت: دنیای زیرزمینی اقتصادی ورشکستگی با هدف کسب سود» اشاره میکند.
اکرلوف و رومر در این مقاله با بررسی نمونههایی از ورشکستگی گسترده شرکتها و مؤسسات مالی، از جمله بحران مؤسسات پسانداز و وام آمریکا در دهه ۱۹۸۰، به این نتیجه رسیده بودند که برخی صاحبان کسبوکارهای در آستانه ورشکستگی، به جای تلاش برای احیای شرکت، داراییهای آن را به نفع خود خارج میکنند و پیش از فرارسیدن شکست نهایی، تا آنجا که میتوانند منابع شرکت را به جیب میزنند.
کروگمن با استفاده از این الگو، مفهوم دیگری را مطرح میکند که آن را میتوان «غارت سیاستی» نامید. منظور او صرفاً سوءاستفاده مالی از قدرت نیست؛ چراکه به اعتقادش، ترامپ از ابتدای حضور در قدرت در مقیاسی گسترده به این کار مشغول بوده است. مسئله اصلی، استفاده از قدرت سیاسی باقیمانده برای اجرای اقداماتی است که بهشدت با منافع ملی آمریکا در تضاد قرار دارند و در عین حال ممکن است با ترجیحات و پیشداوریهای شخصی ترامپ سازگار باشند.
به نوشته این اقتصاددان، ترامپ ممکن است پس از انتخابات میاندورهای و ازدستدادن امید به حفظ موقعیت سیاسی خود، محدودیتهای سیاسی گذشته را کنار بگذارد و آشکارتر از گذشته سیاستهای مورد نظرش را دنبال کند.
اوکراین؛ نمونهای از تغییر رفتار ترامپ
کروگمن برای توضیح این روند به سیاست دولت ترامپ در قبال جنگ اوکراین اشاره میکند. به اعتقاد او، ترامپ همواره به رهبران اقتدارگرا گرایش داشته و نسبت به دموکراسی رویکردی تحقیرآمیز نشان داده است. او همچنین از علاقه ویژه ترامپ به ولادیمیر پوتین و مخالفت او با ولودیمیر زلنسکی سخن میگوید.
به نوشته کروگمن، ترامپ تا زمانی که احتمال جلوگیری از تشدید خسارتهای سیاسی در انتخابات میاندورهای وجود داشت، در حمایت آشکار از پوتین احتیاط میکرد، اما در هفتههای اخیر این احتیاط کمتر شده است.
او خرید گازوئیل روسیه، لغو تحریمها و تلاش برای محدود کردن دسترسی اوکراین به سامانه ماهوارهای استارلینک را از جمله اقداماتی میداند که به باور او در جهت تضعیف موضع اوکراین و حمایت از تلاشهای روسیه برای تصرف سرزمینهای این کشور قرار دارند.
این اقتصاددان همچنین معتقد است تغییر مشابهی در سیاست داخلی آمریکا قابل مشاهده است. به نوشته او، ترامپ بهتدریج تلاش برای نشان دادن حساسیت نسبت به مهاجرت غیرقانونی و جرائم مهاجران را کنار گذاشته و به سمت مواضع آشکارتر نژادپرستانه حرکت کرده است؛ مواضعی که تاکنون بهویژه علیه جامعه سومالیاییهای آمریکا مطرح شده، اما به اعتقاد کروگمن ممکن است به همین گروه محدود نماند.
چرا شکست انتخاباتی ممکن است ترامپ را محتاطتر نکند؟
کروگمن در پایان یادداشت خود بار دیگر به احتمال ازسرگیری بمباران ایران پیش از انتخابات میاندورهای بازمیگردد و تأکید میکند که نمیتوان با قطعیت درباره تصمیم آینده ترامپ اظهارنظر کرد.
با این حال، او معتقد است رابرت پیپ در یک نکته اساسی حق دارد: دیگر نمیتوان بر اساس منطق معمول سیاسی فرض کرد که یک رئیسجمهور بهشدت نامحبوب، برای جلوگیری از افزایش نارضایتی عمومی، ازسرگیری یک جنگ نامحبوب را کنار خواهد گذاشت.
کروگمن همچنین هشدار میدهد کسانی که تصور میکنند ترامپ پس از شکست احتمالی جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای محتاطتر و میانهروتر خواهد شد، واقعیت سیاسی مورد نظر او را درک نکردهاند.
از نگاه این اقتصاددان، ازدسترفتن محدودیتهای ناشی از ملاحظات انتخاباتی میتواند به ترامپ امکان دهد سیاستهایی را دنبال کند که پیش از این به دلیل هزینههای سیاسی از اجرای آنها خودداری میکرد. به همین دلیل، نگرانی ازسرگیری جنگ با ایران تنها به دوره پیش از انتخابات محدود نمیشود و تحولات پس از انتخابات نیز میتواند با خطر تشدید تنشها همراه باشد.
کروگمن در جمعبندی خود تأکید میکند که ورشکستگی سیاسی ممکن است ترامپ را در موقعیتی قرار دهد که دیگر انگیزه چندانی برای رعایت ملاحظات سیاسی و انتخاباتی نداشته باشد؛ وضعیتی که به باور او میتواند زمینهساز دنبال کردن خواستهها و سیاستهایی با پیامدهای بسیار نگرانکننده برای آمریکا و جهان شود.
پایان/













نظر شما