به گزارش تحریریه، روزنامه الکترونیکی «رأیالیوم» در گزارشی به قلم تحلیلگر عراقی «نجاح محمدعلی»، با عنوان «آمادهباش نظامی و هشدار ایران؛ جنگ همچنان ادامه دارد و میانجیگریها معادله را تغییر نمیدهند» عنوان داشت که تحرکات غیرعادی هوایی و نظامی در منطقه پیگیری می شود و این حجم از تحرکات هوایی با رفتار طرفی که به دنبال کاهش تنش است، همخوانی ندارد، بلکه بیشتر به آمادگی عملیاتی یا ارسال پیامی بازدارنده در چارچوبی گسترده شباهت دارد. با این وجود، پرسش جدیای که در برابر ائتلاف مکه، که با هدف جلوگیری از شعلهور شدن جنگ به ایران سفر کرده بود، مطرح میشود، این است که آیا آنچه در جریان است، تلاشی برای کاهش تنش است یا گامی در جهت افزایش آن؟
در چنین شرایطی، سردار «محسن رضایی» دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، در برابر نمایندگان این ائتلاف در تهران ایستاد و پیامی مستقیم و تند به آمریکا فرستاد. او هشدار داد که در صورت حمله مجدد آمریکا به ایران، سرمایهگذاریهای آمریکا به ارزش حدود دو تریلیون دلار در حاشیه جنوبی خلیج فارس، که سالانه میلیاردها دلار سود به همراه دارند، در معرض نابودی قرار خواهند گرفت.
این سرمایهگذاریها تنها به زیرساختهای مربوط به نفت و گاز محدود نمیشوند، بلکه زیرساختهای دیجیتال، مراکز داده، کابلهای زیردریایی اینترنت و تمامی منافع اقتصادی و فناوری مرتبط با آنها را نیز در بر میگیرند. پیام او روشن بود: اگر آمریکا بار دیگر به ایران حمله کند، این سرمایهگذاریها نابود خواهند شد و همهچیز بر باد خواهد رفت.
نجاح محمدعلی افزود: همزمانی این دو رویداد، یعنی تحرک گسترده نیروهای هوایی و تهدید آشکار رضایی، بهروشنی گویای شرایط کنونی است. طرف مقابل تحرکات نظامی خود را دنبال میکند و ایران نیز با افزایش هزینههای جنگ، به این تحرکات پاسخ میدهد. با این وجود، تحرکات دیپلماتیک، سفرها و سخن گفتن از «فرصتهای کاهش تنش» و «ابتکارهای میانجیگری» همچنان ادامه دارد. خطر اصلی دقیقاً در همین نقطه نهفته است؛ خطری که ایرانیها باید بدون هیچگونه توهمی با آن مقابله کنند.
این تحلیلگر عراقی نوشت: نباید به کسی اعتماد کرد. میانجیگری در شرایط کنونی، تضمینی برای جلوگیری از جنگ نیست، بلکه ابزاری برای خرید وقت است. هر واسطهای که وارد عمل میشود، برنامهها و منافع ویژه کشور خود را دنبال میکند. تا زمانی که طرف مقابل همچنان از تهدیدها بهعنوان ابزاری برای پیشبرد اهداف خود استفاده میکند، وعدههای دیپلماتیک نمیتوانند تهدید نظامی را از بین ببرند.
کسانی که امیدوارند انتخابات میاندورهای آمریکا همهچیز را به تعویق بیندازد، در واقع تصمیمگیری را به محاسبات دیگران واگذار میکنند. چه حمله پیش از این انتخابات آغاز شود و چه پس از آن، زمانبندی آن به تصمیم آمریکا و ملاحظات سیاسی داخلی این کشور بستگی دارد. در مقابل، ایران باید احتمال وقوع جنگ را خطری همیشگی بداند که ممکن است در هر لحظه رخ دهد، نه رویدادی که وقوع آن تا پس از انتخابات به تعویق افتاده باشد.
این تحلیلگر عراقی افزود: تجربههای اخیر نشان میدهد سهلانگاری بر پایه امیدهای واهی میتواند هزینههای سنگینی به همراه داشته باشد. از اینرو، باید روندهایی را که ایران بهطور آشکار یا ضمنی درباره آنها هشدار داده است، جدی گرفت؛ زیرا این روندها تصویری روشن از هزینه واقعی هرگونه رویارویی جدید ارائه میدهند.
به نوشته این تحلیلگر عراقی، روند نخست در این زمینه به تنگه هرمز، بهعنوان یکی از مهمترین گذرگاههای انتقال انرژی در جهان، مربوط میشود. هرگونه اختلال جدی در امنیت کشتیرانی در این منطقه، هزینههای حملونقل، بیمه و انرژی را افزایش میدهد و بازارهای جهانی را زیر فشار قرار خواهد داد. پیام این اقدام روشن است: پیامدهای جنگ به مرزهای ایران محدود نخواهد ماند و اقتصاد جهانی ممکن است بهای سنگینی برای آن بپردازد.
روند دوم، گسترش دامنه پاسخ بهگونهای است که منافع و مراکز نظامی آمریکا در منطقه را نیز در بر گیرد. در صورت وقوع حملهای تازه، احتمال دارد ایران تصمیم بگیرد هزینههای نظامی و راهبردی سنگینتری بر طرف مقابل تحمیل کند. هیچکس نمیتواند تضمین کند که یک عملیات «محدود»، واقعاً محدود باقی بماند. آمریکا ممکن است آغازگر عملیات باشد، اما هیچ تضمینی وجود ندارد که بتواند تمام مراحل و پیامدهای آن را کنترل کند.
روند سوم، جبهه سایبری است. در جنگهای کنونی، زیرساختهای اطلاعاتی و سامانههای دیجیتال به بخشی از میدان نبرد تبدیل شدهاند. حملات سایبری میتوانند حتی بدون شلیک یک موشک، خسارتهای امنیتی و اقتصادی به بار آورند. نادیده گرفتن این جبهه در محاسبات، خطایی راهبردی است.
روند چهارم که تازهترین و آشکارترین مورد به شمار میرود، از سوی محسن رضایی در برابر نمایندگان ائتلاف مکه مطرح شده است؛ نابودی سرمایهگذاریهای هنگفت آمریکا در حاشیه جنوبی خلیج فارس که ارزش آنها دو تریلیون دلار برآورد شده است. این سرمایهگذاریها تنها به تأسیسات نظامی محدود نمیشوند، بلکه داراییهای حیاتی اقتصادی و فناوری، از جمله زیرساختهای نفت و گاز، مراکز داده و کابلهای زیردریایی را نیز در بر میگیرند.
این تحلیلگر عراقی نوشت: این چهار روند، سناریوهایی خیالی نیستند، بلکه ابزارهای بازدارندهای هستند که ایران اعلام کرده است در صورت تحمیل جنگ، آمادگی استفاده از آنها را دارد. نادیده گرفتن این گزینهها یا کماهمیت جلوه دادن آنها، به معنای درک ناقص واقعیت است.
در چنین شرایطی، تکیه بر مواضع دیگران به قمار و شرطبندی خطرناکی تبدیل میشود. دولت عراق بارها اعلام کرده است که در جنگ میان ایران و آمریکا، طرف هیچیک از دو کشور را نخواهد گرفت و در این درگیری بیطرف خواهد ماند. نیروها و گروههای وابسته به دولت عراق نیز در چارچوب این سیاست عمل میکنند. بنابراین، هرکس محاسبات خود را بر این فرض بنا کند که این نیروها بهطور خودجوش وارد درگیری خواهند شد یا از ایران حمایت خواهند کرد، مرتکب خطایی راهبردی شده است.
ایران باید بر توانمندیهای خود تکیه کند و به مواضع اعلامنشده یا تعهدات تحققنیافته دیگران امیدی نداشته باشد. پیامی که باید بهروشنی و قاطعیت منتقل شود، این است که نباید به هیچکس اعتماد کرد؛ نباید به وعدهها، میانجیها، محاسبات انتخاباتی و اظهاراتی که از «آخرین فرصتها» سخن میگویند، اعتماد کرد.
تحرکات اخیر هوایی و تهدیدهای سردار رضایی، نشانههایی از کاهش تنش نیستند، بلکه بخشی از تصویری بزرگتر هستند که نشان میدهد احتمال وقوع جنگ همچنان وجود دارد و هزینههای آن در جبهههای مختلف سنگین خواهد بود.
قدرت واقعی تنها در آغاز جنگ نیست، بلکه در توانایی پیشبینی و مدیریت جنگ است. کسی که تصور کند دیپلماسی بهتنهایی برای بازدارندگی کفایت میکند، از ماهیت تنش کنونی غافل است. ایران اکنون با گزینهای واقعی روبهروست و باید هر لحظه خود را برای بدترین سناریو آماده کند و تصمیمهایش را بر پایه توانمندیهای خود، نه بر اساس نیت و اراده دیگران، بگیرد. منطقه دیگر به توهمهای بیشتر نیاز ندارد و ایرانیها بیش از دیگران بهای غفلت و بیتوجهی را درک میکنند.
پایان/













نظر شما